امنیت اجتماعی و عوامل مؤثر در آن

شیدا حسینی (ک) 

تعریف امنیت :

امنیت را به اطمینان و آرامش در برابر خوف ، تعریف و ترجمه نموده اند که شامل دو بعد ایجابی و سلبی است . از یک سو اطمینان ، آرامش فکری و روحی و از سوی دیگر فقدان خوف ، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و اطمینان می گردد و از سوی دیگر فقدان خوف ، دلهره و نگرانی که موجب سلب آرامش و اطمینان می گردند .

امنیت فردی عبارت است از حالتی که فرد جسماً و روحاً در آن جدا از ترس و آسیب دیدن به جان ، مال و یا آبروی خود و از دست دادن آنها زندگی کند .

امنیت اجتماعی شخص به معنی امنیت جان ، مال ، آبرو و موقعیت اجتماعی شخص از جانب عوامل اجتماعی می باشد . یعنی از جانب افراد دیگر ، سایر گروه ها و حکومت و قانون ، جان ، مال ، آبرو و موقعیت اجتماعی فرد مورد تهدید و خطر قرار نگیرد . بدین ترتیب امنیت اجتماعی حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیر قانونی دولت ، فرد یا گروهی در تمام یا بخشی از جامعه پدید می آورد1 .

امنیت مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی

امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است . می گویند : اصولا تا جلوی مفسدان را با قاطعیت و بوسیله نیرومندترین سدها نگیرند جامعه روی سعادت را نخواهد دید .

از این رو حضرت ابراهیم (ع) هنگام بنای کعبه نخستین چیزی که از خدا برای آن سرزمین تقاضا کرد نعمت امنیت بود2 . سخت ترین مجازاتها در فقه اسلام برای کسانی در نظر گرفته شده که امنیت جامعه را به خطر می افکنند . این شدت عمل فوق العاده که اسلام در مورد محاربان به خرج داده ، برای حفظ خون بی گناهان و جلوگیری از حملات و تجاوزهای افراد ظالم ، زورمند به جان ، مال و نوامیس مردم بی گناه است .

کسانی که می خواهند سرزمینی آباد ، آزاد و مستقل داشته باشند باید قبل از هر چیز به مسئله ی امنیت بپردازند ، سپس مردم را به آینده ی خود امیدوار سازند و به دنبال آن چرخهای اقتصادی را به حرکت درآورند .

اسلام می خواهد در جامعه امنیت کامل حکمفرما باشد3 . مردم به یکدیگر هجوم نبرند از نظر زبان ، اندیشه و فکر در امان باشند .

دستورهای ششگانه ای که در آیاتی از سوره حجرات (11و12) مطرح شده است ( نهی از سخریه ، عیب جویی ، القاب زشت ، گمان بد ، تجسس و غیبت ) هرگاه به طور کامل در یک جامعه پیاده شود ، آبرو و حیثیت افراد جامعه را از هر نظر بیمه می کند نه کسی می تواند گمان بد به دیگری ببرد ، نه در زندگی خصوصی افراد به جستجو بپردازد و نه عیب پنهانی را برای دیگران فاش کند4 .

نقش تربیت دینی در زندگی اجتماعی

سلامت اجتماع منوط به سلامت تک تک افراد آن است . اگر آحاد مردم به راستی از ایمان الهی برخوردار باشند ، جامعه ای پاک و دو از هر گونه تشتت و انحراف خواهد داشت . اجتماع از آنهایی که از ویژگی های ایمان مذهبی برخوردارند ، بالحال منجر به تشکیل جامعه سالم می شوند که در آن افراد ، قوانین و حقوق و حدود یکدیگر را محترم می شمارند و عدالت را امری مقدس به حساب آورده به یکدیگر اعتماد و اطمینان می کنند . ضمانت اجرای قانون در چنین جامعه ای ترس از پلیس و عوامل تنبیهی نیست ، بلکه کیفیات روحی و ایمان افراد آن است . بر خلاف بسیاری از جوامع که در آن ها اطاعت از قوانین و رعایت نظم و آداب اجتماعی خاستگاهی غیر از ایمان و عطوفت قلبی دارد و آن توقعات متقابل و ترس از عوامل تنبیهی است . مردم در این جوامع از برقراری علقه های عاطفی و اخلاقی محروم و مقهور حکومت و یا نظام اجتماعی حاکم هستند و در صورت فقدان عوامل مذکور ، شخصیت حقیقی خود را ظاهر کرده ، برای نیل به آرزوها و منافع خود ، دست به جنایات و فجایعی می زنند که خود آنها و جامعه بشری را مورد تهدید قرار می دهد .

هدایت جامعه در پرتو هدایت و رشد فردی حاصل می شود و تنها ایمان مذهبی است که می تواند با حفظ جواب مشخصی ، روابط افراد را سامان بخشد و اهداف حاکم بر این روابط را متعالی سازد . منطق اجتماعی اسلام ، سلامت جامعه را تابع رفتار ایمانی افرادی می داند و آنها را پیکره ی واحدی به حساب می آورد که هر قسمت از آن در قسمت های دیگر تاثیر می گذارد5 .

نقش و کارکرد دین در برقراری امنیت اجتماعی

درک کلی انسان از هستی و به اصطلاح جهان بینی او ، هم القاء کننده ارزشها به انسان است و هم در تکوین شخصیت فردی او تاثیر فراوان دارد . دین در عام ترین تعریف خود یک نوع جهان بینی و هستی شناسی است . با گزینش جهان بینی دینی ، قطعاًدین تعیین کننده نوع ارزشها و در مواردی حتی تعیین کننده هنجارها و نهادها نیز خواهد بود و به شخصیت فردی هم ، محتوا و جهت ویژه ای می دهد . بدین ترتیب دین به عنوان نوع جهان بینی انسان ، می تواند بر تمام مؤلفه های یک عمل اجتماعی اثر بگذارد و در نتیجه عمل اجتماعی را به سمت مطلوب خود جهت دهد .

می توان گفت که دین به عنوان یک نوع جهان بینی نه فقط معیار وداور رفتارهای فردی و جمعی انسان است ، بلکه در عین حال و به طریقی دیگر ، در اصل شکل گیری رفتارهای انسان نیز مؤثر است زیرا اگر کردارهای اجتماعی انسان را تحلیل کنیم ، می توانیم ببینیم که قویترین مؤلفه های آن به طور مستقیم از نوع جهان بینی انسان سرچشمه گرفته اند و در این جا مفروض ها این است که دین ، آن نوع جهان بینی است . دین با تاثیر گذاشتن بر ساختمان درونی کردارهای اجتماعی افراد می تواند آن ها را در مسیری که می خواهد هدایت کند .

دین با احکام شرعی خود اراده را در افراد مؤمن تقویت می کند و هسته اصلی پرهیز از انحرافات را بر آنها به وجود می آورد و همچنین به سطح بالایی از انضباط سوق می دهد زیرا انضباط محصول تقید و التزام است و افراد لاقید و بی بند و بار به نظم و انضباط تن نمی دهد و آنگاه که انضباط فراگیر شود ، یکی از راه های نفوذ انحراف بسته می گردد . بسیاری از افراد منحرف کسانی هستند که از هر نوع نظم مشروعی گریزان می باشند6 .

دیگر عوامل مؤثر در امنیت اجتماعی

1 – عدالت

امنیت با برآورده شدن جمیع حقوق مردم ، نسبت برقرار می کند و این همان تعریف عدالت واقعی در نظام اسلامی است . این نظام نیروها را به هدر نمی دهد ، هیچ عملی ضایع نمی ماند7 ، به حساب ذره ذره آن رسیدگی می شود8 این خود دلیلی است بر وجود عدل در نظام اسلامی .

قرآن در کمال صراحت (عدالت اجتماعی) را به عنوان هدف بعثت انبیاء معرفی کرده است9 ، پس همه پیغمبران برای برقراری عدالت آمده اند . برای اینکه بشر در این دنیا بتواند به معنویت کامل برسد باید در دنیا زندگی کند ، زندگی بشر جز در پرتو اجتماع امکان پذیر نیست و زندگی اجتماعی جز در پرتو عدالت استقرار پیدا نمی کند . پس مسائل اجتماعی که امروز برای آنها اینقدر اهمیت قائل هستیم و آنها را در زمینه ی عدالت طرح می کنیم ، هدف انبیاء هستند اما نه هدف اولی بلکه هدف ثانوی ، قرآن اصل عدالت را می پذیرد نه به عنوان هدف نهایی ، یا اینکه مقدمه است برای زندگی خوش دنیا ، بلکه زندگی خوش دنیا را در سایه نوعی توحید عملی می داند .

افراد جامعه باید از عوامل برهم زننده ی تعادل روانی ، اضطراب ، ناکامی ، تعارض و ... مصونیت داشته باشند تا بتوانند هر کدام در جای خود و در شغل و کار خویش ، منشأ اثری مفید و کارا باشند . روشن است که این امور ، در جامعه هایی که عدالت بر آنها حاکم است تحقق خواهد یافت .

معیار سنجش حق و عدالت منافع شخصی نیست ، عدالت به معنی مساوات هم نیست10 ، عدالت این است که هر چیز در یک سازمان در جای خود قرار گیرد . مردم باید یادبگیرند که به حق خود قانع باشند و خواستار تجاوز به حقوق دیگری و برابری حقوق نباشند تا در نتیجه هر روز شاهد امنیت بیشتر در جامعه باشیم11 .

2 – تأثیر بحثهای کارشناسی بر امنیت اجتماعی

در هر جامعه ای پدیده های اجتماعی ، بزهکاریها ، ناهنجاریها و سایر مسائل وجود دارد جامعه یک سیستم است. این سیستم در برابر وقایع و پدیده هایی که نظم آن را تهدید می کند ، واکنش نشان می دهد و به دفاع از خود می پردازد ، پس اگر در جامعه ، جنایتی صورت بگیرد واکنش جامعه طبیعی است . در این میان اگر کارشناسان کارشان را خوب انجام دهند می توانند به جامعه و عناصر تأمین کننده امنیت آگاهی دهند و مردم با واقعیت موجود آشنا می شوند .

3 – تأثیر احساس ناامنی در گسترش آسیبهای اجتماعی

همیشه نسبتی از آن چیزی را که مردم احساس می کنند در واقعیت وجود دارد . بنابراین اگر احساس ناامنی اجتماعی در جامعه وجود داشته باشد . این احساس تا حدودی واقعی است و این احساس گاهی می تواند در مراحلی ، بیشتر از خود ناامنی اجتماعی شود و آن زمانی است که مردم اطلاعات درست راجع به ابعاد ناامنیهای اجتماعی نداشته باشند .

خود احساس ناامنی هرچند که واقعی نباشد می تواند در ایجاد آسیبهای جدید موثر باشد . وقتی افراد احساس می کنند که نظم اجتماعی دچار اختلال شده و حاکمیت قانون و نظارت کم است ، این مسئله در آنها دلهره ایجاد می کند و بخشهایی از گروه های جامعه که استعداد ناهنجاری در آنها است در چنین فضایی دست به اقدامات هنجار شکن می زنند بنابراین احساس ناامنی می تواند در ایجاد ناامنی های بعدی اثرگذار باشد .

4 – ارتباط امنیت اجتماعی با امنیت سیاسی

تهدید عمده ی امنیتی ، اکنون دیگر از نوع تهدیدهای مبتنی بر جنگ نیست بلکه مسائلی چون ترورسیم ، قاچاق مواد مخدر ، بیماریهای واگیردار ، فاجعه های زیست محیطی و فقر عمومی را در بر می گیرند .

امنیت اجتماعی یک مقوله پیچیده و چند وجهی است و از سایر ابعاد امنیت ، اعم از امنیت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی جدا نیست .

نمی توان گفت که امنیت سیاسی و امنیت اجتماعی ، کدامیک بر دیگری راجح است ، زیرا این دو ، پایه های یک بنا هستند و هر کدام در جای خود اهمیت دارند . بدون شک ، تأمین امنیت و حفظ جان ، مال و آبروی افراد از هرگونه تهدید و تعرض ، مستلزم وجود قدرت و اقتدار سیاسی است . در نتیجه ضعف اقتدار سیاسی و حکومتی ، قانون شکنان و مجرمین در اجرای منویات مجرمانه خود ترغیب می شوند و نسبت به تحقق بی دغدغه هر گونه ناامنی ، جرأت و طمع می کنند . در چنین شرایطی مردم به قدرت حکومت در رفع و دفع عوامل ناامنی اعتماد ندارند و حاکمان را گرفتار بی ثباتی سیاسی می بینند و خود نیز همواره دچار ترس و اضطراب هستند . جامعه نیازمند بازسازی دائمی می باشد . بدون همکاری نهادهای درون ساختاری و بازتولید امنیت از طریق شکل بندی هویتی نمی توان برای بقا و ارتقای نظام سیاسی امید چندانی داشت از این رو ، امنیت ملی در جوامع مختلف وقتی ارتقا می یابد که جامعه بتواند به همبستگی اجتماعی دست یافته و نظام سیاسی نیز قادر به تبدیل همبستگی اجتماعی به انسجام ساختاری باشد . اسلام جنگ را منع نموده مگر آنکه برای جلوگیری ار تعدی و یا اخاموش ساختن آتش فتنه و آشوب باشد12 .

5 – پلیس ، مسئول امنیت اجتماعی

نگاه غالب جامعه این است که مسئول امنیت اجتماعی پلیس است ولی امنیت اجتماعی از مردم و برای مردم است و دولت در این میان باید مدیریت و برنامه ریزی داشته باشد . اگر مشارکت مردم مخدوش شود از پلیس کاری ساخته نیست . یعنی ظاهرا امنیت هست چون پلیس هست اما در اعماق مناسبات اجتماعی ، آشوب ، ناهنجاری ، تمایل به قانون گریزی و آسیب های اجتماعی هست در حالی که در سطح و ظاهر ، ثبات وجود دارد . امنیت باید واقعی ، عمیق اجتماعی و مردمی باشد .

پلیس جایگزین مردم نیست زیرا این حوادث و هنجارشکنیها در آن قسمت از شهر که پلیس هم حضور دارد اتفاق می افتد این مسئله وابسته به پلیس نیست حتی می توان گفت که پلیس عامل فردی ایجاد امنیت است و عامل اصلی خود مردم هستند و پلیس مکمل حضور مردم است .

6 – جلب مشارکت عمومی

از عوامل موثر در برقراری امنیت ، نقش مشارکت مردم است . مسئله ی امنیت اجتماعی به عنوان یک امر اجتماعی به طور کامل وابسته به مشارکت مردم است . این بدان معنا نیست که بگوییم دولت مسئول نیست ، چنانکه شرح وظایف برخی از سازمانها ، ایجاد امنیت مطرح شده است مثل سازمانهای نظامی و انتظامی .

خانواده ف گروه های آموزشی ، وسایل ارتباط جمعی و احزاب ، همه و همه در ایجاد امنیت اجتماعی نقش دارند و هر چه مسئولیت آنها بیشتر شود ، مأموریت دولت کم می شود .

دولت باید مدیریت و برنامه ریزی توسعه امنیت اجتماعی را داشته باشد و نمی تواند خودش کارگزار و همه کاره امنیت اجتماعی باشد . هر چه مشارکت مردم و نهادهای مدنی بیشتر باشد ، شاهد کاهش آسیبهای اجتماعی خواهیم بود .

روشهای جلب مشارکت مردم

الف ) آگاهی بخشی : وقتی مردم اهمیت امنیت اجتماعی را نمی شناسند و خسارت فقدان آنرا در نمی یابند چگونه در برقراری آن با دستگاه های مسئول کشور همکاری خواهند نمود ؟ از مهمترین موضوعات این آگاهی ها ، آگاهی از حقوق فردی و اجتماعی ، آگاهی از خطرها و تهدیدها و آگاهی از ثمرات امنیت است

ب ) بیان مسئولیت ها : شناخت مسئولیت ها ، تکالیف و فرایض اجتماعی ، انسانی و دینی ، عاملی برای شمارکت مردم در صحنه های مختلف اجتماعی است . از مهمترین مسئولیت ها ی فردی و اجتماعی ، مسئولیت ستم ستیزی ، مسئولیت یاری مظلوم و مسئولیت نهی از منکر است .

ج ) تحریک وجدان اخلاقی و اجتماعی : یعنی همان حالتی که در تعابیر گوناگونی همچون : حمیت ، تعصب ، غیرت ورزیدن و حساسیت اجتماعی و سیاسی بیان می شود و مفهوم مقابل آن عبارت است از : بی تفاوتی ، بی حسی عاطفی و آرامش بیمارگونه در برابر پدیده تلخ و نامطلوب انسانی ، اجتماعی و سیاسی . اسلام بر هر فرد مسلمان واجب گردانیده که بخاطر برادران مسلمانش ، فداکاری کند و غیرت به خرج دهد13 .

7 – مقابله با آسیبهای اجتماعی

جامعه باید توان مقابله با تضادهای درونی خویش را داشته باشد و این تضادها را از نقطه های آغازین قبل از اینکه مرحله بحران برسد مطرح و حل کند و نگذارد که این تضادها مطرح شوند و یا آنقدر بد مطرح شوند که به یک نقطه ای بحرانی برسند که حتی طرح آن هم برای جامعه مسئله ساز باشد . بعضی از این عوامل مؤثر در افزایش آسیبهای اجتماعی عبارتند از :

الف ) فقر

استقرار امنیت اجتماعی ، با پیگیری دولت مرفه میسر می شود . ناکارآمدی سیاستهای تأمین اجتماعی و سیاست های حمایتی و عدم تو جه به مسئولیت دولت در حوزه رفاهی و حوزه ی امنیت داخلی و پیگیری ممتد سیاست عدالت اجتماعی ، رشد سیاست های حمایتی ، افزایش کمک های دولتی و ... موجب رشد فقر و تضعیف بنیاد های امنیت اجتماعی شده است . در اینجا باید قانونگذار نظارتی کامل بر سیاست ها و قانون های رفاهی داشته باشد و آنها را در جهت کاهش آسیب های اجتماعی برنامه ریزی و سازماندهی کند .

اجتماع فقیر از فراز یک جایگاه بلند فکری چنین است : جهل ، توحش ، تملق و چاپلوسی برای یک لقمه نان ، بی شخصیتی ، خود فروشی ، بلکه همه چیز فروشی از دین ، شرف و ناموس تا هر ارزش انسانی دیگر ، افسردگی و صدها رذیلت دیگر که متأسفانه در جامعه ما بسیار دیده می شود .

ب ) بیکاری

قرآن می فرماید : ( هنگامیکه از کار مهمی فارغ شدی به مهم دیگری بپرداز14 ) هرگز بیکار منشین و پیوسته مشغول مجاهدت باش . بیکار بودن مایه خستگی ، کم شدن نشاط ، تنبلی و فرسودگی و گاه مایه فساد و تباهی و انواع گناهان است . قرآن کراراً انسان را در گرو سعی و کوشش و تلاش و فعالیت خود شمرده و بهره او را از زندگی به میزان سعی و تلاش می داند . از آیات قرآن15 استفاده می شود که خدا روزی هر کس را بخواهد وسیع و روزی هر کس را بخواهد محدود می سازد . این سخن بدان معناست که خواستن و مشیت و اراده الهی یک مسئله ی دل بخواه و بی حساب نیست بلکه مشیت خداوند از حکمت او جدانیست و همیشه روی حساب لیاقتها و شایستگی هاست .

ج ) اعتیاد و وجود معتادان در جامعه

از عوامل مؤثر در افزایش آسیب های اجتماعی وجود معتادان در جامعه است . مبارزه با معضل اعتیاد وظیفه دولت است . عوامل مؤثر در گرایش افراد به مصرف مواد مخدر به سه بخش تقسیم می شود :

1- عامل فردی : عواملی مانند کمبود اعتماد به نفس ، عدم آگاهی و شناخت لازم نسبت به مصرف مواد مخدر ، ناراحتی روانی ، تمایل با اعمال زشت و خلاف ، درد یا بیماری های جسمی مزمن ، داشتن پیش زمینه ارثی ، وضعیت بد تحصیلی ، فرد را به مصرف مواد مخدر ترغیب می کند .

2- عامل خانواده گی : عواملی مانند رها کردن فرزند به حال خود ، تشنج و درگیری در خانواده و سطح پایین درآمد در گرایش فرد به سوی مواد مخدر مؤثر است . آگاه کردن جامعه از خطرات و مضرات مواد مخدر به تقویت فعالیت های جایگزین و افزایش مهارتهای زندگی مانند مهارت حل مشکل و ارتقای فرهنگی در پیشگیری از گسترش معضل اعتیاد مؤثر می باشد .
3- عامل محیطی : عواملی مانند نبود فرهنگ سالم ، دوستان ناسالم ، نبود سرگرمی مناسب برای جوانان و ...

د ) بی حجابی : گسترش دامنه فحشا و ناامنی از پیامدهای بی حجابی است . عامل اصلی فحشا و فرزندان نامشروع منحصراً بی حجابی نیست بلکه یکی از عوامل اصلی آن مسئله برهنگی و بی حجابی است . که متأسفانه تلوزیونهای ما اصلاً رعایت نمی کنند .

در آیات قرآن برای امنیت جامعه و جلوگیری از مزاحمت افراد هرزه ، به زنان با ایمان دستور می دهد که بهانه ای یه دست افراد چشم چران ندهند و با رعایت پوشش مناسب جلوی مشکلات بعدی را بگیرند .

ه ) سرقت و دزدی : فساد در برخی آیات قرآن در مورد سرقت به کار رفته است16 . همانطور که برادران یوسف پس از اتهامشان به سرقت گفتند : (و به خدا قسم شما می دانید ما نیامده ایم که در زمین مصر فساد کنیم و ما هرگز سارق نبوده ایم17) . و در برخی از آیات ، سرقت و آدم ربایی از عوامل سلب امنیت اجتماعی شمرده شده است18 . تعبیر به فساد فی الارض ما را به یک واقعیت در زندگی اجتماعی انسانها رهنمون می شود و ان اینکه مفاسد اجتماعی معمولاً موضعی نخواهند بود و در یک منطقه نمی توان آنها را محصور ساخت بلکه در سطح اجتماع و در روی زمین گسترش پیدا می کنند و از یک گروه به گروه دیگر سرایت خواهند کرد19 .


منابع

1 – امنیت در نظام سیاسی اسلام ، ص 19

2 – ابراهیم / 35

3 – حجرات / 11 و 12 ، فیل / 1 و 5

4 – فصلنامه پژوهشی الاهیات و حقوق ، ص 146

5 – کتاب سال امنیت اجتماعی ، ص 327

6 – همان

7 – آل عمران / 195

8 – زلزال / 7 و 8

9 – حدید / 25

10 – زخرف / 32 ، نجم / 39

11 – فصلنامه پژوهشی الهیات و حقوق ، ص 148

12 – بقره / 191

13 – تفسیر المیزان ، ج 4 ، ص 627

14 – اشراح / 7 و 8

15 – رعد / 26

16 – مائده / 38

17 – یوسف / 73

18 – انفال / 26 ، قصص / 57

19 – فصلنامه پژوهشی الهیات و حقوق ، ص 160

منبع:

مجله امین

http://www.bonyadeamin.com/index.php?option=com_content&task=view&id=602&Itemid=58

/ 0 نظر / 2 بازدید