خطرات نگاه سیاسی به مقوله زبان و تصمیمات مشکوک پشت پرده

خطرات نگاه سیاسی به زبان کُردی در ترکیه و نشست پشت پرده مشکوک

محمدعلی دستمالی
اصولا جنس زبان و ارتباط زبانی، چیزی نیست که بشود بر اساس مصالح سیاسی و گروهی برای آن تصمیم گیری کرد چرا که مادربزرگ لیلاخی من، دوست اورامی تو، برادر کلهری او، همسایه گروسی تو، مادر زازاکی فلانی، همسر سنندجی او و متکلمین به لهجه های کرمانجی و زیر محموعه های جلالی و هرکی و سورانی و فلان و بهمان، هیچ اصراری ندارند مبنی بر این که معادلات ذهنی و زبانی خود را بر اساس خواست و تصمیم گیری یک کنفرانس و کنگره تنظیم کنند.

کردپرس: کنفرانس ملی زبان کُردی در شهر دیاربکر با حضور دویست تن از فعالان فرهنگی و سیاسی کُرد عراق، سوریه، ترکیه، روسیه، کانادا و اروپا برگزار شد. احمد ترک از رهبران سیاسی کردهای ترکیه در روز افتتاحیه این کنفرانس در سخنرانی خود خواستار آن شد که زبان کُردی نه تنها در نظام آموزشی ترکیه جای بگیرد بلکه از آن به عنوان زبان رسمی نیز یاد شود. این نشست سه روزه که بدون حضور خبرنگاران و اصحاب رسانه و به شکل محرمانه برگزار شد، یک هدف غریب دارد: تلاش برای ایجاد الفبا و زبان مشترک برای همه ی کُردهای جهان!

فارغ از هر نوع نگرش و تعلق خاطر سیاسی و اینکه نظام بایدها و نبایدهای ذهنی مان چیست، تلاش کنیم همه با هم به این پرسش بنیادین پاسخ دهیم: آیا همه کُردهای جهان به ابداع و اختراع یک زبان مشترک و یک الفبای مشترک نیاز دارند و چنین نیازی برای آنان تبدیل به یک دغدغه شده است؟
برای رسیدن به پاسخ چنین پرسشی بهتر است پیش از هر چیز ابن هشدار علمی و زبانی را جدی بگیریم که تصمصم گیری برای "زبان" بر اساس معادلات سیاسی و حزبی، همان قدر خطرناک و غیرمنطقی است که جلوگیری نظام آموزشی یک کشور بر آموزش  رسمی زبان مادری.
اصولا جنس زبان و ارتباط زبانی، چیزی نیست که بشود بر اساس مصالح سیاسی و گروهی برای آن تصمیم گیری کرد چرا که مادربزرگ لیلاخی من، دوست اورامی تو، برادر کلهری او، همسایه گروسی تو، مادر زازاکی فلانی، همسر سنندجی او و متکلمین به لهجه های کرمانجی و زیر محموعه های جلالی و هرکی و سورانی و فلان و بهمان، هیچ اصراری ندارند مبنی بر این که معادلات ذهنی و زبانی خود را بر اساس خواست و تصمیم گیری یک کنفرانس و کنگره تنظیم کنند. زبان راه خود را می رود، گفتار، پندار، نام گذاری، ارتباط، تصور و تفاهم، هر کدام مسیر ذهنی، کلامی و اجتماعی خود را دارند و تعیین تکلیف برای ابداع و تغییر زبان، کار آدم های خردمند و واقع بین نیست. چرا که اصولا در جهان امروز و در نظام نشانه شناسی و نشانه گذاری امروز، زبان همان چیزی نیست که در سده ی نوزدهم و بیستم بود.
بگذارید اندکی نیز از نیازها و محدودیت ها و به موازات آن از کورسوهای امید و آرزو و بگوییم: در کردستان سوریه، نظام حاکم، بخش کثیری از کردها را اجنبی خوانده و حتی به آنان شناسنامه نداده و آنان را هموطن نخوانده است، چه برسد به این که اجازه تدریس و آموزش زبان کردی داده شود. با این وجود طی سالیان گذشته در میان کردهای سوریه نیز چندین نویسنده و شاعر و روزنامه نگار کرد برخاسته و اکنون کردهای این کشور ده ها پایگاه اینترنتی، صدها کتاب و نشریه و ماتریال کردی دارند و با وجود هجومی که دو زبان ترکی و عربی به واژگان آنان آورده است، تکلم و تفاهم به زبان کردی در جریان است و علاوه بر این طی ماه های اخیر دولت بشار اسد نیز چند گام از مواضع خود عقب نشینی کرده و فعلا با فعالیت یک شبکه تلویزیونی کردی زبان موافقت کرده است.
در کردستان عراق، در حال حاضر وضعیت بهتری در خصوص امکان آموزش زبان کردی وجود دارد و هزاران کتاب طی سالیان گذشته تالیف، ترجمه و منتشر شده اند، روزانه صدها روزنامه و مجله و ایستگاه های بزرگ و کوچک رادیویی و تلویزیونی فعایت می کنند و در نظام آموزشی اقلیم کردستان عراق، زبان کردی جایگاه خود را داراست. با این وجود آنها نیز مشکلات خاص خود را دارند. از جمله این که لهجه سورانی به عنوان لهجه رسمی و اداری در همه زمینه های مکاتباتی مورد استفاده قرار می گیرد و لهجه های کرمانجی بهدینانی، هرکی، اورامی و فیلی، فعلا تنها در حاشیه امکان ظهور و بروز دارند. علاوه بر این نظام آموزشی حاکم، هنوز هم نتوانسته همه نیازهای درسی را به زبان کردی تامین کند و اهل علم و چهره های دانشگاهی هنوز هم عربی و بعضا انگلیسی را زبان سواد و ارتباط علمی می دانند. علاوه بر این یک معضل بسیار مهم دیگر نیز وجود دارد که همانا عدم علاقه مردم به خواندن و مطالعه است. به عنوان مثال کتاب های کردی که زمانی در کردستان عراق، از بغداد به سلیمانیه و اربیل و از آنجا به ایران، در صندوق های چایی و لای طاقه پارچه ها جابه جا شده و بر چشم و دیده نهاده می شد، اکنون خواننده چندانی ندارند و تیراژ برخی از مجموعه شعرهای شیرکو بیکس به چند صد جلد رسیده است.
در کردستان ترکیه و در نقطه ای از جهان که زمانی میوه فروش را به جرم آن که در داد و قال سر گذر و فروش روزانه خود سیب را اَلما نمی خواند، روانه زندان می شد، طی چند سال گذشته اتفاقات خوب و مثبتی افتاده است. شبکه تلویزیونی TRT6 - که از بسیاری لحاظ جای انتقاد دارد و همچنین شبکه های دیگر رادیویی و تلویزیونی به زبان کردی فعالیت می کنند، ده ها نشریه به زبان کرمانجی و زازاکی منتشر می شود، صدها کتاب به این زبان تولید شده، چندین انستیتو و مراکز فرهنگی کردی در حال فعالیت هستند و ده ها پایگاه اینترنتی کرمانجی و زازاکی روزانه تولید محتوا می کنند. مم و زین اثر جاودانه خانی بزرگ در اقدامی نمادین از سوی دولت به زبان کردی ترجمه شده، برای نخستین بار مجموعه تلویزیونی مم و زین به زبان کردی تولید و پخش می شود و اغلب چهره های مهم حکومت و دولت ترکیه بارها در سخنان خود به ارزش های انکارناپذیر زبان و ادبیات کردی معترف شده و آشکارا از پایان دوران انکار سخن می گویند.
در کردستان ایران، زبان و ادبیات کردی در همه ابعاد خود در حال حاضر وضعیتی دارد که مطلقا با دوران منحوس پهلوی و قاجار قابل مقایسه نیست. اگر زمانی وزش نسیم مجله کردی زبان سروه، فقط یک نقطه امید در همه مناطق کردنشین ایران محسوب می شد، اکنون این نقطه امید تکثیر شده و در کردستان، کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی و خراسان ده ها کتاب به زبان کردی منتشر شده اند، انجمن های ادبی آزادانه در زمینه ادبیات کردی فعالیت می کنند، و صاحب چندین شبکه رادیویی و تلویزیونی کُردی زبان شده ایم که اگر چه شمارش غلط و غلوط های زبانی نویسندگان و مجریان و گزارشگران این شبکه ها می تواند یک کار تمام وقت و بی جیره و مواجب باشد، اما امید به رشد و توسعه را نمی توان انکار کرد.
رهبر بزرگوار انقلاب در سفر خود به استان کردستان در سال 88 با بیان یک جمله ساده و بی پیرایه، حکمی داد که می توان آن را از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی کردها دانست. ایشان زبان کردی را سرمایه ملی خوانده و نشان دادند که در راس نظام جمهوری اسلامی کسی با زبان کردی مشکلی ندارد و بنا نیست بی سوادی و یا ناتوانی چند فعال رسانه ای در حوزه زبان کردی و در دستگاه های دولتی و حکومتی و نیز تنگ نظری چند مدیر میانی را به پای نظام بگذاریم. صد البته با وجود همه نقاط مثبت و درخشانی که در خصوص امید و رشد به بالندگی زبان کردی بیان شد، کردهای ایران، ترکیه و سوریه هنوز هم یک معضل بزرگ و یک درد مشترک دارند که همانا عدم امکان آموزش زبان مادری در مدارس است. در این میان، ایران دست کم سی سال زودتر از سوریه و ترکیه اقدام کرده و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مانع و دست اندازی برای آموزش زبان مادری تعریف نشده است و همین مزیت و زیرساخت حقوقی و نظری می تواند راه را برای آن باز کند که ایران در این زمینه پیشرو باشد و تکلیف این مطالبه بر زمین مانده روشن شود.
اما برگردیم به دیاربکر و نشستی که به نام کنفرانس ملی زبان کردی برگزاری است. همان گونه که در آغاز نوشتار هم ذکر شد، توجه به واقعیت عینی، اجتماعی و سیاسی کردهای ساکن هر 4 کشور مورد بحث و نیز دیگر کشورهای جهان، این حقیقت را آشکار می کند که تلاش برای ایجاد زبان و الفبای مشترک، اقدامی مضحک، غیر علمی و غیر ضروری است. کدام اندیشه می تواند آن قدر خام و بی تجربه و بی تحلیل باشد که این اقدام را یک گام غیر سیاسی، غیرحزبی و غیر تشکیلاتی بداند. دوستان نازنینی که قدم رنجه فرموده و به عنوان زبانشناس و زباندان به دیاربکر رفته و در پوشش خبری این نشست آنان را دویست دانشمند زبان نامیده اند، از سوی چه کسانی انتخاب شده و صلاحیت علمی و فرهنگی آنان از سوی کدام مردم و کدام متکلمین زبان کردی مورد تایید قرار گرفته است؟
در شرایطی که حزب صلح و دموکراسی به موازات پ.ک.ک در تلاش است تا در ترکیه و در دیگر کشورها در کنار مشروعیت سیاسی، برای خود مشروعیت فرهنگی نیز دست و پا کند، برگزاری هر نشستی برای گردهم آوردن فعالان فرهنگی به منظور آسیب شناسی مطالعات فرهنگی و زبانی کردی، یک خدمت ارزنده و ارزشمند است، اما اگر این اقدام به منظور یک جلوه تاکتیکی و رجزخوانی در برابر آنکارا باشد و تمام دلخوشی متولیان این نشست آن باشد که کنفرانس سه روزه نه با سردادن نوای سرود ملی ترکیه بلکه با سرود کُردی ای رقیب آغاز شده، این غم و حُزن بزرگ را برای ما زنده می کند که گویی احزاب کردی قصد ندارند به سوء استفاده خود از مبانی فرهنگی و زبانی پایان دهند.
ای کاش همه فعالان سیاسی کُرد، ابتدا زبان کردی را به بهترین شیوه در گفتار و نوشتار خود به کار بگیرند، سپس به فراخور فعالیت جغرافیای سیاسی خود عربی، فارسی و ترکی را به خوبی و شیوایی بخوانند و بگویند و بنویسند و پس از آن تلاش کنند دست کم یک زبان خارجه نیز یاد بگیرند تا در ارتباط و تعامل سیاسی و فرهنگی با جهان پیرامون خود از توان و نفوذ بیشتری برخوردار شوند و هر وقت برای زبان و فرهنگ و ادبیات و هنر نقشه کشیدند دست کم با چند مشاورامین و دلسوز و عالم، رایزنی کنند.
فراموش نکنیم نگاه سیاسی و حزبی به زبان کُردی و دستاویز قراردادن حق آموزش زبان مادری، نه به عنوان یک مطالبه و درخواست ضروری و اجتماعی، بلکه به عنوان ابزار فشار نه تنها فایده ای ندارد، بلکه موجی از بدبینی و بی اعتمادی را نیز به وجود می آورد و بهانه به دست کسانی می دهد که قرار نیست الزاما حامی و پشتیبان حقوق فرهنگی کُردها باشند.
 
/ 0 نظر / 2 بازدید