مشترکات ایران و ایران شمالی

نگاهی اجمالی به اشتراک‌های ایران و ایران شمالی 

 خبرگزاری آران/سرویس آذربایجان

با وجود جدایی آران از ایران، سنت و رسوم فرهنگی و آیینی در میان مردم به حیات خویش ادامه داد. برپایی مراسم سوگواری در روز عاشورا، برگزاری جشن عید غدیر و پخش کردن شیرینی و شربت در تمام مسجدها و محله‌ها همچنین برگزاری جشن نوروز در این از کشور نشانه‌ی پیوند و اشتراک‌های فرهنگی و تاریخی ایران شمالی  با ایران است

سرزمین واقع در شمال رود ارس که در جنوب رشته کوه قفقاز و در کنار دریای خزر قرار گرفته است در عهد باستان، «آلبانیا» خوانده می‌شد. در آثار مورخان و جغرافی‌دانان اسلامی نام «الران» و «اران» برای این منطقه ذکر شده است. «اران» تا زمان انعقاد عهدنامه‌ی گلستان و ترکمانچای بخشی از قلمرو ایران محسوب می‌شد. با وجود جدایی این سرزمین از ایران، سنت و رسوم فرهنگی و آیینی در میان مردم به حیات خویش ادامه داد. برپایی مراسم سوگواری در روز عاشورا و برگزاری جشن نوروز در این کشور نشانه‌ی پیوند و اشتراک‌های فرهنگی و تاریخی جمهوری آذربایجان با ایران است.

 نگاهی به تاریخ مشترک ایران و جمهوری آذربایجان

آلبانیای قفقاز در دوره‌ی مادها و هخامنشیان تحت تابعیت ایران قرار داشت.[1] این حکومت در دوره‌ی زمامداری «سلوکیان» استقلال بیش‌تری داشت.[2]  از قرن اول پیش از میلاد تا قرن چهارم میلادی، آلبانیا چندین بار به دست ایران و روم فتح شد. در سال 469م. با انقراض پادشاهی آلبانیا، این منطقه به تصرف ایران درآمد[3] ولی پس از مدتی ارانشاهان در این منطقه قدرت را در دست گرفتند. پس از ظهور مهرانیان در اواخر قرن ششم که از خویشاوندان «خسرو پرویز» بودند، ارانشاهان منقرض شدند.[4] پس از ورود اعراب و انقراض حکومت مهرانیان، از سوی خلفا والی برای اداره‌ی این منطقه تعیین می‌شد.

از قرن سوم هجری ساجیان، سالاریان و شدادیان بر اران حکومت کردند. با ورود ترکان در قرن یازدهم میلادی/ پنجم هجری و حکومت سلسله‌های ترک زبان بر اران و شروان[5] زبان بومی مردم این مناطق به ترکی تغییر یافت. با شکست آق قویولون‌ها در قرن دهم هجری، این مناطق توسط شاه «اسماعیل صفوی»، فتح شد ولی در زمان شاه «طهماسب» دولت عثمانی اران و شروان را تحت سلطه‌ی خود درآورد.[6]شاه «عباس» در سال 1606م./1015ق. اران[7] و شروان را به ایران بازگرداند.[8]

در قرن دوازدهم هجری قمری در منطقه‌ی اران و شروان، خان نشین‌های قراباغ، شکی، شروان، گنجه، باکو، نخجوان، قبه و دربند تحت تابعیت ایران پدید آمد. «الکساندر اول» امپراطور روسیه در سال 1801م./ 1215ق. سیاست پیشروی در قفقاز را مد نظر قرار داد و برای رسیدن به مقاصد خود، فرمانده‌ای روسی به نام «سیسیانف» را به این منطقه اعزام کرد. بعضی از خوانین که در رأس آنان خان قراباغ قرار داشت، برای حفظ حکومت خود و رهایی از پرداخت مالیات به حکومت قاجار نسبت به حکومت روسیه، اظهار اطاعت کردند.[9] البته خان گنجه، «جواد خان» به همراه مردم مسلمان این شهر در مقابل روس‌ها ایستادگی کرد و در پی جنگ با نیروهای روسیه در سال 1803م./1218ق. کشته شد.[10]

افزون بر گنجه، بسیاری از مردم ترک زبان خان نشین‌های دیگر نیز از تسلط حکومت روسیه بر مناطقشان ابراز نارضایتی می‌کردند. بعد از انعقاد قرارداد گلستان و جدایی سرزمین‌های قفقاز از ایران، خوانین قفقاز که متوجه حقیقت سیاست‌های روسیه شده بودند، ضمن فرار از مناطق تحت فرمان خود به ایران پناهنده شدند.[11]

مردم ساکن این مناطق نیز با ارسال نامه به علما ضمن بیان نارضایتی از حکومت روسیه و ذکر سیاست‌های خشن آنان نسبت به مسلمانان، خواهان کمک دولت ایران شدند.[12]  در طی جنگ‌های دوم ایران و روسیه طرز برخورد ظالمانه‌ی مأموران حکومت روسیه با مسلمانان موجب مهاجرت بسیاری از آذری زبانان به ایران شد.[13] پس از انعقاد قرارداد ترکمانچای با وجود جدایی اران و شروان از ایران، عوامل دیگری موجب نزدیکی مردمان این دو سرزمین نسبت به یک‌دیگر می‌شد.

 آثار باستانی

تاریخ مشترک ایران و ایران شمالی  موجب شده آثار باستانی فراوانی از تمدن ایرانی در ایران شمالی یافت شود. برخی از این آثار متعلق به دوره‌ی ساسانی است. پادشاهان این سلسله به منظور حفاظت از مرزها در برابر حملات رومیان، بناها و قلعه‌های نظامی متعددی در شهرهای اران ساختند.[14]

در شهر باکو برج «دختر» یکی از آثار به جای مانده‌ی دوره‌ی ساسانی است. سال 2007م./1386 نیز یک بنای تاریخی متعلق به دوره‌ی هخامنشیان در 367 کیلومتری غرب باکو کشف شد. وجود این آثار باستانی در جمهوری آذربایجان نشانه‌ی پیوند ناگسستنی فرهنگ و تمدن هر دو کشور است و این مسأله حاکی از آن است که مردم این سرزمین در غنای فرهنگ و تمدن ایرانی نقش به سزایی داشته‌اند.

تاریخ مشترک ایران و ایران شمالی  موجب شده آثار باستانی فراوانی از تمدن ایرانی در ایران شمالی یافت شود. برخی از این آثار متعلق به دوره‌ی ساسانی است. پادشاهان این سلسله به منظور حفاظت از مرزها در برابر حملات رومیان، بناها و قلعه‌های نظامی متعددی در شهرهای اران ساختند.

 خط و زبان فارسی

با الحاق ایران شمالی  به روسیه، خط و زبان فارسی در میان مردم این سرزمین مقام خود را حفظ کرد. تألیف کتاب «گلستان ارم» توسط «عباس‌قلی آقاقدسی» معروف به «باکی خانوف» در سال 1841م./1257ق. نشانه‌ی تداوم حیات زبان فارسی در این منطقه است.[15]

ولی اوایل قرن بیستم به دلیل عدم توجه حکومت وقت ایران به لزوم گسترش خط و زبان فارسی در قفقاز و سیاست سرکوب‌گرانه‌ی نظام تزاری روسیه، این زبان به تدریج به فراموشی گرایید.[16]  در دوران حکومت شوروی بر ایران شمالی [17]

با جایگزینی خط لاتین و سیریلیک به جای خط فارسی، این روند تشدید شد. در طول تاریخ، شعرا و نویسندگان بسیاری در ایران شمالی آثار خود را به خط و زبان فارسی نوشتند. در حال حاضر مردم ایران شمالی  به دلیل تسلط نداشتن به زبان فارسی، قادر به مطالعه‌ی منابع مهم تاریخی و دیوان اشعار شعرای بزرگی مانند «مجیرالدین بیلقانی» و «مهستی گنجوی» نیستند. میان زبان آذری و فارسی وجوه مشترک فراوانی از نظر اعلام جغرافیایی، لغات و اصطلاحات و تعبیرات وجود دارد. این عناصر مشترک نشانه‌ی پیوند تاریخی مردم دو سرزمین است.

با الحاق آذربایجان قفقاز به روسیه، خط و زبان فارسی در میان مردم این سرزمین مقام خود را حفظ کرد. تألیف کتاب «گلستان ارم» توسط «عباس‌قلی آقاقدسی» معروف به «باکی خانوف» در سال 1841م./1257ق. نشانه‌ی تداوم حیات زبان فارسی در این منطقه است.

جشن نوروز

در ایران شمالی هر سال با آغاز فصل بهار، جشن نوروز برگزار می‌شود. در دوران حکومت شوروی، مردم از برگزاری مراسم تاریخی و دینی خود منع می‌شدند. ولی پس از استقلال ایران شمالی در اکتبر 1991م. نوروز به آیین رسمی این کشور تبدیل شد. مردم ایران شمالی از عید نوروز به عنوان عید صلح، دوستی و وحدت یاد می‌کنند. انجام خانه تکانی، مراسم چهارشنبه سوری، دید و بازدید، پهن کردن سفره‌ی هفت سین و پختن سمنو از جمله رسوم مشترک میان مردم ایران و ایران شمالی است.[18]

 مراسم عاشورا

مردم آذربایجان قفقاز از قرن هفتم هجری نسبت به مذهب تشیع تمایل زیادی داشتند. از دوره‌ی صفویه با توجه به رسمی شدن مذهب تشیع به عنوان دین رسمی ایران، هر سال مراسم سوگواری در روز تاسوعا و عاشورا در ایران و ایران شمالی  با شکوه خاصی برگزار می‌شد. پس از جدایی این سرزمین از ایران طی قراداد گلستان و ترکمانچای مردم ایران شمالی بر خلاف خواست نظام تزاری روسیه و حکومت عثمانی[19] بر عقیده‌ی خویش استوار ماندند. مردم این سرزمین با وجود سخت‌گیری‌های دولت شوروی به صورت مخفیانه درصدد برگزاری مراسم تاسوعا و عاشورا بر می‌آمدند. با توجه به این که کشور ایران شمالی  دومین کشور شیعه‌ی جهان محسوب می‌شود، بعد از فروپاشی نظام شوروی تا حال حاضر، مردم این کشور با وجود عدم حمایت دولت هر سال این مراسم را برگزار می‌کنند. روح و هویت ایرانی در مرثیه‌خوانی، سینه‌زنی و تعزیه‌ی مردم ایران شمالی نمود بارزی دارد.[20]

 اعیاد مذهبی

همان طور که مردم ایران عید بزرگ شیعیان یعنی عیدغدیر را جشن می‌گیرند، مردم ایران شمالی نیز پس از سرنگونی نظام شوروی، این عید را هر سال برگزار کرده و در تمام مسجدها و محله‌ها شربت و شیرینی پخش می‌کنند. از دیگر اعیاد مهم اسلامی در ایران و ایران شمالی ، می‌توان به اعیاد فطر و قربان اشاره کرد.

امید است ایران و ایران شمالی  به عنوان دو کشور همسایه و هم مذهب با وجود اختلاف‌ها و مشی سیاسی متفاوت، در سایه‌ی اشتراک‌های تاریخی، فرهنگی و دینی به روابطی مستحکم دست یابند و پیوندهای تاریخی و فرهنگی موجب تعمیق روابط ایران و ایران شمالی  شده و نقش تعیین کننده‌ای در افزایش همکاری بین دو کشور داشته باشد.(*)

منبع: http://badkobe.blogfa.com/

/ 0 نظر / 2 بازدید