حقوق حیوانات در فرهنگ و ادب ایرانی

حقوق حیوانات در فرهنگ و ادب ایرانی

  در میان چامه‌های مولوی به فرازهای انسانی بی‌مانندی برمی‌خوریم که پرداختن به همگی آن‌ها در این جستار شدنی نیست. یک فراز انسانی در میان سروده‌های مولانا بلخی پرداختن به حقوق جانوران و حیوانات است که بی‌گمان ریشه در فرهنگ ایرانی دارد. همان گونه که پیش‌تر با این بیت زیبا از حماسه سرای ایران زمین، فردوسی بزرگ آشنا هستیم که:

میازار موری که دانه کش است ..... که جان دارد و جان شیرین خوش است

این بار از زبان مولوی بلخی این‌چنین می‌خوانیم:

گفت من آن آهوم کز ناف من        ریخت این صیاد خون صاف من
اى من آن روباه صحرا کز کمین        سر بریدندش براى پوستین
اى من آن پیلى که زخم پیل بان        ریخت خونم از براى استخوان
آن  که   کشتستم  پى  مادون من       می نداند که نخسبد خون من
بر من است امروز و فردا بر وى است     خون چون من کس چنین ضایع کی است
گر چه دیوار افکند سایه ى دراز       باز گردد سوى او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا         سوى ما آید نداها را صدا

+ بخش یکم جستار "زندگی‌نامه مولانا و آشنایی با شمس تبریزی"

منبع: واژه‌نامه‌ی دهخدا (ویرایش رایانه‌ای!)
*هر گونه برداشت از داده‌های این تارنگار تنها با ذکر نشانی تارنگار و نام نویسنده مجاز است. (کورش محسنی)

http://ariapars.persianblog.ir/

/ 0 نظر / 2 بازدید