ایرلند سرزمین مقاومت علیه استعمار انگلستان






ایرلند را سرزمین پیکار جویان نام نهاده اند زیرا که مردم این سرزمین در تاریخ خود پیوسته با مهاجمان خارجی به ویژه با انگلستان جنگیده اند . مبارزات مردم ایرلند طی سیصد سال اخیر سرشار از قهرمانی ها و حماسه هاست . امروزه ایرلند شامل دو قسمت است : بخش شمالی که دارای سی و دو شهر است و در زیر سلطه ی حکومت انگلستان است . پایتخت ایرلند شمالی ( یا اولستر ) شهر بلفاست (1) است . بخش دیگر جزیره ایرلند نامیده می شود مستقل و پایتخت آن دوبلین (2) می باشد. مردم شهرهای ایرلند شمالی پیرو فرقه پروتستان و مردم جمهوری ایرلند پیرو فرقه ی کاتولیک می باشند و همین تفاوت در مذهب یکی از عوامل جنگ های داخلی و بحران های عظیمی است که برای مدت سیصد سال مردم ایرلند با آن دست به گریبان هستند و هنوز هم ادامه دارد .
برای شناخت ریشه های بحران های اجتماعی ایرلند آگاهی از تاریخ این سرزمین و آگاهی از تاریخ انگلستان ضروری است و نیز باید از تفاوت تعالیم دو فرقه کاتولیک و کلیسای انگلیکان انگلستان آگاه بود و الا تجزیه و تحلیل بحران های اجتماعی ایرلند بسیار پیچیده و دشوار خواهد بود . بحران های ایرلند زمانی به اوج خود رسید که در قرن شانزدهم ، با تشویق پادشاهان انگلستان ، گروه هایی از مردم انگلستان به ایرلند رفتند . آنان زمین های دهقانان ایرلندی را تصاحب کردند و بدین ترتیب دهقانان ایرلند به صورت بردگانی برای مالکان خارجی درآمدند . این مهاجمان حتی پس از گذشت صدها سال بازهم در نظر ایرلندی ها خارجی ماندند . جمیز اول پادشاه انگلستان برای درهم کوبیدن مقاومت مردم ایرلند مهاجران بیشتری را که همه پیرو فرقه پروتستان بودند به ایرلند فرستاد و برای اسکان آنها شش استان در شمال ایرلند را ضبط کرد و ساکنان اصلی آنها را بیرون کرد . مهاجران جدید از ایرلندی ها نفرت داشتند و آنها را پست و حقیر می شمردند. از آن پس ایرلند به صورت دو اردوگاه متخاصم از ساکنان مهاجرنشین اولستر در شمال و اردوگاه مردم ایرلند درآمد و هنوز هم پس از متجاوز از سیصد و پنجاه سال « مسئله اولستر » لا ینحل مانده است .
مدتی پس از این کوچ نشینی در ایرلند ، در خود انگلستان جنگ داخلی میان چارلز اول و پارلمان درگرفت . چارلز اول پیرو فرقه متعصب کاتولیک پیوریتانها بود و پارلمان طرفدار فرقه جدید پروتستان . در این هنگام مردم ایرلند که کاتولیک بودند از پادشاه هواداری می کردند و مردم کوچ نشین اولستر که مذهب پروتستان داشتند از پارلمان طرفداری می کردند .
جنگ بین پروتستان و کاتولیک های ایرلندی به زودی شدت گرفت . کاتولیک های ایرلندی با بی رحمی عده زیادی از پروتستان ها را به قتل رساندند . چند سال بعد پروتستان های انگلیسی پادشاه خود را گردن زندند و خود به زیر پرچم « کرامول » (3) رفتند که فردی پروتستان و با کاتولیک ها سخت دشمن بود . کرامول قبل از پیروزی از « آزادی و رهایی » انسان سخن می گفت اما چون خود به قدرت رسید معلوم شد که فردی سخت متعصب است و به آزادی انسان ایمان ندارد . کرامول برای انتقام از کاتولیک های ایرلندی به آن سرزمین لشگر کشید . در این جمله کشتارهای هولناکی از ایرلندی ها، به خصوص از کشیشان و روحانیون کاتولیکی صورت گرفت. این کشتارها آنچنان مهیب و هولناک بود که هنوز هم در ایرلند با نفرت از«کرامول » یاد می کنند .

مقاومت در لندن دری

در 1688 کاتولیکهای ایرلند شهر « لندن دری » (4) در شمال ایرلند را که مردم آن پروتستان بودند، محاصره کردند . کاتولیک ها تصور می کردند که می توانند به زودی مقاومت مردم شهر را در هم شکنند اما محاصره شدگان دلیرانه مقاومت کردند . محاصره شهر چهار ماه طول کشید . عاقبت کشتی های انگلیسی آذوقه و کمک برای این شهر رساندند و مقاومت و دلیری مردم «لندن دری » در تاریخ ثبت شد .
دو سال بعد در شهر لیمریک (5) کاتولیک های ایرلند از طرف انگلیسی ها محاصره شدند . مردم شهر لیمریک نیز دلیرانه با رهبری مردم به نام « پاتریک سفیلد» (6) مقاومت کردند .
انگلیسی ها چون از فتح شهر ناامید شدند قراردادی را با سارسفیلد امضا کردند که بر طبق آن به کاتولیک های ایرلندی حقوق کامل اجتماعی برابر با پروتستان ها و آزادی مذهبی داده می شد . سارسفیلد شهر را تسلیم کرد اما بزودی معلوم شد که خانواه های انگلیسی در ایرلند شمالی مالک اراضی بودند به این پیمان وفادار نیستند. آنان از دادن حقوق مدنی و آزادی مذهبی به کاتولیک ها سرباز زدند و به جای آن قانون های مخصوص و فوق العاده برای مجازات کاتولیک ها به تصویب رساندند. این عهد شکنی آشکار کاتولیک های ایرلند را به خشم آورد و از آن پس شورشهای متعدد دیگری در ایرلند اتفاق افتاد . مدتی بعد زمامداران انگلیس رسما ایرلند را به انگلستان ملحق ساختند و قرار شد نمایندگان ایرلند نیز در پارلمان انگلستان شرکت جویند . اما باز هم همچنان تبعیض میان پروتستان ها و کاتولیک ها برقرار بود زیرا به کاتولیک ها چه در انگلستان و چه در ایرلند اجازه داده نمی شد که نماینده ای تعیین کنند تا این که در 1829 ، این محدودیت ها مرتفع شد و کاتولیک ها هم توانستند به پارلمان انگلستان راه یابند .

قحطی بزرگ

بیست سال بعد قحطی عظیمی در ایرلند پیش آمد که براستی فاجعه ای تکان دهنده بود . هنوز هم نویسندگان ایرلندی درباره ی آن قحطی مصیبت بار مقاله می نویسند و از مرگ رقت بار هزاران هزار ایرلندی گرسنه سخن می گویند .
آنچه که در جریان قحطی 1848 پیش آمد و بر نفرت و کینه ی مردم ایرلند از انگلستان افزود رفتار مالکان انگلیسی با دهقانان گرسنه و قطحی زده بود . مالکان دهقانان را به علت پرداخت اجاره از املاک خود می راندند . به این جهت عده زیادی از ایرلندی ها وطن خود را ترک گفتند و به امریکا و کشورهای دیگر رفتند .
شکاف میان مردم شمال ایرلند یعنی اولستر و سایر نواحی ایرلند دائما بیشتر می شد. اختلافات نژادی و مذهبی ادامه پیدا می کرد وبا صنعتی شدن انگلستان اختلافات اقتصادی هم نمایان گشت . « اولستر » مانند انگلستان و اسکاتلند صنعتی گشت. کارخانه های بسیار در اولستر پدید آمد اما در نواحی کاتولیک نشین فقر و گرسنگی حاکم بود . بیشتر مردم کشاورز بودند و زندگی سختی را می گذراندند .
در این روزها بحث جنجالی و پیچیده « هوم رول »(7) که در فارسی و معنای حکومت داخلی است در پارلمان انگلستان مطرح شد . مفهوم « هوم رول » آن بود که یک پارلمان تابع و دست نشانده در ایرلند بوجود آید که فقط به امور داخلی بپردازد و زمام امور مهم همچنان در دست پارلمان بریتانیا بماند . در مورد حکومت داخلی کاتولیکهای ایرلند اتفاق نظر نداشتند. بسیاری از استقلال طلبان معتقد بودند که « حکومت داخلی » خیلی کمتر و بکلی متفاوت از درخواست استقلالی است که مردم ایرلند هفتصد سال برای آن جنگیده اند. البته پارلمان انگلیس هم چندان مایل نبود که درخواست حکومت داخلی را فورا به تصویب برساند .
عاقبت گلادستون نخست وزیر انگلستان با « هوم رول » موافقت کرد . اما محافظه کاران با اعطای امتیاز « حکومت داخلی » به شدت مخالفت می کردند . مع هذا حزب ناسیونالیست ایرلند ( یا حزب هوم رول ایرلند ) کار خود را در پارلمان بریتانیا دنبال می کرد و امیدار بود که سرانجام پیروزی هایی بدست آورد . اما طرفداران استقلال کامل ، اعتقادی به این فعالیت ها نداشتند . آنان شورش مسلحانه را علیه انگلیسی ها تبلیغ می کردند . برخی از استقلال طلبان تندرو درباره « اقدام مستقیم » سخن می گفتند . که به معنای عدم همکاری با دولت بریتانیا بود .
البته مشکل بریتانیا در مورد ایرلند به این مسائل ختم نمی شد زیرا در آغاز قرن بیستم احساس می شد که ایرلندی ها عاقبت حکومت خودمختار داخلی را به دست خواهند آورد . مشکل اصلی حوادثی بود که در نواحی شمالی ایرلند یعنی اولستر پدید آمد .
در سالهای 1912 و 1913 که در پارلمان انگلستان درباره ی « هوم رول » بحث و جنجال ادامه داشت در اولستر حوادث شگفتی در جریان بود . پروتستان های ساکن شمال ایرلند از قانون «حکومت داخلی » می هراسیدند و فکر می کردند که با تصویب این قانون کاتولیک ها نیرومند شده و موقعیت آنان رادر خطر خواهند انداخت . به همین علت بود که رهبران پروتستان های اولستر اعلام داشتند که طرح خودمختاری را ، حتی اگر صورت قانونی هم پیدا کند نخواهند پذیرفت و حتی برای مبارزه با آن به جنگ مسلحانه دست خواهند زد .
مدتی بعد مردم اولسترخود را برای مقاومت مسلحانه آماده می کردند . از همه مهم تر اینکه رهبر حزب محافظه کار انگلستان نیز علنا این نهضت شورشی را تقویت می کرد . طبقه ی ثروتمند هم به طور علنی و یا مخفیانه پول های هنگفتی برای خرید اسلحه در اختیار شورشیان اولستر قرار می دادند . نهرو نخست وزیر فقید هند در این مورد نکته جالبی دارد که خواندنی است . وی می گوید:
« در تاریخ شورش های فراوانی روی داده است و مخصوصا در ایرلند شورش ها بسیار زیاد و فراوان بوده است مع هذا این تدارکات وسیع برای ایجاد شورش در اولستر برای ما از آن جهت جالب است که حزب محافظه کار در پشت آن قرار داشت و از آن هواداری می کرد . این حزب همیشه به صفات محافظه کارانه و حکومت قانون و تابعیت از اصول پارلمانی افتخار می کرد . این حزبی بود که همیشه از قانون و نظم سخن می گفت و عقیده داشت کسانی که بر خلاف نظم و قانون رفتار کنند باید به شدت مجازات شوند ، مع هذا اعضای ممتاز و نمایان این حزب [اکنون برای حفظ منافع خود] از خیانت علنی سخن می گفتند و خود را برای شورش مسلحانه آماده
می ساختند و با پول و افراد با آن کمک می دادند » . (8)
مسلح شدن اولستر، ساکنان ایالات جنوبی را به این فکر انداخت که آنها هم با تشکیل هسته های مقاومت خود را برای مبارزه با دسته های مسلح اولستر آماده سازند و بدین گونه ارتش های رقیب در ایرلند هر روز نیرومندتر می شدند . اکنون چنین به نظر می رسید که جنگ داخلی در ایرلند اجتناب ناپذیر است و بزودی دو نیروی رقیب به سوی هم آتش خواهند گشود . اما آغاز جنگ بین الملل اول در 1914 نبرد پیروان فرقه پروتستان و فرقه ی کاتولیک را به عقب انداخت .
از سوی دیگر « طرح داخلی یا هوم رول » صورت قانونی پیدا کرد . البته اجرای این قانون به پایان جنگ موکول شد ، اما پیش از آنکه جنگ به پایان برسد حوادث بسیاری در ایرلند روی داد که مهم ترین آن قیام بزرگ و تاریخی 1916 در « دوبلین » بود . این قیام در تاریخ ایرلند به « قیام عید پاک » معروف شد زیرا در عید پاک 1916 اتفاق افتاد .

قیام در شهر دوبلین

قیام دوبلین زمانی آغازشد که پارلمان انگلستان پیشنهاد کرد که در ایرلند نیز مانند انگلستان سربازگیری به عمل آید. این پیشنهاد موجی عظیم از خشم و اعتراض در سراسر ایرلند پدید آورد. جوانان ایرلندی خود را آماده ساختندکه اگر لازم باشد در مقابل این پیشنهاد حتی به مقاومت مسلحانه دست بزنند . در اینجا لازم است که در مورد جنبش « سین فاین »(9) که از مدت ها بیش آغاز شده بود سخن بگوئیم سین فاین در زبان ایرلندی به مفهوم آن است که از فرهنگ و زبان انگلیسی باید دوری گزید و به فرهنگ ، زبان و سنت های ایرلندی روی آورد تا به آزادی و استقلال واقعی رسید .
نهضت سین فاین این اندیشه را تبلیغ می کرد که ایرلند فقط از راه حفظ و احیای زبان و فرهنگ قدیمیش می تواند روح خود را زنده نگه دارد و به خاطر همین بود که نهضت سین فاین به تأسیس جامعه ی کاتولیک ( احیای تمدن ایرلند ) همت گماشت و تلاش برای گسترش هرچه بیشتر زبان کالیگی در روستاها و شهرها آغاز شد . در کنار این نهضت پرشور فرهنگی ، سازمان ها و تشکیلات علنی و مخفی برای مبارزه با سلطه ی انگلیس نیز پدید آمدند که مهم ترین آنها تشکیلات مسلحانه ی سازمان « برادری جمهوری خواه ایرلند» بود که به اختصار سازمان IRB نامیده می شد ( دقت کنید که این سازمان IRA که مخفف ارتش جمهوری خواه ایرلند
می باشد و بعدها برای مبارزه با سلطه ی انگلیس تشکیل شد اشتباه نشود ) .
سازمان IRB معتقد بود که در طول جنگ انگلستان با آلمان ، ایرلندی ها باید به نبرد مسلحانه دست بزنند و برای بدست آوردن سلاح افرادی را جهت تماس با مقامات دولت ویلهلم دوم به آلمان فرستاد. این سازمان از جهت تهیه سلاح موفقیت چندانی کسب نکرد . کنستانتین گیبون متخصص مسائل مربوط به ایرلند در مقاله ی مفصل ، شورانگیز و محققانه ی جالبی که در دائره المعارف تاریخ قرن بیستم نگاشته درباره ی عدم تعادل قدرت و توانایی دو گروه متخاصم ایرلندی در 1916 می نویسد .
« قبل از آغاز جنگ بین الملل اول مبارزان اولستری در حدود 35،000 تفنگ از آلمان خرید بودند ، در حالی که رزمندگان ایرلندی نتوانسته بودند بیش از هزار تفنگ تهیه کنند . از طرف دیگر یک ارتش تا دندان مسلح انگلیسی آماده مبارزه با ایرلندی ها بود . « سرراجر کازمنت » در آغاز جنگ از طریق امریکا به آلمان رفت . وی نه تنها در مأموریت خود موفق نبود بلکه در بازگشت به وسیله مأموران انگلیسی دستگیر و چندی بعد به اتهام خیانت به دار آویخته شد » .(10)
ایرلندی ها با وجود این شکست ها در بدست آوردن سلاح ، باز هم اندیشه مبارزه با مسلحانه را کنار نگذاشتند . افراد گروه مسلح IRB به رهبری « پاتریک پیرز » عید پاک را برای قیام مسلحانه مناسب دانستند . با وجود این ، حتی رهبران درجه اول نهضت مسلحانه به پیروزی نهایی خود اطمینان نداشتند .
هدف شرکت کنندگان در این تسخیر فوری ساختمان های دولتی بود و امیدوار بودند که پس از تسخیر این ساختمان ها مردم به طرفداری آنان قیام کنند .
آنان در ساعات اولیه قیام مسلحانه موفق بودند . بیش از ده ساختمان دولتی به تسخیر آنان درآمد و طبق طرح قبلی ساختمان بزرگ شهر اداره پست به عنوان ستاد فرماندهی استفاده شد . بقیه نقشه ها تقریبا عقیم ماند . کوشش برای تسخیر اسلحه خانه سربازان انگلیسی با موفقیت روبرو نشد و آنها توانستند فقط مقدار کمی سلاح بدست آوردند . البته نبرد در خیابان ساکویل با تلفات بسیار سربازان انگلیسی همراه بود .
قیام کنندگان در همان لحظات اول پرچم های ملی ایرلند را بر فراز ساختمان ها برافراشتند و تشکیل دولت موقت مستقل ایرلند را اعلام داشتند . واکنش قوای دولتی نسبت به این حوادث سبعانه و غیرمنتظره بود . آنها بدون توجه به اینکه حمله با توپخانه موجب قتل عده زیادی از افراد غیر نظامی خواهد شد ساختمان های تحت تصرف استقلال طلبان را زیر آتش توپخانه قرار دادند . جنگی خونین آغاز شد . این جنگ با ورود ژنرال جان ماکسول و افرادش به نهایت شدت رسید . ژنرال ماکسول از سوی نخست وزیر انگلیس مأمور بود که قیام را به سرعت سرکوب سازد . از لحظه ورود سربازان انگلیسی تقریبا همه کس می دانست که قیام شکست خورده است زیرا که نیروهای تازه نفس از هیچ عمل ضد انسانی و سبعانه ای خودداری نمی کرد . آنان ساختمان های تسخیر شده را به آتش می کشیدند و از تیراندازی به سوی افراد غیرنظامی هم باکی نداشتند . قیام کنندگان دلیرانه می جنگیدند اما پس از سه روز مقاومت مجبور به ترک ساختمان ها شدند . رهبران مقاومت سرانجام تسلیم شدند . شهر دوبلین اکنون به صورت خرابه ای درآمده بود که از ساختمان های آن آتش زبانه می کشید . زنان و کودکان وحشت زده جیغ می کشیدند و مردان ایرلندی در صورتی که از خانه بیرون می آمدند هدف گلوله قرار می گرفتند . حکومت نظامی رهبران قیام را پس از چند روز در یک دادگاه نظامی محاکمه و همه را محکوم به مرگ کرد . حکم اعدام بلافاصله اجرا شد اما خبر از آن یک روز بعد منتشر گردید . با اعدام آنان موجی از خشم و اعتراض سراسر ایرلند را فرا گرفت . ایرلند پس از این واقعه برای مدت کوتاهی آرام به نظر می رسید اما آتش خشم در درون سینه ها شعله می کشید . هواداران نهضت سین فاین ، نه تنها شعارهای استقلال طلبانه را رها نکردند بلکه با شدت بیشتری به تبلیغ پرداختند . صحنه های وداع و مرگ شرکت کنندگان در قیام عید پاک به صورت شعر و داستان درآمد . در شهرها و روستاها نمایشنامه هایی از زندگی « دلاوران قیام عید پاک » به روی صحنه می آمد : و تماشاگران ایرلندی سخت به هیجان می آمدند و خود را برای نبردهای آینده آماده می ساختند .
پس از پایان جنگ بین الملل اول ، درسراسر جزایر بریتانیا برای تشکیل پارلمان تازه ، انتخابات صورت گرفت . در ایرلند هواداران نهضت « سین فاین » اکثریت عظیمی بدست آوردند و ناسیونالیست های قدیمی را که تا اندازه ای هوادار همکاری با بریتانیا بودند از میدان بدر کردند . اما سین فاینها که در انتخابات پیروز گشتند نمی خواستند در پارلمان بریتانیا شرکت کنند . سیاست آنها بکلی متفاوت بود . آنها به عدم همکاری بریتانیا و تحریم و بایکوت معتقد بودند . آنان در پارلمان لندن حضور نیافتند به جای آن در 1919 در خود دوبلین ، مرکز ایرلند ، مجمع جمهوری خویش را تشکیل دادند . مجلس ایرلند « دووالرا » را برای ریاست و « گریفیث » را به عنوان نایب رئیس انتخاب کرد . شاید برای شما شگفت آور باشد اگر بدانید که در آن زمان هر دوی آنها در زندان بریتانیا بسر می بردند .
ادامه مبارزه مردم ایرلند به راستی انگلستان را از پای درآورده بود . آنچه که دولت استعمارگر انگلیس از آن می هراسید تنها مقاومت مردم ایرلند نبود بلکه انتشاراخبار این مقاومت ها در مستعمره های انگلیس بشدت برای مقامات انگلیسی نگران کننده بود زیرا می دانستند که این اخبار مقاومت موجب آغاز پیکار ضد استعماری در سراسر مستعمرات خواهد شد .

تفرقه بینداز و حکومت کن

در این دوران انگلیس یک بار دیگر از سلاح قدیمی خود یعنی « تفرقه بینداز و حکومت کن » در ایرلند استفاده کرد . در اکتبر 1921 لوید جورج نخست وزیرانگلستان از رهبران نهضت سین فاین دعوت کرد که به متارکه موقت در مبارزه راضی شوند تا درباره امکان توافقی مورد قبول طرفین مذاکره کنند . ایرلندی های استقلال طلب پذیرفتند . نمایندگان ایرلند و بریتانیا در لندن با هم ملاقات کردند و پس از دو ماه گفتگو و مباحثه در دسامبر 1921 موافقت نامه ای میان ایشان به امضا رسید . این موافقتنامه جمهوری ایرلند را به رسمیت نمی شناخت اما ظاهرا به نوعی خودمختاری گردن نهاده بود .
در ایرلند بر اثراین موافقتنامه هیاهوی بسیار برخاست . حزب سین فاین بر سر این موضوع به دو قسمت منشعب گردید و « دووالرا» رئیس مجمع ملی ایرلند با پیمان مخالف و خواهان یک جمهوری کاملا مستقل بود در حالی که « گریفیث » و « مایل کالیتس » با آن موافق بودند . این اختلاف سلیقه سیاسی با ترفندهای مکارانه انگلستان سرانجام به یک جنگ داخلی مبدل شد . پاندیت نهرو در کتاب معروف خود نگاهی به تاریخ جهان می نویسد : « این جنگ های داخلی و کینه و کشتار متقابل برای جنگ دلیرانه مردم ایرلند در راه استقلال فاجعه ای بسیار تأسف آوری بود . انگلستان که نتوانسته بود با اسلحه و ارتش خودکاری بکند با سیاست تفرقه اندازی خود پیروز می شد زیرا خود ایرلندی ها با هم می جنگیدند و انگلستان با خیال راحت به یک طرف کمک می داد و معمولا به صورت ناظری بیطرف از دور به حوادث می نگریست و قلبا از این اوضاع بسیار خوشحال بود » . جنگ داخلی بتدریج پایان یافت ولی نبردهای استقلال طلبانه ایرلند به صورتهای مختلف همچنان ادامه دارد .

پی نوشت ها:

1.Belfast
2.Dublin
3.Cromwell
4.Londonderry
5.Limerick
6.Patrick Sarsfield
7.Homerule
8. پاندیت نهرو ، نگاهی به تاریخ جهان ، جهانگیر تفضلی ، انتشارات امیرکبیر ، ص 1119.
9.Sinn Fein
10. مجموعه ی تاریخ قرن بیستم ، متن انگلیسی ، شماره ی ویژه ایرلند ( وقایع 1910 تا 1918 ایرلند ) ص 599.

منبع: کتاب نگاهی به تاریخ معاصر جهان یا بحران های عصر ما
/ 1 نظر / 2 بازدید
امیر

بسیار عالی. واقعا این انگلیسیها روباه هستند