از پان‌ترکیسم تا نژادپرستی

در نتیجه، این تلاش ”عظیم نژاد پرستانه“، ۶۴ هزار نفر را زیر پوشش خود گرفت و با کمک همه جانبه نخست وزیری، وزارت امنیت ملی، وزارت بهداشت و وزارت آموزش پیش برده شد. اندازه گیری ها توسط پزشکان ارتش، پزشکان وظیفه، ماموران بهداشت وآموزگاران بدن شناسی( علوم تجربی) انجام شد سربازان به عنوان افراد افتخاری تحت اوامر آفت اینان قرار گرفتند.

دراین تلاش ”علمی“ موضوعات راهبردی اینها بودند: اندازه گیری شاخصه های صورت اهالی ترکیه، اندازه گیری جمجمه های مردگان،اندازه گیری شاخصه های اعضای بدن انسان، تشخیص خصوصیات اخلاقی فرد از روی جمجمه سر، مقدار وزن مغز افراد و اشکال جمجمه ومحاسبه شاخصه های چهره،چشم،چانه و بینی.

اما از اساس این تلاش حتی بصورت ظاهری هم با استانداردهای علمی همخوانی نداشت. با وجود تمامی دستکاری‌ها، نتایج بدست آمده با فرضیه های ایدئولوژیکی، در برابر واقعیاتی چون ساختار اجتماعی، سنن و رسوم، پرورش یافتن در روستا، زیستن در کناره های دریا، و خیلی از عوامل مختلف که می‌توان بیان کرد، زیر سوال می‌رفت. خلاصه هر زمان که می خواستند با نمونه های ممتاز خود ساخته ، اکتشافات علمی را اعلام میکردند.

بعد از درگذشت آتاترک

در بخش انسان شناسی که به دستور آتاترک در سال ۱۹۳۵ به دانشکده زبان و تاریخ و جغرافیای آنکارا نقل مکان کرد، با یاری دولت ترکیه تا پایان جنگ جهانی دوم تحقیقات علم اصلاح نژاد در برنامه شان گنجانده شد. (کمک دولتی همه جانبه در دوره حکومت نازیها در آلمان و حکومت فاشیستی در ایتالیا به طور گسترده ای شامل این نوع دانشکده ها شده بود) دقیقاً مثل اعمال امروزه حلاج اوغلو(14) همانند فرضیه ها، مشاهدات، اندازه گیری ها، آزمایشات ، تست ها که نشئت گرفته از مفاهیم جادوئی از یک دوره بسته بود ، کوشش شد تا واقعیات ایدئولوژیکی و متدولوژیکی را به حقایق علمی تبدیل کنند. در این مورد با اتکا به پژوهش های علمی ، کتابها و مقالات زیادی نوشته ، کنفرانسهائی برگزار و نظریاتی که در بالا آورده شده [ نظریه هائی که در بخش اول مقاله توضیح داده شد ]به کتابهای درسی مدارس وارد گردید.

یک ارمنی عثمانی که مصطفی کمال نام خانوادگی دیل آچار را به او داده بود، زبان شناسی بلغاری با نام آکوپ مارتاریان بود. او درسال ۱۹۳۹ پس از پیوستن منطقه حاتای به ترکیه ، با ایراد سخنانی در خانه خلق اسکندرون که عین سخنان امروزه حلاج اوغلواست چنین می گوید: ” خیلی از اجتماعات انسانی در بعضی از ادوار تاریخ شان ، زبان و مذهب خودشان را تغیر داده اند ، امروزه ترکان حاتای که به زبان عربی سخن می گویند هیچ ارتباطی با نژاد سامی ندارند ، به طور میانگین اندازه جمجمه سر آن‌ها ۸۵ است ، آن‌ها اصلاً از نوادگان ترکان قدیمی براکی سفال آلپ هستند. ترک گرائی کمالیستی امروز به آن‌ها هویت و منشاشان را نشان داده و از قوم ترک بودن را به آن‌ها آشکار کرده است.“دیل‌آچار در نظرداشت کتابهائی در خصوص ریشه های مشترک نژادی بین ترکها و ارامنه تدوین کند.

در سال ۱۹۳۹ پرفسور دکتر مظاهر عثمان ( اوزمان) (15) در کنفرانس اوژنیک(علم اصلاح ژن) حزب جمهوری خواه خلق ۱۹۳۹ در آنکارا چنین اظهار داشت : ”شایسته نیست به جای باز سازی وطن ، که از خیلی جهات بدان نیاز دارد ، سعی در پرورش نسلی بی اصل و نسب بکنیم که در آینده ثمری جز پر کردن آسایشگاه ها، تیمارستان ها و بازداشتگاه ها نخواهد داشت. به همین خاطر افراد سالم را باید تشویق و مجبور کرد تا ادامه نسل دهند و به معلولان و ناقصان باید گفته شود که تو برای این وطن کافی هستی و ما را برای داشتن نسل بعدی از تو نیازی نیست“

رها اوغوزترک‌قان می‌نویسد : یکبار دیگر بیاندیشید که به چه دلیل رهبر بزرگ آتاترک این قدر برتاریخ نژادمان پافشاری می‌کرد و پیوسته به ما می گفت:  که مهمترین قسمت تاریخ‌مان در آسیای میانه است و هم نژادانمان را در آنجا به ما خاطر نشان می کرد؟  و باز بخاطر همین امر منفور که سیاست نامیده می شود نتوانست به وضو ح به ما بگوید که: هم خوننان، میلیونها نفر از خواهر و برادرانمان در آسیا هستند که در زیراسارت فغان می‌کنند. روزی خواهد آمد که آن‌ها را نجات داده و اتحاد بزرگ ترک را بر پا خواهیم کرد

 در روزنامه حاکمیت ملی ( اولوس) که روزنامه رسمی رژیم کمالیست شمرده می شد و همچنان درمجلات اولکو ودر مجموعه انسان شناسی ترک که از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۲۵ از طرف دانشگاه استانبول منتشر میشد در خصوص اصلاح نژاد مقالات بیشماری عرض اندام کردند وروی چک پول های ۵ لیره ای و ۱۰ لیره ای و تمبرهای پست عکس های گرگ خاکستری منتشر شد.

حسین نهال آتسیز و رها اوغوز ترک قان

مهمترین شخصیت نژاد پرستی ترک بی هیچ شک و شبه ای حسین نیهال آتسیز متولد ۱۹۰۵ اوت ۱۹۷۵ بود. در مجله ای که با نام آتسیز در بین سالهای ۱۵ مای ۱۹۳۱ تا ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۲ توسط نهال آتسیز منتشر می‌شد در میان نویسندگان آن اشخاص مهمی چون فواد کوپورلو، ذکی ولیدی توغان، پرتو نایلی بوراتا، صباح الدین علی، نیهاد سامی بانارلی ، اورهان شکی گوکای ، عبدالباقی گولپینارلی و عبدالقادر اینان دیده می شد.

بعد از فوت آتا ترک ستاره جدید نژاد پرستی در بین سالهای ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۳ رها اوغوزترک‌قان می باشد که ادیتور سه مجله ی نژادپرستی با نام های ارگنه‌نون، بوزقورد و گوگ بورو بود . ترک‌قان نویسنده اصلی این مجله ها با اسامی مستعار رها قورتولوش ، اوینی موتون ، ارگنه کونچو و آمته تورانچی چنین می نویسد : یکبار دیگر بیاندیشید که به چه دلیل رهبر بزرگ آتاترک این قدر برتاریخ نژادمان پافشاری می کرد و پیوسته به ما می گفت: ” که مهمترین قسمت تاریخمان در آسیای میانه است و هم نژادانمان را در آنجا به ما خاطر نشان می کرد ”؟ ” وباز بخاطر همین امر منفور که سیاست نامیده می شود نتوانست به وضوح به ما بگوید که: ” هم خوننان ، میلیونها نفر از خواهر و برادرانمان در آسیا هستند که در زیراسارت فغان میکنند.روزی خواهد آمد که آن‌ها را نجات داده و اتحاد بزرگ ترک رابر پا خواهیم کرد“ .“اما در خیلی از جاهای مختلف این فکر و باور را بطور غیر مستقیم گوشزد کرد. آتا ترک یک تورانیست واقعی وکسی بود که قدرت به تحقق رساندن این عقیده را داشت ”. (ارگنه نون شماره ۴ فوریه ۱۹۳۹)  او[ ترک قان ] با این سخنان مبانی مشروعیت خود را به خوبی تفهیم کرده بود.

بعد از آغاز اشغال شوروی در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ توسط ارتش آلمان و بعد ازفوت رفیک سایدام در ۷ جولای ۱۹۴۲ شکری سراج اوغلو به نخست وزیری رسید و به حرکت پان ترکیستی سرعتی تازه داد. آلمان ها در ترکیه برای افزودن طرفداران خود به تبلیغات وسیعی دست زدند. در نامه ی محرمانه ای که از طرف وزیر امور خارجه حکومت نازیستی آلمان ، ریپن تروپ به سفیر کبیر آلمان در ترکیه فرانز فون پاپن فرستاده شده قید گردیده حکومت آلمان برای این فعالیت ها در ترکیه ۵ میلیون مارک هزینه در نظر گرفته است. فایق احمد باریتچو نماینده طرابوزان در مجلس آن روزها را اینگونه توصیف میکند : ” جنگ آلمان با شوروی برای کشور شادمانی ببار آورده بود همه به همدیگر تبریک می گفتند. با لذت از یک انتقام پانصد ساله تاریخی قلب های همه برای پیروزی ارتش آلمان شروع به تپیدن کرد.“

ترکیه برای عادی کردن روابط سیاسی با اتحاد شوروی بعد از دو بار قطع رابطه با حکومت آلمان در اوت ۱۹۴۴ و ژانویه ۱۹۴۵ در نهایت به حکومت آلمان و ژاپن اعلان جنگ داد البته اینها اتحاد شوروی را قانع نکرده بود که در مارس همان سال وزیر خارجه شوروی مولوتوف به سلیم سرپر سفیر کبیر ترکیه در مسکو اظهار میدارد قرارداد بی طرفی و دوستی ۱۹۲۵ بین شوروی و ترکیه که تا حال دوباردر تاریخ های ۱۹۲۹ و ۱۹۳۵ زیر پا گذاشته شده دیگر بار تجدید نخواهد شد ودر ماه ژوئن اعاده دیگر باره قارص‌و‌اردهان‌را‌به شوروی واصلاح قرارداد Montreaux 1۹۳۶ را خواستار شد.بخاطر این خواسته‌های شوروی در داخل ترکیه طرز برخورد ارگان های رسمی با حرکتهای پان ترکیستی دیگر باره تغییر کرد مهمترین نتیجه این تغییرات محاکمه نیهال آتسیز و توران گراها بود.

محاکمه تورانیست ها

در نوامبر سال ۱۹۴۲ ارتش شوروی در نزدیکی های استالین گراد، از پیشروی ارتش هیتلر جلو گیری کرد . دستگاه رهبری ترکیه بار دیگر موضع جدیدی اتخاذ کرد و تشکلهای پان ترکیستی را زیر فشار قرار داد .

نیهال آتسیز به تاریخ اول مارس و ۱۶ آوریل در مجله اورهون، دو نامه سر گشاده با عنوان ، نخست وزیر ترک گرا را به وظیفه اش دعوت میکنم ، منتشر کرد و در دومین نامه خود ، صباح الدین علی استاد کنسرواتور دولتی آنکارا، پرتو نایل بروتاو استاد دانشکده زبان و تاریخ و جغرافیا، و پرفسورصدرالدین جلال آنتل استاد پداگوژی دانشگاه استانبول را به عنوان کمونیستهای خائن به وطن معرفی کرد و وزارت معارف را به چشم پوشی از اتفاقات و رویدادها متهم نمود.اما عکس العمل دولت به این نامه ها شدید بود . نیهال آتسیز از مسئولیت خود در کالج روبرت برکنار شده و روز نامه اورهون تعطیل گردید.

شکایتی که صباح الدین علی از نیهال آتسیز کرده و اعاده حیثیت نموده بود در ۹ مای ۱۹۴۴ نتیجه داد و نیهال آتسیز به ۴ ماه زندان محکوم شد. از پس زندانی شدن آتسیز ، رها اوغوز ترک قان و ۴۵ نفر دیگر از نژاد پرستان تورانیست دستگیر شدند. در ۷ سپتامبر ۱۹۴۴ در مورد ۲۳ نفر به اتهام درست کردن سازمانی مخفی به نام گیزلی گوره م جهت براندازی دولت، دادگاهی برگزار شد. زمانی که متهمین در دادگاه اتهامات وارد شده را شنیدند ، ترک قان با حیرت زیادی در دادگاه چنین گفت: ” این سخنان [ نوشته های نژادپرستی در مجلات] در اصل توسط محمود اسد بوزقورت(1۴) که خود با حکم آتاترک تعیین شده است سالها از کرسی های تاریخ انقلاب دانشگاه های دولتی گفته شده است. ده ها هزار جوان و در بین شان یکی هم من این حرف ها را شنیده ایم، برایمان آن‌ها را تلقین کردند و باور کردیم که این[نژادپرستی] همان آتاترک گرائی و کمالیسم است. سوالات امتحانی را با پاسخ دادن به این ها توانستیم بگذرانیم، این دروس بالاخره هرچه بود از طرف دولت تدریس میشد. همان سخنان که از طرف همین پرفسور[محمود اسد بوزقورت]دردانشکده دانشهای سیاسی گفته شد، از کرسیهای دانشکده قانون اساسی نیزگفته شده بود. معنای قانون اساسی به ما با این سخنان تعلیم داده شد“.

تورک قان و ده تن از همفکرانش بعد از ۶۶ جلسه دادگاه در ۲۹ مارس ۱۹۴۵ از ۱۱ تا ۱۰ ماه حبس و از 5 ماه تا ۴ سال حبس در تبعید محکوم شدند.ذکی ولیدی دوغان تنها کسی بود که به اتهام سرنگون کردن دولت مجرم شناخته شد. رها ترک قان به اتهام تشکیل سازمان مخفی و نیهال آتسیز به علت میتینگ ۳ می مجرم شناخته شدند. سرهنگ آلپ ارسلان تورکش شخصی که در سالهای آینده رهبری حرکت نژاد پرستی را بدست می گیرد در آن دادگاه به ۹ ماه و ۱۰ روز حبس محکوم شد.

تغییر روش

به علت سردی روابط بین کشور پیروز جنگ و ترکیه ، بار دیگر نحوه برخورد با پان ترکیسم تغییر جهت داد ، برای رفع اتهام از متهمان دادگاه در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۴۵ قرار شد دوباره دادگاهی در خصوص مجرمان تورانیست برگزار شود. دادگاه آغاز شده در ۲۶ اوت ۱۹۴۶ برعکس دادگاه قبلی هیچ جائی برای خود در روزنامه ها و مجلات اختصاص نداد. در ۳۱ مارس ۱۹۴۷ دادگاه مدارک لازم برای محکومیت متهمین و اثبات جرم را کافی ندانست وتنها به خاطراینکه متهمین مقابله با کمونیسم، این ایدئولوژی غیر ملی را مهمترین امر ملی تلقی می‌کنند،آن‌ها رامجرم ندانسته و رای به برائت دستگیرشدگان داد وآنها را آزاد کرد.

رها اوغوز ترک قان بعد از آزادی به امریکا رفته و در آنجا به تحصیل روان شناسی پرداخت او در سال ۱۹۷۴ به ترکیه بر گشت و چنین گفت : ” با گفتن اینکه این [ فرد ] کرد است این ارمنی، اگر در کشور جدائی بیاندازیم ، حس جدائی [ خواهی ]عناصری را که در درون جامعه ترک رو به حل شدن گذاشته اند ، تحریک خواهیم کرد ، روزی میرسد که دشمنان خارجی ترک ها این حس ها را بیش از بیش تحریک کرده و کشورمان را آشفته خواهند کرد ، جدا سازی نژادی نمی تواند در حیطه عقل و حقوق برای همیشه جایگاهی داشته باشد ، [ این امر] میتواند عامل بروز کین و نفرت گشته و با کشیده شدن پای احساسات به میان، راه به اعمال غیر انسانی باز شود… و من بخاطر احساس انسانی این نگرش فریب کارانه را ترک کردم. در زمان دستگیری ام در زندان در میان مان یکی از قوم آبازا بود دیگری ارمنی و دو جوانی که رگه کردی داشتند ، چنان جوانمردانه [ با ما ] بر خورد کردند و گرایش شان را چنان به ترک گرائی و حتی افکار نژادپرستانه ترکی ثابت کردند که در درونم هم حس دوستی و هم حس شرم و خجالت زنده شد. کسی نمی داند چه مقدار همانند این هموطنان که غیر ترک نامیده میشوند، وجود دارد. چگونه دلمان راضی به گفتن اینکه تو از ما نیستی و پس زدن آن‌ها می شد“.

دیگر در کسی جسارت طرفداری آشکاراز نظریات فاشیستی نمانده بود. به همین خاطر نژادپرستان تغییر روش دادند به جای توران گرائی ناسیونالیسم و به جای گرگ‌های خاکستری، میلتچی، به جای نژاد ترک، ملت ترک گفته میشد آن‌ها نظریات جدید خود را توسط ارگانهای سازمانی انتشاراتی چون اورهون، قوپوز، بویوک دوغو، حرکت، تشکیلات ترک جوان، مجله فرهنگی قبرس ترک، مجله مبارزه با کمونیسم در بین مردم ترویج میکنند. آلپ ارسلان ترکش و همکارانش در سال ۱۹۶۵ با سلطه بر حزب جمهوری خواه ملت روستائی و تغییر اسم آن به حزب حرکت ملی در سال ۱۹۶۹ و با ایجاد سازمان های شبه نظامی فاشیستی چون جوانان اولکوچو و تشکیل هسته های کماندوئی در کمپ های نظامی ، نژاد پرستی ترکی را وارد دوران جدیدی کردند.

 

منابع:Nazan Maksudyan,Türklüğü Ölçmek,Metis       

Suavi Aydın “Cumhuriyet’in İdeolojik Şekillenmesinde Antropolojinin Rolü: Irkçı Paradigmanın Yükselişi ve Düşüşü”, Modern Türkiye’de Siyasi Düşünce, Kemalizm, C.2, İletişim 2002

Orhangazi Ertekin, “Cumhuriyet Döneminde Irkçılığın Çatallanan Yolları”, a.g.e, C. 4. Milliyetçilik, 2003, s. 345-385.

یادداشتها: ۱- اسماعیل گاسپیرالی * / گاسپیرینسکی (۱۲۶۷ـ۱۳۳۲/ ۱۸۵۱ـ۱۹۱۴) از رهبران نهضت فرهنگی جدیدیها و پان ترکیسم بود پان ترکیسمِ گاسپیرالی ، که شعار آن ”اتحاد در زبان و اندیشه و عمل“ بود بیشتر فرهنگی بود تا سیاسی ، حال آنکه روشنفکران دیگر تاتار چون یوسف آقچورا و عبدالرشید ابراهیم بیشتر از پان ترکیسم سیاسی هواداری می کردند. 

۲- ذکی ولیدی توغان در سال ۱۸۹۰ دریکی از روستاهای باشقیرمتولد شد .در سال ۱۹۰۹ در کازان فارغ التحصیل شد و در مدرسه ای تاریخ ترک و تاریخ ادبیات عرب درس می داد در سال ۱۹۱۱ با انتشار کتاب تاریخ ترک وتاتار معروف شد. نماینده مسلمانان اوفا در مجلس تزاری روس شده و به همین منظور به پترزبورگ رفت در آنجا با وقوع انقلاب شوروی به مخالفت با بلشویک ها پرداخت.در۱۹۱۸ دستگیر و بعد از فرار از دست بلشویک ها در حکومت باشقیرسمت وزیر جنگ را به عهده گرفت. درسال ۱۹۲۵ به خواست و سفارش فعالین پان ترکیستی چون فواد کوپورلو و آقچورا از طرف دولت وقت به ترکیه دعوت و در سال ۱۹۲۵ به سرپرستی انجمن تالیف و ترجمه آنکارا منصوب شد. او تا پایان عمر خود به سال ۱۹۷۰ که در استانبول رویداد همیشه مبلغ و مروج پان ترکیسم بوده است.

۳- یوسف آقچورا ۱۸۷۶ – ۱۹۳۵ وی از تاتارهای قازان بود که پس از تحصیل در استانبول و پاریس به قازان بازگشت و درگیر فعالیتهای ملی و فرهنگی تاتارهای آن سامان شد. وی در معروفترین مقالة خود، سه طرز سیاست، که بعضی آن را بیانیة پان تورانیسم به شمار آورده اند، سه مشی سیاسیِ عثمانی گرایی، اتحاد اسلام و پان ترکیسم را بررسی می کند. وی پس از ارزیابی هر سه مشی سیاسی و برشمردن موانع ایجاد ملت واحد عثمانی و متحد کردن مسلمانان ، از تشکیل ملت واحد ترک براساس وحدت نژاد، یعنی متحد کردن کلیة ترکها در ترکیب یک دولت جانبداری می کند.

۴- ضیاء گوک آلپ (۱۲۵۵ـ۱۳۰۳ ش / ۱۸۷۶ـ۱۹۲۴)، از نظریه پردازان پان ترکیسم در ترکیه ، که از فعالان حزب اتحاد و ترقی و از حدود ۱۳۲۸ عضو کمیتة مرکزی آن بود، وی برخلاف کسانی مانند آقچورا، از اتحاد ذاتی ترک گرایی و اسلام خواهی و در عین حال از تجدد دفاع می کرد و بر آن بود تا هر سه جریان مورد علاقة اتحادیون را در چهارچوب نظامی واحد تدوین کند. وی این نظر را در مقالة بلندی با عنوان ”ترک شدن ، مسلمان شدن ، معاصر شدن“ تشریح کرد.

۵- جنگهای استقلال که بعد از شکست امپراطوری عثمانی درجنگ جهانی اول ، بین سالهای۱۹۱۹تا۱۹۲۲ در محدوده ای که میثاق ملی نامیده می شد صورت گرفت و در سال ۱۹۲۳ به اختتام حکومت عثمانی منجر شد در ترکیه به ملی مجادله یا قورتولوش ساواشی معروف است.

6-بعدها بهCHPحزب جمهوری خواه خلق تغییرنام داد.

۷- فرقه جمهوری خواه مستقل به پیشنهاد و خواست آتاترک و همچنان انتصاب علی فاتح اوخ یار-که از دوستان قدیمی و یکی از هم پیمانان او بود-  به رهبری فرقه در اوت سال 1930 و برای القای تعدد احزاب ساخته شد.در مدت زمان کوتاهی این فرقه از حمایت بیشماری برخوردار گردید که رهبران فرقه جمهوری خواه خلق را نگران کرد. علی فاتح اوخ یار با یقین به اینکه با قدرتمند شدن حزبش در مقابل رئیس جمهور(آتاترک) قرار خواهد گرفت در نوامبر همان سال فرقه جمهوری خواه مستقل را منحل کرد.

۸- آتاترک از دوران جوانی ۹ کودک شامل دختر و پسر را به عنوان فرزند معنوی قبول کرد زمینه تحصیل فرزندان معنوی اش را نیز فراهم نمود. آفت اینان یکی از این کودکان بود که از اعضای هیأت مؤسس بنیاد تاریخ ترک و طی سالهای مدید  رئیس این بنیاد بود و مدیریت انستیتوی تاریخ انقلاب ترک را در دانشگاه انکارا نیز به عهده گرفت. وی آثار متعددی درباره تاریخ ترکها و آتاترک منتشر نمود.اینان در سال ۱۹۸۵ چشم از جهان فروبست.

۹- تئوری زبان خورشید که در سالهای ۱۹۳۰ از حمایت آتاترک برخوردار بود وتوسط او ترویج یافت ادعا میکرد که زبان ترکی یکی از اولین زبانهای تاریخ بشری است اما از طرف زبان شناسان مورد قبول واقع نگردیده وبه سرعت اهمیت خود را از دست داد .

۱۰- حسین نهال آتسیز در ژانویه ۱۹۰۵ در استانبول زاده شد. در دوران دانشجویی تحت تاثیرافکار ناسیونالیستی قرار گرفت. درمراسم تشیع جنازه ضیا گوگ آلپ از پایه گزاران ناسیونالیسم ترک با دانشجویان مخالف افکار ناسیونالیستی درگیر و به زد وخورد پرداخت و از دانشکده اخراج شد. با نشر مقاله ای با نام اسامی مناطق متعلق به ترکها در آناتولی که با همکاری دوستش احمد ناجی تهیه کرده بودند نظر استادش فواد کوپورلو، در دانشکده ادبیات را به خودش جلب کرده ودر سال ۱۹۳۰ با نوشتن پایان نامه تحصیلی خود ا زآن دانشکده فارغ التحصیل شد.با انتشار مجله ای به نام آتسیز با همکاری افراد معروفی چون فواد کوپورلو و ذکی ولیدی دوغان به ترویج پانترکیسم پرداخت. او در سالهای قبل وبعد از جنگ جهانی با انتشار مجلات و نوشته هایش پیوسته به مقابله با اندیشه های چپ پرداخته وهمیشه در خدمت ملی گرائی افراطی ، پان تورانیسم ونژاد پرستی بود.در سال ۱۹۷۵ به علت سکته قلبی در گذشت.

۱۱ - رها اوغوز ترک قان در سال ۱۹۲۰ در استانبول متولد شد. در رشته حقوق از دانشگاه آنکارا فارغ التحصیل شد. استادی خود را از دانشگاه استانبول گرفت.تخصص خود را در رشته تاریخ و ترک شناسی از دانشگاه سوربن و روانشناسی تجربی را از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد.بعد از تبرئه دادگاه دوم توران گراها به امریکا رفته و از سال ۱۹۴۷ تا سال ۱۹۷۲ در دانشگاه های آمریکا از جمله کلمبیا بکار مشغول شد.

۱۲-آرتور دو گوبینو۱۸۱۶ – ۱۸۸۲ نویسنده، خاورشناس، شاعر، مورخ و سیاستمدار فرانسوی. ریشهٔ نظریات نژادگرایانه در عصر جدید را به او نسبت می‌دهند.

 ۱۳- اویگئنه پیتارد دکترای خود را از دانشگاه ژنو برای اولین بار در انسان شناسی دریافت کرد. او درسال ۱۹۳۶ به خواست آفت اینان و صلاحدید آتاترک تحقیقات وسیعی را در خصوص جمجمه های انسانی در ترکیه انجام داد.

14- پرفسور یوسف حلاج اوغلو تاریخ دان وعثمانی شناس ناسیونالیست ترکیه ، از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۸ رئیس مرکز تاریخ ترک بودودر سال ۲۰۱۱ به حزب حرکت ملی پیوست.

15- محمود اسد بوزقورت ( متولد سال ۱۸۹۲ ازمیر/ درگذشت ۱۹۴۳ استانبول) از همکاران نزدیک آتاترک و استاد دانشکده حقوق آنکارا. در۱۷ سپتامبر سال ۱۹۳۰ محمود اسد با سمت وزیر دادگستری ترکیه در یک سخنرانی در شهر اوده میش آشکارا چنین می گوید:

” فکر و نظرمن چنین است ، دوست و دشمن بداند که ترک سرور این مملکت است. کسانی که از نسل ترک نیستند در سرزمین ترک تنها از یک حق برخوردارند وآن خدمتگذار و برده بودن است. دوست و دشمن ، حتی کوه ها نیز این حقیقت را چنین بدانند.“ با تصویب قانون نام خانوادگی در سال ۱۹۳۴ آتاترک به محمود اسد به خاطرتلاش های ترک گرایانه اش نام خانوادگی بوزقورت را داد.

 

منبع: http://vatanyoli.persianblog.ir/post/11/

/ 0 نظر / 8 بازدید