بر روی قبر تیمور گورکانی چه نوشته شده است؟

 مزار "میر سید برکه" که از عرفا بوده در بالای قبر تیمور قرار دارد و ظاهرا امیر گورکانی خود وصیت کرده که قبر او زیر پای این پیر عارف باشد. در پائین قبر تیمور شاهرخ و الغ بیگ ،پسر و نوه تیمور مدفون هستند.روی قبر تیمور هم سنگ نبشته ای به زبان فارسی است که در آن از تیمور به عنوان مرید علی ابن ابیطالب(ع) یاد شده و این امر احتمال شیعه بودن تیمور را مطرح نموده است.

یکی از آثار تاریخی سمرقند بنای"گور امیر" است که به دلیل قرار داشتن مقبره تیمور گورکانی به این نام موسوم شده است.این بنا در سال807 هجری توسط یک معمار شهیر ایرانی به نام عبدالله بن محمد بن محمود بناء اصفهانی احداث شده  و گنبد و بارگاه آن با کاشیکاری ایرانی مزین است.

امیر تیمور پسر امیر تراغای، فرمانروای کش ترکستان بود. وی در۲۵ شعبان ۷۳۶ ه.ق (۷۱۴هـ.ش) در همان شهر کش به‌دنیا آمد. طایفه‌اش از شاخهٔ «تاتار» ترکستان بود ولی در آن زمان وابستگی به قوم مغول که چنگیزخان نام آورترین آن بود نوعی افتخار به حساب می‌آمد از این روی «امیر تیمور» تبارش را به «چنگیزخان» و قوم مغول می‌رساند. تیمور در تاریخ آسیای غربی ، از هند و ایران تا شام ، نماد ویرانگری و کشتار است.

حمله مغول سمرقند را نیز چون دیگر شهرهای ماوراءالنهر و خراسان بزرگ ویران کرد و به نابودی بسیاری از ساکنان آن انجامید. سپاهیان مغول شهر و مردم را از کوچک و بزرگ و زن و مرد خانه به خانه کُشتند و هرچه یافتند کندند و بردند و سوختند.

 تیمور در قرن هشتم هجری/چهاردهم میلادی سَمَرقَند را پایتخت خود کرد و هنرمندان سراسر ایران (بویژه اصفهان و شیراز) را به آنجا برد و ساختمان های با شکوه بسیار درآن بنیان نهاد. او مسجد بزرگ و زیبای این شهررا نیز از غنایم فتح هندوستان ساخت.

بعد از تشکیل جمهوری ازبکستان و به قدرت رساندن پان ترکان و آغاز سیاست ایرانی زدایی از فرهنگ مردم آسیای میانه توسط اتحاد جماهیر شوروی، به تیمور نماد هویتی داده شد. در سال 1996 نیز ششصدمین و شصتمین سالروز تولد امیر تیمور در ازبکستان برگزار گردد. امروز مجسمه های او را در تمام شهرهای این کشور می توان دید و به همین دلیل ازبکستان به سرزمین تیمور معروف شده است. درمیدان امیرتیمور در مرکز تاشکند نیز یک مجسمه تیمورگورکانی،سوار بر اسب بر فراز سکویی بلند و سنگی، خودنمایی می‌کند. گورکان به معنی داماد است و تیمور را از این جهت گورکانی نامیده‌اند که دختران سرزمین های متصرفه را به همسری گرفت و گورکان یا داماد شد.

تیمور در خانواده‏اى از قبایل ترک ماوراءالنهر و در شهر " کش " - از توابع سمرقند در سال 1335 میلادی(736 قمری) دیده به جهان گشود و خیلی زود در سوارکاری و تیر اندازی مهارت یافت. تیمور توانست با زیرکى و سیاست، از همان آغاز کار، و با اظهار طاعت نسبت به مهاجمان، شهر کش را از قتل و غارت نجات دهد و پس از مدتی در بلخ به فرمانروایى برسد.وی در بلخ خود را صاحبقران خواند وپس از آن به ماوراءالنهر رفت و سمرقند را پایتخت خویش ساخت. تیمور در جنگ با والی  سیستان چند زخم برداشت، دو انگشت دست راستش قطع شد و پای راستش چنان صدمه دید که تا پایان عمر می‌لنگید و به این دلیل به "تیمور لنگ" شهرت یافت. "گور امیر" را تیمورلنگ برای نوه خود محمد سلطان، ساخت و بعد خود وی هم در همین قبرستان دفن شد.

در بازدیدی که از سمرقند داشتیم مدیر گور امیر وقتی فهمید از سفارت ایران هستیم درب سرداب زیرین مجموعه که محل دفن تیمور بود را برای ما باز کرد و مستقیم به کنار قبر وی رفتیم.مزار فردی به نام "میر سید برکه" که از عرفا بوده در بالای قبر تیمور قرار دارد و ظاهرا امیر گورکانی خود وصیت کرده که قبر او زیر پای این پیر عارف باشد. در پائین قبر تیمور شاهرخ و الغ بیگ ،پسر و نوه تیمور مدفون هستند.روی قبر تیمور هم سنگ نبشته ای به زبان فارسی است که در آن از تیمور به عنوان مرید علی ابن ابیطالب(ع) یاد شده و این امر احتمال شیعه بودن تیمور را مطرح نموده است.معروف است که نادر شاه بعد از لشگر کشی به سمرقند،سنگ اصلی قبر سابق مقبره تیمور را به انتقام کشتار مردم اصفهان و شیراز توسط وی،از جای کند و بر دم اسب بست و به ایران آورد.

تیمور گورکانی  علیرغم روحیه جهانگشائی،به شدت تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایران بود و به همین دلیل به مباحث علمی از جمله علم نجوم علاقمند شد و از این رو اخترشناسان و منجمان شرق از جمله غیاث الدین جمشید کاشانی را به سمرقند آورد.رصد خانه الغ بیگ که هنوز آثار و بقایای آن در سمرقند وجود دارد،یکی از آثار علاقه تیموریان به علم نجوم می باشد. این رصد خانه در سال 841 به دستور الغ بیگ نوه امیر تیمورو پسرشاهرخ ساخته شده و منجمان بزرگی چون قاضی زاده رومی و غیاث الدین جمشید کاشانی از این مکان به رصد ستارگان پرداخته اند. 

سال 785 هجری بود که تیمور فارس را مسخر ساخت و خواجه حافظ هنوز در قید حیات بود. تیمور احضارش نمود ,  و گفت خواجه شیراز من به ضرب شمشیر آبدار، هزاران ولایات را ویران کردم تا سمرقند و بخارا را آبادان سازم، تو در بیت " اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را     به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا " به یک خال هندوی ترک شیرازی سمرقند و بخارای ما را ارزان می‌بخشی؟ خواجه حافظ که در آن زمان مفلس و فقیر بود،زمین خدمت را بوسه داد و خطاب به تیمور گفت: " ای سلطان عالم، من بخاطر همین بخشندگی ها است که بدین روز فقر و فاقه افتاده‌ام". تیمور را این لطیفه خوش‌آمد و او را بخشید.

منبع:چهار سال در سرزمین تیمور،خاطرات سفیر ایران در ازبکستان،محسن پاک آیین،نشر فرهنگ سبز،1389،تهران

ایمیل:mosenpak@yahoo.com

/ 0 نظر / 2 بازدید