دروغی با عنوان جعلی عرب ستیزی رایج، برنامه ای از شیاطین ضد ایرانی در بی بی سی

برنامه پرگار بی بی سی چه می گوید؟ چهرة واقعی داریوش کریمی انگلستانی و یوسف عزیزی صهیونیسم زاده

 

  1. برنامة پرگار بی بی سی فارسی به مجری‌گری داریوش کریمی، جلسه ای گذاشته بود با عنوان دروغین و کثیف و تماماً جعلی به نام عرب ستیزی رایج!!! و به آن را به ایرانیان منسوب نمود! (لعن الله علی الشیاطین انگلیسی و الصهیونی). تمام وقت این برنامه مصروف تهاجم به خوزستان و هویّت مردم دلیر خوزستان و سرزمین ایران بود. بیشتر زمان این جلسة شیطانی، به تبلیغات دروغین یوسف عزیزی بنی طرف (نوکر شیوخ صحرا) علیه ایران و خوزستان تعلق یافت. این صدام زادة کثیف، خوزستان را عربستان نامیدند و به مفاخر ایران از فردوسی و مولوی و نظامی و سعدی گرفته تا علامه دهخدا و علامه قزوینی و استاد پورداوود و آخوندزاده و تقی زاده و کسروی و صادق هدایت و بهار و استاد خانلری و استاد بهروز و دیگر مفاخر سراسر ایرانزمین،  فحش و ناسزا گفته شد. داریوش کریمی خائن آواره و یوسف عزیزی، این مزدوران ضد ایرانی، قانون مشروطه ایران و دولت ملی و مدرن پس از انقلاب مشروطه را نکوهش کردند و ملوک الطوایفی قاجاریه و آشوب شیخ خزئل انگلیسی را ستاییدند. طبق معمول این برنامة همیشه ضد ایرانی، کسی که توانایی کامل برای پاسخ به اینگونه اهانت‌ها به ایران و مردم ایران و هویت ایرانیان داشته باشد را به این جلسة تماماً شیطانی نیاورده بودند، بلکه یکی از کارمندان دوران محمدرضا پهلوی را آورده بودند که متأسفانه تقدیم بحرین به انگلستان را در کارنامة سیاهش دارد. بجز او، مرد محترمی را هم در صندلی سوم بنشانده بودند که علی رغم نیت خوب او، آثار گولی از ایشان هویدا بود. حقیقت این برنامه پرگار چیست و هدف بی بی سی از اینگونه برنامه‌های مبهم و تماماً شیطانی چیست و داریوش کریمی در انگلستان و در بنگاه جعل پراکنی و صهیونیستی بی بی سی به زبان فارسی چه می‌کند؟

  

  • می‌دانیم که برخی مزدبگیران استعمار (که عموماً از عقده‌های فرو خوردة روانی و عمدتاً جنسی و بیضوی در رنج هستند) به دام دستگاه‌های اطلاعاتی بیگانگان افتاده اند و به دامان قبیله‌گرایی پناه برده‌اند و با فحش دادن به هویت بلند و اعلای ایرانی خود و اجداد و پدران خودشان، در ایران آرزوی خوردن نان بیگانگان جهانسوز را دارند و یا در دیار فرنگستان، نان و هویّت را فاحشگی می‌کنند و بعنوان مبلغان دنیای مسیحی غرب، تلاش میکنند با فعالیتهای تبلیغی، ملت ایران را بفریفته و بی‌مزد و ناآگاه و غیرمستقیم به چاه هایی که اربابان اروپایی کنده اند، بکشانند. این چاه ها امروز بر سر راه مردم ایران، قبیله و قوم سازی های موهوم طبق تعریف غرب است.

یوسف عزیزی بنی طُرُف کیست؟

 یوسف عزیزی بنی طُرُف یکی از مزدوران عرب گرا و ایران‌ستیز و عرب‌ستای بی سواد است که علیه ایرانزمین و ایرانیان کارهای تبلیغاتی میکند. این شخص بی دانش و بی ادب و بی هویت که مواجبگیر و زیرخواب اعراب شکم‌باره است را باید ابوجهل زمانه دانست. او که سعی می‌کند چهرة ایرانی خودش را با تراشیدن ریش انبوه ایرانی‌اش به اعراب مانند و شبیه کند، یوسفی است که به چاه ظلالت درافتاده و ابوجهلی است که به دام جهالت گرفتار آمده. او در این جهان پر از گرگ، الاغی گم کرده راه است که کور وار و گم کرده راه، به عرعر کردن در فضای قبیله‌گرایی و چادرنشینی عربی خود را مشغول و دلخوش ساخته و عمرش را به هدر می‌دهد.

 

  • در این برنامة تلویزیونی بی بی سی فارسی پرگار، داریوش کریمی، برنامة ضد ایرانی موزیانة همیشگی‌اش را این بار با عنوانی جعلی و از اوّل دروغین و ناراست تحت عنوان عرب ستیزی «رایج!!» به ایرانیان منسوب کرد، تا پروژة قوم سازی صهیونیستی – انگلیسی را گامی پیش ببرد و «سَم قبیله‌سازی نوین» را با سُرنگ برنامة شیطانی پرگار «به تن هویّت ایرانی» تزریق کند و بوی گند ایرانی ستیزی را از لندن در فضای فکری ماهواره‌ای به میان نخبگان و غیرنخبگان و پیران و جوانان ایرانی، پراکند و اندیشه‌ها را به دروغ‌ها آگند. او کوشید که جامعة ایرانی را به جامة شیاطین رسانه‌ای ملبّس نماید.             

 

  • داریوش کریمی - این آواره از میهن ایرانی و اهورایی گریخته و به نوکری بیگانه مشغول- این بار، یوسف عزیزی بنی طُرُف در چاه جهالت افتاده را با آن ریش عربی مصنوع و ساختگی‌اش به صحنه آورد و این بلندگوی فحش و ناسزاگویی به ایران و ایرانیان را در کنار دست خویش بنشاند و تبلیغات مبتذل و پوک و تکراری اما حساب شدة قوم‌ سازان انگلیسی و قبیله سازان جدیدالظهور قرن 21 را از حلقوم این ابوجهل و ابو ظلال از تلویزیون شیطانی بی بی سی، بر سر ایرانیان فریاد کشید و ناموس و افتخارات یک ملت ایرانی را به فحش کشید.   
  • این برنامة پرگار بی‌بی‌سی است! شیطان همیشه واژگان زیبای ادبیات فارسی را می دزدد و با آنها ما را جذب میکند و گول میزند و پرگار یکی از آن واژه هاست که برای تبلیغات علیه ایران و جذب مخاطب به کار گرفته شده.        تاکنون صدها نفر به این برنامة پرگار آورده شده و ده‌ها ساعت حرف مفت از کلام مجری و سخنرانان آن برون آمده است امّا تابحال 5 نفر آدم حسابی و سواد دار و سخنور و اهل خرد و دانش و علم از میان هزاران ایرانی خردمند و دانشمند که در سراسر جهان هستند به این برنامه نیاورده اند (یا بهتره بگویم نیامده اند) تا بینندگان چیز مثبت یا روشنی از میان این همه حرف مفت یاد بگیرند.          البته از بی بی سی همین انتظار می‌رود و اگر جز این باشد مایة تعجب خواهد بود. این یک اصل کلی لایتغیر است تا أبد که ایرانیان نباید فراموشش کنند.

 

ای داریوش کریمی ابوموذی و ای یوسف عزیزی ابوجهل:

 

  1. عرب ستیزی «رایج!!» در ایران!!!؟  اولاً «کدام عرب؟» و ثانیاً «کدام ستیز؟» و ثالثاً «کدام رایج؟»
  • کدام عرب؟ آیا منظورتان از عرب ستیزی ایرانیان، همان جنگ 8 سالة ما با لشکر صدام و لشکر عربی او است؟ آیا منظورتان از ستیز ایران با اعراب، همان 8 سال ستیز ما با جنگجویان و یورشگران عرب است که از آفریقا و مصر و مراکش و سعودی و اردن و عراق و یمن و لیبی و سودان و اتیوپی به خاک پاک خوزستان حمله کردند و خرمشهر را به تلی از خاک تبدیل کردند و به زنان و دوشیزگان خرمشهر به چشم غنیمت جنسی نگریستند و بردند و سوختند و کشتند و نرفتند بیرون مگر با زور؟ آری ما با آن اعراب ستیز کردیم و بدین معنی ما عرب ستیزیم چون با آن اعراب ستیز کردیم. ما جنگیدیم و دشمن عربی خونخوار ما یا مُرد و نابود شد، و یا از سرزمین خوزستان و ایلام و کرمانشاه و کردستان گریخت. آیا منظورتان از عرب ستیزی رایج ما، همان رسم جنگیدن با صدامیان و مزدورانش از 28 کشور عربی است؟ آری ما با عرب متجاوز می ستیزیم و این عادت ما در آن 8 سال بود و اعراب از ما شکست خوردند چون پول‌ و آبرویشان بر باد رفت و صدام را به غولی تبدیل کردند که ماتحت خودشان را درید و بعد سرنگون و ذلیل و اعدام شد. همة اعراب از آن وقایع ذلیل شدند. اعراب 28 کشور، هنوز هم در عقدة حقارت از شکست‌ صدام به سر می برند و این عادت پسندیدة ایرانی تا ابد با ماست که با دشمنی که به خانه مان یورش می‌آورد ستیز کنیم، آنگونه که از ازل با ما بوده است. آخرین بار اعراب آمدند و ما با آن جماعت ستیز کردیم.
  • عرب؟! کدام عرب؟ عرب تاریخی یا عرب امروزی؟  عرب موش خور عربستان و قطر یا عرب ایرانی؟
  • ایرانی یا غیر ایرانی؟ مردم عرب زبان پرافتخار ایرانی یا "عربِ انگلیسیِ صحرا"؟        درست و روشن حرف نمی زنید ای خائنان گمراه! ای شیاطین انگلیسی لندن نشین!          ایرانیانِ عربی زبان امروزی در قم و کاشان و خوزستان و جنوب و طبس و خراسان و تهران؟ یا اعرابِ انگلیسی در حجاز و صحراهای نفتی و قطر و امارات بود که مسافران ایرانی را در فرودگاهها و گمرک‌ها لخت می کنند و توهین و تحقیر میکنند و در آرزوی خرید و فروش دختران فقیر ایرانی هستند و مفتی هایشان در حجاز، خون ایرانیان شیعه را به اسم عجم و شیعه و رافضی مباح و حلال می‌کنند و شیوخ و حاکمان‌شان انبارهایشان را از سلاح های آدم کُش و ویرانگر پُر کرده اند و جز برای کاربرد علیه ایران نیست؟
  • آیا منظورتان همان اعراب صحرا است که بیشتر ورزشکارانشان در زمین فوتبال به ناجوانمردی و وقت کُشی و تمارض، معروف جهانیانند؟ آیا منظورتان همان‌ اعراب انگلیسی امارات و قطر و جده و حجاز است که همة شرایط را مهیا می کنند تا تیم‌های ورزشی ایرانی را با پول و خرید داور و بدرفتاری با بازیکنان و تماشاچیان به شکست برسانند؟ آن ناجوانمردان و نامردان را می‌گویید؟ شما دو نفر آیا وکیل آن اعراب صحرایی شده‌اید؟ آیا منظورتان اعراب تاریخی حجاز است که تمدن‌های ایران و روم را با شمشیرهای کج به عقب برگرداندند و مدائن و بیزانس را ویران کردند؟    اگر منظور نظرتان آن اعراب بود، چرا آنها را مشخص نکردید؟    
  • حرفهای برنامة شما مزخرفاتی سراسر جعل و دروغ و فتنه انگیزی شیطانی بود زیرا ما را عرب ستیز خواندید، اما نگفتید که ستیز ما 8 سال بود با آن اعراب بادیه نشین شکم باره و الان 20 سال است تمام شده.      شما اینها را در برنامه نگفتید و به این اعراب صحرایی تاریخی هیچ اشاره ای نکردید. شرمتان باد : کلام را نیمه کاره گفتید. نیمی را گفتید و نیمی را نگفتید.       
  • شما نفرت از اعراب را گفتید اما نام اعراب خونخواری مانند سعد ابی وقاص (فاتح ایران) و عمربن سعد (فاتح عراق و قاتل امام حسین ع) و معاویه بن ابی سفیان (فاتح شام و قبرس رومی) و عمر و عاص (فاتح مصر و لیبی رومی) را نبردید. نام قطر و امارات و سعودی و کویت را حتی یک بار هم نبردید. نام کشورهای عربستان و قطر را که چون شیاطین با لشکریان ابوجهل و آدمکش به سوریه و افغانستان یورش برده اند را نبردید؟        
  • شما مکان و زمان اعراب مورد ستیز ما را مبهم گذاشتید و نگفتید کدام اعراب را می گویید و گوز را به شقیقه چسباندید.           شما یک ساعت از نفرت تاریخی ایرانیان به اعراب گفتید، اما مدام نام خوزستان قرن 21 و ایرانیان را بردید که ربطی به اعراب صحرا و اعراب تاریخی اسلام ندارند؛        
  • گناه خوزستان و مردم دلیرش آن است که مرزداران جنوب غربی ایران بوده و هستند، و طی هزار سال، در جبهة تهاجم اعراب حجاز به ایران بودند و تبادل فرهنگی اعراب هم اول با آنها شده و طبیعتاً زبان عربی را فراگرفته‌اند.     اما شما شیاطین دروغگوی ضدایرانی هستید!  باز هم مردم دلیر مرزنشین خوزستان را مورد تاخت و تاز شیطانی قرار داده اید. بوی نفت خوزستان، مشام کثیف انگلیسی ها را جذب کرده، اما جز دود خیانت همین داریوش کریمی و یوسف عزیزی ها چیزی به دماغتان نخواهد رسید.

 

 

قوم سازی در جهان قرن 21، پروژة انگلستان است و ادامه دارد

  • انگلیسی ها اصطلاح «قوم یهود» را از 100 سال پیش در جهان از زیر خاک بیرون کشیدند و بازسازی و مصطلح کردند و جمعی مفلوک سیاه پوست و سفید پوست و زرد پوست را از کشورهای جهان جمع کردند و اینها را فقط به دلیل آنکه ایمان و اعتقادشان بر دین موسی بود، به قوم اسطوره‌ای و کذایی و خیالی و به قوم بنی اسرائیل تاریخی تورات که 3000 سال پیش از هم پاشیده و در جهان جذب شده، منسوب کردند (!)  چه کشفی !  
  • انگلیسی‌ها مردمان بدبختی که بر دین موسی بودند، را از 4 گوشة جهان جمع کردند و به خاورمیانه آوردند و عجیب است که این انگلیسی‌های غیر یهودی، وعدة یَهُوَه به "قوم بنی اسرائیل" را اجابت کردند و سرزمین موعود اساطیری تورات را از فلسطینی ها به زور اسلحه! گرفتند و به این قوم جدید الظهور بازسازی شده، تحویل دادند (!!). به این ترتیب، انگلیسی‌ها ساحل شرقی مدیترانه را به بهانة این «قوم یهود جدید» فتح کردند و اشغال کردند و به پایگاه دائمی خود تبدیل کردند.
  • حالا انگلیسی ها خاکریز به خاکریز و قدم به قدم جلو می آیند؛ آنها قوم سازی را تکرار می‌کنند و سرزمینَ‌های خیالی جدیدی را خواهند ساخت و کشورک های کوچک نوساز قومی را یکی یکی می سازند و فتح می کنند. کل نقشه این است: 1- اول باید یک "قوم" تعریف کنند (مثل قوم بنی اسرائیل خیالی/اساطیری). در کتابهای دینی و تاریخی و داستانهای تاریخی از این اسم ها زیاد است. 2- دوم باید این قوم اساطیری را به هویت جدیدالظهور یک گروه از مردمان کره زمین تبدیل کنند. 3- نام این قوم اساطیری کهن را تبلیغ میکنند تا گوش ها با این چیز جعلی جدید، آشنا شود. بعد آن نام را به یک گروه انسانی هدف منسوب می کنند. (گروه هدف هر چیزی می تواند باشد، گروهی از مردم که در یک یا چند چیز مشترک باشند کافی است. مثلا در دین، در مذهب، در تاریخچه اجداد باستانی، در زبان، در تاریخ روایی یا ساختگی، در شغل و حرفه، در قیافه، در محل سکونت، در عقاید و رسم و رسوم، در ...) 4- بعد تبلیغ می کنند که به این قوم، ستم شده. اینها آواره و ستمدیده هستند مانند یهودیان که شدند قوم یهود. 5- بعد برای جدا کردن ارتباط این قوم جدید از دیگرانی که با آنها بوده اند و از در واقع قطع هویت این افراد، عموماً "فرهنگ گفتاری/ زبانی" او را تغییر می‌دهند، یعنی فرهنگ ارتباطی او را دگرگون می‌کنند. این باعث قطع ارتباط قوم جدیدالتاسیس با بیرون از حوزة قومی اش (حوزة تعریفش) می‌شود و مجبور است به ارتباط درونی روی بیاورد. این به شکل‌گیری و استحکام قوم جدیدالتعریف کمک می‌کند. 6- برای آنکه کسی به این جعل و بازسازی ها اعتراض نکند برای قوم جدید یک تابو درست می کنند تا هر کس اعتراض کرد براحتی مورد حمله و هجمه قرار گیرد و خفه شود (قوم سازی های دیگر هم همین روند را دارند و تابوسازی برای آنها اصل و رکن است). نمونة بارز این قوم سازی، قوم یهود بود. «قوم یهود» در قرن 20 اینگونه تعریف شد و شکل گرفت: 
  • در کتاب عهد عتیق (تورات)، یک قوم اساطیری تعریف شده بود به نام «قوم بنی اسرائیل». دربارة قوم بنی اسرائیل اسطوره هایی در تورات آمده بود، مثلاً نوشته شده بود که «خدا یَهُوَه بنی اسرائیل را از کنعان آواره کرد و این قوم در جهان پراکنده شدند و از سرزمین موعود رانده شدند و روزی به سرزمین موعود باز میگردند.» انگلیسی های مسیحی و ماتریالیست همین اسطورة دینی کهن را گرفتند و مُجری فرمان خدای یهودیان شدند!!  این کارهای انگلیسی‌ها در قرن بیستم، همزمان با وابستگی انگلیسی‌ها به نفت خاورمیانه و نیاز آنها به داشتن پایگاه‌های دائمی در شرق مدیترانه بود. انگلیسی‌ها، فلسطین را با لشکری از یهودیان ساده لوح که تصور می کردند خدا در حال تحویل أرض موعود قدس به آنهاست، اشغال کردند و یهودیانی را از اطراف عالم به آن أرض موعود اساطیری آوردند و سرزمین کنعان با نیروی نظامی انگلیسی‌ها آزاد شد!
  •  لازمة ساختن چیزی به نام «قوم یهود»، ایجاد فرهنگ ارتباط درون قومی بود، لزا «زبان عبری باستانی» را با نیز بازآفرینی کردند و آموزش دادند. آیا میدانید زبان عبری که امروزه زبان کشور جعلی اسرائیل است، قرن ها از بین رفته بود و یک زبان قدیمی بود و بجز برخی خاخام های کنیسه های دودگرفته، هیچ آدم عاقلی در جهان به این زبان حرف نمی زد، اما پس از اشغال اسرائیل و برای سامان دادن به «پروژة قوم یهود سازی»، کلاس‌ها گذاشتند و مهاجران سرگشته را که از 120 جور مملکت آورده بودند هر کس زبان اجدادی خودش را داشت، زبان عبری آموختند و حالا زبان رسمی این کشور جعلی، عبری است. آگاه باشید ای صاحبان بصیرت؟!

 

  •   بخشی از مشرق زمین با تعریف یک «قوم» نوپدید به نام «قوم یهود» و بازسازی آن با مُشتی آدم ساده لوح که نقش قوم بنی اسرائیل را بازی کردند، به تشکیل کشور اسرائیل انجامید. (دین یهود در تمام تاریخ، دین کوچک و کم پیروی بوده است، مثل دین صائبین و صدها دین دیگر در جهان و هرگز جذاب نبوده است). این کشور جدید، یعنی اسرائیل، امروز یک چیز عجیبی است که هیچکس از آدم‌های عادی جهان تا سیاسیّون قدرتمند جهان جرأت نمی‌کند ماهیت جعلی آن را مورد پرسش و سؤال قرار دهد (وقتی احمدی نژاد هلوکاست را زیر سؤال برد دیدیم که چه غوغای تبلیغاتی در جهان به راه انداختند و خدا می‌داند چه کردن پشت پرده تا پرسش‌های او را تقریباً خاموش کردند). زیرا ذهن پرسشگر بشر امروزی را اگر آزاد بگذارید، ماهیت پروژة «قوم سازی» انگلیسی‌ها را در اندک زمانی افشا و آشکار می‌کند.

 

  • برای این که کسی دربارة اسرائیل و یهود «سؤال» نپرسد و ضمناً توجیهی برای ایجاد این کشور جدید باشد، برایش یک تابو ساختند. یک داستان مقدس ساختند که به آن نمی‌توان نزدیک شد. جنگ دوم جهانی فرصت تابوسازی را در اختیار انگلیسی‌ها گذاشت. پس از مرگ هیتلر، انگلیسی‌ها گفتند که هیتلر، یهودیان را می‌سوزانده است!   انگلیسی‌ها گفتند؛ این یهودیان به این خاطر سوزانده شدند که آواره بوده‌اند، و اگر در سرزمین مقدس خودشان می‌بودند، کشته و سوزانده نمی‌شدند!!!!!     در حالیکه جنگ دوم اروپاییان با یکدیگر (که به غلط جنگ جهانی دوم نامیده شده)، 30 میلیون کشته بر جای گذاشت و در نواحی زیر تسلط آلمان، دائماً صدها نفر از گرسنگی و بمب و گلوله کشته می‌شدند و آلمانی‌ها اجساد مردگان بی‌نام جنگ را می‌سوزاندند تا بیماری راه نیفتد و گرفتاری دفن در زمین هم نداشته باشد. بعد از شکست هیتلر، انگلیسی‌ها تابوی یهودی سوزی را ساختند و برایش چند شاهد زنده هم آوردند (شاهدانی که خودشان یهودی بودند اما سوزانده نشده بودند! چرا؟). این برای «قوم یهود» که در حال تعریف و تشکیل آن بودند، بعنوان «ستم قومی» کشف و تعریف شد. امروزه، از هر بچه مدرسه‌ای اگر بپرسید، اسرائیل چیست و یهودیان چه کسانی هستند، این جواب مشابه را می‌دهد: «قوم یهود» انسانهای مظلوم و رنج کشیده‌ای هستند که در جهان سرگردان بودند و کشور نداشتند (!) و هیتلر آنها را میکشت و حالا به کشورشان اسرائیل برگشته اند!                 این همان اسطورة بازآفریده شدة «قوم یهود» است، اما نه توسط خدای یهوه، بلکه توسط انگلستان! بازیگرانش نیز «قوم بنی اسرائیل اسطوره‌ای» نیستند، بلکه یهودی آیین‌هایی از نژادها و تبارها و کشورهای گوناگون جهان هستند.   امروز همین داستان را برای «قوم کرد» در میان جهان به راه انداخته اند و به زودی نمونه‌های دیگری هم برای «اقوام جدید الظهور» در صف دارند تا اسرائیل های دیگری با هویت های جدیدی ساخته و پرداخته شود. این سیاست کاری انگلستان در غرب آسیا است که آنها از دید خودشان به آن، شرق میانه (خاورمیانه) می‌گویند!         در حالیکه اینجا غرب آسیا است و نه خاورمیانه.
  • پروژة «قوم یهود سازی» اینک پس از 100 سال به بار نشسته است و البته این پروژه از آغازش مایة انتفاع و بهره‌برداری انگلستان بوده است، و اینک به ثبات رسیده است. بسیاری کشورها را ملزم به پذیرش رسمی این کشور کرده‌اند، گوش مردم جهان را از اسطورة «قوم یهود» انباشته‌اند، «تابوی مظلومیت قوم یهود» را در جهان منتشر کرده و به باور عامه تبدیل نموده‌ و از آن تاکنون حراست کرده‌اند. تشکیل کشور برای «این قوم نوتعریف شدة یهود» را به امری بدیهی و طبیعی در افکار خلایق تبدیل نموده‌اند. به کسی هرگز اجازه نمی دهند که سؤالی دربارة جامعة از هم گسیخته و نابود شدة فلسطینیان، قبل از تشکیل اسرائیل، بپرسد. گویی که آن سرزمین، سرزمینی سوخته و خالی از سکنه و تمدن و آبادی بوده، یا سرزمین شیاطین بوده، و حالا به «قوم یهود» تحویل داده شده است و مجوزش هم از آسمان نازل شده بوده و در تورات هم نوشته شده است. به کسی هم اجازه نمی‌دهند که بپرسد این تورات اگر وحی آسمانی است، چرا مسیحیان به دین توراتی روی نمی‌آورند ؟!!! 

 

اصول و نقطة آغاز پروژة قوم سازی چیست؟

  •  پروژة قوم‌سازی یک بار در غرب آسیا به نتیجة مثبت رسید و اسرائیل و قوم یهود بازسازی و بازآفرینی شدند. در نقشة شیطانی انگلستان برای غرب آسیا، پروژة قوم‌سازی باید ادامه یابد تا برای دهه‌های آینده، این منطقة مهم و باستانی جهان (غرب آسیا) که مهد تمدن بشری است را سرگرم و درگیر خود سازد. هر پروژة جدید، ساختار سنتی بخشی از این مردمان کهن را ویران می‌کند و با کمک استخوان‌های پوسیدة اسطوره‌های تاریخی، قوم‌های جدیدی تعریف می‌شوند. این قوم‌ها از درون مردمان شرقی که پیوستار فرهنگی هزاران ساله دارند، سربرمی‌آورند و هویّت‌های پیوستة کهن، جای خود را به هویّت های منقطع جعلی می‌دهند. بنابراین استعمارگران بیکار ننشسته‌اند و «قوم بنی اسرائیل سازی» را مقدمة قوم‌سازی‌های دیگر می‌دانند:   پروژة «قوم ترک»! پروژة «قوم عرب» ! پروژة «قوم کرد» ! پروژة «قوم بلوچ» ! مقدمة این کار آن است که برای گروهی از مردم، حول یک نقطة مشترک، هویت مجزا تعریف کنند و آن را «قوم» بنامند: این نقطة مشترک و متمایز از «همة دیگران» می‌تواند هر چیزی از اجزای هویت باشد و فرقی هم نمی‌کند: مثلاً دین، زبان، آیین و رسم و رسوم، اعتقاد، سرزمین، تاریخ، خون و نژاد، تبار، و و و .  با هر یک از این‌ها می‌توان گروهی را گرد هم آورد و به بهانة آن از یک دُکمه، یک پالتو ساخت. تابو سازی راه مقابله با اعتراضات مردم را هموار می کند.
  • در «پروژة قوم یهود»، دکمة قوم‌سازی، « اعتقاد دینی مشترک» افراد بود. این افراد هویتهای مختلفی داشتند. (شامل سرزمین، تاریخ، آداب و رسوم، زبان‌ها، فرهنگ‌هاو تبارها، حتی نژادها و ...) اما همه را در یک کلام «قوم یهود» نامیدند و برایشان مکانی در نقشه جغرافیا (ساحل شرقی مدیترانه) مشخص کردند و آنها را آوردند و با یک زبان بازسازی شدة عبری به هم وصل کردند و برایشان تاریخ بنی اسرائیلی ساختند.

 

هویت ایرانی و پروژة جعلی قوم سازی در ایران

  • روش پروژة «قوم سازی در ایران» نیز چهارچوب کلی همان است اما از سویی سخت‌تر است و از سوی دیگر سهل‌تر.  سخت است زیرا ایرانیان در همه اجزای هویّت (1-سرزمین، 2-تاریخ، 3-فرهنگ{شامل دین و زبان و آیین‌ها و رسوم و ...}، 4-حکومت)، با هم اشتراک دیرپا دارند.  حتی با آنکه کشور ایران تنوع فرهنگی {انواع زبان محلی/دین/آیینهای محلی/ رسوم} دارد اما وحدت فرهنگی و سرزمینی و تاریخی و هویتی دیرپا نیز دارد.         ایرانیان ضمن تنوّع و تکثّر غنی در زبان محلی، امّا دارای وحدت در زبان ادبی و رسمی مشترک فارسی دری هستند‌ و بدین وسیله بیش از 1500 سال است که بهم متصل هستند (1500 سال یعنی بیش از مدت کل تمدن 80 درصد اروپا از آغاز) و خود زبان فارسی، زبانی است که از همه زبانهای محلی ایران نیز چیزهایی برگرفته است.    یا دین و اعتقادات ایرانی، (شامل اسلام و مسیحی و یهودی و زردشتی و صائبی و ادیان هندی) که به دسته‌های (شیعه و سنی و اهل حق و ایزدی و متصوفه و اسماعیلی و ارمنی و آشوری و کاتولیک و کلیمی و زردشتی و صبی و مغتسله و  جنی و غیره ) قابل تقسیم است، اشتراکات اعتقادی بسیاری دارند که منشأ آنها فرهنگ ایرانی است و برای غیر ایرانیان قابل درک نیست. مثلا نذری دادن ارامنه در عاشورا از فرهنگ و اعتقادات مشترک ایرانیان ناشی می شود وگرنه عاشورای حسینی در دین مسیحی شناخته شده نیست.     
  • از این روی، پروژة «قوم سازی» انگلستان در ایران شامل سه بخش است: 1- حمله به عوامل مشترک و وحدت بخش ایرانیان (شامل تاریخ / سرزمین/ حکومت/ اجزای فرهنگ مشترک {مثل زبان فارسی/ آیین های ایرانی/ اعتقادات دینی مشترک ایرانیان}/ و بزرگ مردانی که در این کار بوده یا هستند) 2- تأکید بر جزئیات تنوع فرهنگ ایرانی و در تقابل جلوه دادن آنها با مشترکات هویت ایرانی{در حالیکه همة این‌ها در کنار هم هستند نه مقابل هم / مثل زبان‌های محلی که در کنار و همسو با زبان ملی هستند/ مثل انواع ادیان و باورهای دینی (تسنن و تصوف و غیره) که در کنار مشترکات دینی ایرانیان قرار دارند و تقابلی وجود ندارد مگر در تبلیغات غیرواقعی شیاطین} 

 

واژة  (قوم)، یک کلمة جعلی و جدید است

  • «قوم ترک! قوم عرب!    بزودی: قوم مازندرانی! قوم تهرانی ! قوم اصفهانی ! قوم کاشانی ! قوم قوم قوم... !!!  این اصطلاح جدید "قوم" چیست؟ چرا ما ایرانیان تابحال "قوم" نبوده ایم؟ چرا ما ایرانیان را می خواهید قوم قوم کنید ای شیاطین و ای دروغگویان نفت خوار و استعمارگران نوظاهر فریبکار؟!       چرا فردوسی‌ها و نظامی و سعدی و ابن سینا و خیام و عطار و مولوی و خاقانی و منوچهری و تا شهریار تبریزی‌ها هیچ جا نگفته‌اند که ایرانیان "اقوام" هستند. چرا صدها نویسندة دوران 1200 سالة اسلامی فقط از قوم ایرانی/ قوم عجم نام برده اند و لاغیر؟!!        پدران ما یعنی همین نسل گذشته این کلمه قوم را فقط برای قوم و خویش بکار می بردند و لاغیر. یعنی فامیل.           این ادعای جدید التأسیس خارجیان که ایرانیان را «اقوام ایرانی» خطاب می‌کنند و به داخل نیز تسری یافته است و مثلا جدیداً سازمان میراث فرهنگی می‌آید و جشنوارة اقوام ایرانی برگزار می‌کند را کسی از نسل گذشته نشنیده نبود و این جزو «پروژة قوم‌سازی در ایران» است و نوظهور.
  • در تاریخ و کتابهای اسلامی، از اعراب به "قوم‌های عرب" یاد شده و وجه تمایزشان هم اجدادشان بوده است: این واژة اقوام در اصل یعنی طایفه ها. در همة کتابهای عربی و ایرانی طی 1200 سال، فقط و فقط و فقط این چند قوم را نام برده‌اند: 1- قوم ایرانی (و به عربی: قوم العجم/ فرس= یعنی ایرانیان) 2 – قوم بنی امیه 3- قوم بنی عباس 4-قوم بنی هاشم 5- قوم بنی خزرج 6-قوم  ... (همه این اقوام عرب مسلمان و عرب زبان و بلکه فامیل بودند اما از یک جد خودشان را مجزا کرده و قوم و خویش جدید ساخته‌اند)
  • مدتی است که پروژة ساخت «قوم ترک» از ایرانیانی که لسان ترکی بدانند، در حال اجراست.  ای صاحبان بصیرت و ای مردمان ایران! ای آذرستانیان و ای فرزندان شهریار آذری و تقی زاده ها و کسروی ها! شما را همانند یهودیان می خواهند به اسارت «قومی» بکشانند. از آذربایجان که در زمان حمله اسکندر زیر بار اشغال نرفت، می خواهند اسرائیلی دیگر بسازند، سکنه‌اش را سرگشته و حیران کنند و أرض موعود را نجات دهند تا برای استعمار پایگاه و جای پایی. ویژگی این قوم‌های جدیدالظهور نیز مشترک است: قوم ستم کشیدة مظلوم که لازم است آن را از اسارت نجات داد!  تورات همین را گفته است و اسرائیل با این جمله شکل گرفت.    

 

  1. تابوسازی مقدمة قوم سازی است و در ایران در حال اجراست. باید با هوشیاری خنثی شود  
  • ای داریوش کریمی و یوسف بنی طرف دروغگو! کجاست آن عربی که امروز ادعا کردید ایرانیان در حال ستیز با او هستند؟ یکی را بیاورید ای بی حیا دروغگویان مفلوک. آیا انتقاد و نفرین و فحش به اعراب متجاوز تاریخ 1000 سال پیش که کاری جز غارت و کشتن و تجاوز نداشتند و بجز شتر و شمشیر را نمی شناخته اند برای قوم ایرانی ممنوع است؟     کار شما تابو سازی برای ساخت قوم عرب است.      شما در حال ساخت تابو از مردگان پوسیدة تاریخ برای «قوم‌های جدید تحت ستم» مورد نظرتان هستید.  این همان «احترام کذایی» و مسخره و تهوع‌اوری است که برای کلمة «یهود» در جهان امروز آفریده اید و خلق کرده‌اید و از تنبان شیطانهای استعمارگر بیرون کشیده اید؟    جهانخواران حیله گر در جهان امروز کاری کرده اند که مردم جهان حق بردن کلمه و اسم «یهود» را ندارد مگر آنکه 800 بار تعظیم کنند و اظهار عجز و کرنش و محبت نمایند!!  می‌خواهید همین کار را با چند کلمة کلیدی مثل «عرب» و «ترک» نیز با ما بکنید و «قوم» بسازید و جهان امپریالیستی ذهنی و موعود خود را در کالبد و جسم و سرزمین ما خلق کنید؟ این اسم ها و قوم ها  «کلمات رمز شما» برای تسلط بر جهانند.       برای ساخت قوم موهوم و خیالی ترک در ایران، زبان ترکی را تابو کرده اید و برای ساخت قوم عرب ، فحش به اعراب صحرا را تابو می کنید . کثافت بر دهانتان باد.
  •  بزرگان آذربایجانی ما از نظامی و مولانا و سنایی و گرفته تا خاقانی و صائب تبریزی معنی «ترک» را صراحتاً در اشعارشان و داستانهایشان گفته اند و از خصلت خرابکاری آن مردمان بیگانة زرد پوست در شعرها و روایتها گفته اند و شهریار و عارف قزوینی و کسروی و تقی زاده ها هم همان حرف قبلی ها را «ضمن یادآوری فتنه سازی جدید روس و انگلیس» یادآور شده اند و بلکه فریاد زده اند که أیها الناس، این داریوش کریمی ها و تلویزیون انگلیسی ها که می‌آیند و برای شما ترک سازی و عرب سازی و کلاً «قوم سازی» می کنند، دروغگویان بی شرم و حیا و حیله گران هستند که با کلمات بازی می کنند.  شب را روز جلوه می دهند و روز را شب! شما باور نکنید:           

 

ترک یعنی چه؟ عرب چیست؟ لر یعنی چه؟

ایها الناس، غرب با این کلمات بازی میکند و تابو می سازد. این کلمات برای مولوی و صائب و استاد شهریار تبریزی هم تابو نبودند و گول نخوریم

 

  • بزرگان ما قبلاً گفته‌اند که ایرانیِ آذری، ترک نیست؛ و عرب زبانی، موجب عربیّت نیست. امّا این امر طبیعی است که ایرانی می تواند ترکی زبان و عربی لِسان باشد، اما ایرانی است.   هزاران لطیفه و روایت دربارة ترک و عرب و کرد و لر در ادبیات 700 سالة اخیر ایران آمده است: 1- کرد یعنی آدم شجاع کوه نشین و کوهیار در همة مناطق کوهستانی ایران در زاگرس، خراسان، جنوب کرمان، استان فارس و البرز (یعنی همة کوهنشینان ایران کرد نامیده می‌شدند). بعدها از دوران صفویه به بعد ، عنوان کرد اختصاصا به مردم ناحیة کوهستانی جبال ماد گفته شده است.   2-لر یعنی مرد چادرنشین ساده دل که در زاگرس به گله‌داری می پردازد و قوانین شهر را نمی‌داند. 3- ترک یعنی سربازان مغول‌تباری که در لشکر سلاطین عرب و ترک کار میکرده‌اند و آداب و رسوم مردم شهری ایران را نمی‌فهمیدند و جنگجو و خونریز و وحشی بوده‌اند  4-ترک به معنی شاهد و دلبر هم بوده که جوانان نابالغ مغول‌تبار را می‌گفته‌اند که جهت همجنس‌بازی در مجالس سلاطین عرب و مغول‌تبار شرکت می‌داده‌اند.

 

  •    کجای تاریخ به مردم آذربایجان، ترک گفته شده است؟!!!   کجا؟ حتی یک بار هم در هیچ جا به مردم تبریز و خوی و مرند و زنجان و اردبیل ترک گفته نشده است.  حتی یک بار هم نه!!!  هرگز!   هرگز زبان ترکی دانستن هم باعث این نبوده که کسی ترک تلقی شود! هرگز!  ترک یعنی سرباز زردپوست خونریز و وحشی که در پادگان سلطان یا خلیفه زندگی می کند و مفهوم ترک در
/ 0 نظر / 2 بازدید