هوشیاری ایرانیان 80 سال قبل، در حفظ نام تاریخی ایران در اذهان بین المللی

 

امروزه گروهی از ساده اندیشان و فریب خوردگان سیاستهای بیگانگان، چنین آموخته اند که ایران کشور و ملت یگانه‌ای نیست بلکه سرزمینی است دارای چندین ملت یا به گفته‌ی خودشان، کثیر‌المله!. استنادشان هم به دستوری است که در زمان رضاشاه، صادر شد و دولت ایران، از کشورهای دیگر خواست ایران را به نامی بنامند که مردم ایران آنا می شناسند و می نامند و خود را ایرانی می دانند؛ نه با نامی تاریخی که در زبانهای خود از زمان باستان به ارث برده و تصور کرده اند: در انگلیسی پرشیا و پرشن و پرژن و به زبان‌های دیگر اروپایی و عبری و عربی هم چیزی شبیه آن مانند پرس و پرسیس و فرس و پرس و فارس و پارسیس و غیره.

 لزا دولت شاهنشاهی ایران در فرمانی رسمی از همه‌ی دولت‌های جهان خواست که از این‌پس، در نگارش‌های خود  از نام "ایران" ، سود جویند نه پرژن و فارس و پرس و امثالهم که برای ایرانیان نامی غریب است ، چرا که ایرانیان کشورشان را ایران و خود را ایرانی می دانند و فارس را نام استانی در جنوب ایران میدانند که در کناره ی خلیج فارس است (تا آنزمان استان بوشهر و هرمزگان بخشی از استان فارس بوده است).

 

بهرام روشن‌ضمیر، پژوهشگر جوان کشورمان در نشستی پیرامون نام ایران، با اشاره به گفته‌ی جدایی‌افکنان، گفت: «اینها چنین نتیجه میگیرند که ایران کشوری ساختگی(:جعلی) است که از گردآمدن چند کشور به همراه کشوری به نام پارس، ایجاد شده است!. و باید تجزیه شود و از دل آن چند کشور به نام‌های استان‌هایی که اکنون هستند، پایه‌گذاری شود.

 

روشمن‌ضمیر با خنده‌آور خواندن این ادعا، گفت: ایرانیان، خودشان همواره به سرزمین خودشان، ایران می‌گفتند و نام دیگری را برایش به کار نبرده‌اند و این سنت که مردم کشوری، به کشور خود، نامی بدهند و دیگران بر آن، نام دیگری بنهند، سنتی است همه‌گیر در جهان.

 

مثلا نام کشورهای یونان، آلمان 

رومی‌ها به یونان "گریک" می گفتند هنوز هم اروپاییان بطور غلط تاریخی آن کشور را "گریک Greek" میگویند. در حالیکه ایرانیان آن کشور کوچک اما کهن را "یونان" و "ایونیه" می نامیدند و هنوز هم شرقی ها آن را به تاسی از ایران "یونان" Yunan می نامند . جالب تر از همه این است که مردم ساکن آن کشور ، نام کشورشان را از اول تاریخ «هلاس» می‌‌ دانند و زبان و فرهنگ کهن خود را نیز با نام «هلن» می‌شناسند. 

به گفته‌ی روشن‌‌ضمیر، ایرانیان از آنجا که در زمان هخامنشیان به سرزمین شرقی ایونی (یونانی) {جاییکه کشورترکیه‌ی امروزی برپا شده است} دست یافته‌بودند و سپس دریافتند که در اروپا هم مردمانی هستند هم‌زبان و هم‌فرهنگ همین ایونی‌ها (یونانی های غربی)، بنابراین به آنها هم ایونی یا یونی گفتند که جمع آن می‌شود ایونیان یا یونیان. تازیان هم یونان را از ما آموختند و به کار می‌برند. 

 

روشن‌ضمیر،‌گفت: جالب آن‌که رمی‌ها، به یونان "گریک"می‌گفتند و به کشورشان گریس می‌گفتند و از آنجایی که زبان‌های اروپایی همه از لاتین، شاخه شده، امروزه نام فراملی یونان، گریس و نام مردمانش، گریک است.

 

 آلمان، نامی است که فرانسوی‌ها به غلط بر این کشور گذاشتند

وی از کشور آلمان هم سخن گفت. برپایه‌ی گفتارهای وی، رمی‌ها به اقوام شمال اروپا که با آنها می‌جنگیدند اقوام ژرمان می‌گفتند. زبان انگلیسی، همین واژه را از لاتین گرفته ازهمین‌روی نام این کشور هم‌اکنون، «ژرمانی Germany » است. درحالی‌که مردم خود آن سرزمین و تمدن، به خودشان می‌گویند: «دوییچ Deutsch» و به کشورشان می‌گویند: دوییچلند Deutschland.

 

وی در دنباله به تاریخی اشاره کرد که نام آلمان از آن برخاسته‌است و گفت: ‌اقوامی به‌نام "آله‌مانی" از سرزمینی که امروزه آن‌را با نام آلمان می‌شناسیم، در گذشته به فرانسه می‌تاختند، از همین‌رو، فرانسوی‌ها، نام این قوم که با آنها بیشتر برخورد داشتند را بر روی نام آن سرزمین گذاشتند و ما ایرانی‌ها نیز چون در زمان قاجار با زبان فرانسه، آشنایی بیشتری داشتیم، همین آله‌مان را به کار بردیم که کم‌کم به آلمان، دگرگونی یافت.

 

 نام  تاریخی فرانسه، "گل / گالیا" بوده است و نام جدید "فرانسه" را آلمانها بر آن نهادند

به گفته‌ی وی واژه‌ی فرانسه، برگرفته از واژه‌ی «فرانکز France» است. که واژه‌ای است با اصلیت آلمانی به معنای آزاد‌مردان. صدای «ک» را در برخی زبان‌ها همچو سلتیک یا لاتین، با «C» نشان می‌دهند. از همین‌روی Franks را به انگلیسی France نوشتند ولی برپایه‌ی قانون خوانش انگلیسی، آن‌را «فرانس» خواندند. روشن‌ضمیر گفت: «نام اصلی این کشور "گل" یا "گالیا" است که 2050 سال پیش به تصرف رمی‌ها در‌آمد. اما از نزدیک به 1000 سال پیش با یورش قومی به نام فراکز که پادشاهی تشکیل دادند، کم‌کم نام فرانسه به کار رفت.» ایرانی های دوران ساسانیان هم آنجا را گل می شناختند

 

وی درباره‌ی تاریخچه‌ی نام بریتانیا، از رمی‌ها گفت که این نام را  بر این جزیره بزرگ گذاشته‌اند و مردمان آنجا که مانند فرانسوی‌ها، سلتی بودند را بریتونز می‌خوانده‌اند. سپس آنگلوساکسون‌ها به آنجا یورش برده و شهرها را می‌گیرند و بومیان پراکنده می‌شوند. بدین‌گونه، زبان انگلیسی چیره شده و نام Anglais  بر بخش مرکزی گذاشته می‌شود. ولی به کل جزیره که دربردارنده‌ی «انگلیس، اسکاتلند و ولز» است،‌ بریتانیا گفته می‌شود.

 

روشن‌ضمیر گفت: مصر نیز نامی است که از دوران باستان بر آن سرزمین نهاده شده بود و ایرانیان دوران هخامنشی که آنجا را فتح کردند به نام "مودرایه" می نامیدند که در زبان عرب ها شد: مصر. اما جالب است که نامی که رومیان به آن کشور دادند Egypt  بود که معرب آن قبط است و همین نام رومی مشهور جهان است. اما خود مردم آنجا کشورشان را مصر مینامند ، نه ایجپت! 

 

روشن‌ضمیر با اشاره به این چند نمونه‌ای که بسیار بنام هستند، گفت:  با همه‌ی آن‌چه آمد، آیا کسی می‌تواند از آن‌رو که نام ملی یک کشور با نام بین‌المللی‌اش متفاوت است، یا این‌که دیگران نام بخشی از یک سرزمین را به کل آن سرزمین، نسبت می‌دهند، حکم به چندگانگی داده و نام اصلی را ساختگی بخواند؟

 

 کشورهای ساختگی و نام‌های ساختگی در خاورمیانه

به گفته‌ی وی حتا اگر رضا‌شاه چنین نمی‌کرد و امروز همچنان نام جهانی کشورمان، پرشیا یا پرسیا می‌بود، باز هم شوندی(:دلیلی) بر عجیب بودن نام ایران نبود. چراکه همان دانشنامه‌هایی که می‌نویسند و می‌گویند که ایران، پیش از سال  1935میلادی، پرشیا خوانده می‌شد، در دنباله، می‌افزایند که ایرانیان از یک پیشینه‌ی بسیار دراز در به‌کارگیری واژه‌ی ایران برای کشور خود برخوردارند.

 

وی همچنین به برخی نام‌های ساختگی در خاورمیانه که پیشینه‌ی برخی از آنها هنوز به صدسال هم نرسیده اشاره کرد،

 

کشورهایی همچون امارات متحده عربی، قطر، بحرین، کویت و اردن که همگی در چند دهه‌ی کنونی ساخته شده‌اند.  او گفت:

 

سوریه به آشور یا آسور باستان اشاره دارد و شگفت آن‌که سرزمینی که در روزگار ساسانی، آسورستان خوانده می‌شد، بیشتر، بخش‌هایی از عراق امروزی  دربرمی‌گرفت و نه سوریه را.

 

 عراق تازی شده‌ی اراک است

او در پاسخ به این پرسش که عراق یعنی چه؟ عراق را تازی‌شده‌ی(:معرب) اراک برخواند و گفت: تازیان "ک" را به "ق" تبدیل می‌کردند، از همین‌رو، اراک را که نام بخش باختری(:غربی) فلات ایران بود را، عراق می‌گفتند.

 

به گفته‌ی وی در گذشته به گستره‌ای که امروزه عراق خوانده می‌شود، میان‌رودان(:بین‌‌النهرین) می‌گفته‌اند و آن‌گونه که از سروده‌ی حافظ برمی‌آید، منظور از عراق همان اراک است. حافظ در سروده‌اش، می‌گوید: عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ / بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است

 

روشن‌ضمیر گفت: در اینجا بی‌گمان حافظ، بغداد را عراق نمی‌داند چراکه هر دو را به‌کار می‌برد و می‌گوید در عراق شناخته شده و می‌خواهد آوازه‌اش را به بغداد برساند.

 

برپایه‌ی آن‌چه وی گفت؛ در ایرانی بودن این نام، هیچ گمانی نیست، همچنان‌که «بغداد» نیز نامی پهلوی است. روشن‌ضمیر گفت: کشور عراق پس از جنگ جهانی نخست به‌دست انگلیس‌ها ساخته شد و سرزمین‌های آزاد شده از دست عثمانی‌ها که غنیمت انگلیس بود، بخشی با نام عراق و بخشی با نام اردن، استقلال یافت. سرزمین‌هایی که در دست فرانسه بود بخشی با نام سوریه و بخشی با نام لبنان ساخته شد.

 

وی ترکیه را نیز نامی ساختگی برخواند که پس از فروپاشی عثمانی در جنگ جهانی اول از سوی پان‌ترک‌های عثمانی بر سرزمینهای باقی ماده ای نهاده شد که از تکه پاره های خلافت اسلامی عثمانی در چنگ پان ترک های ناسیونالیست افتاد.

در این سرزمین باقی مانده مستطیل شکل، شش گروه مردمی ساکن بود بطوریکه؛ ترکها در مرکز و غرب ، ارمنی ها در مرکز و شرق، کردها در جنوب و شرق و یونانی ها در غرب و شمال ، آشوری ها در جنوب شرق و عرب ها در جنوب غرب آن سرزمین بودند. ارمنی ها و یونانی ها و آشوری ها طی قتل عام های گروهی و مهاجرت اجباری رانده شدند، عرب ها به سوریه گریختند و شیعیان و علوی ها (چه ترک و چه کرد) لطمات فراوان دیدند و از میان اینهمه خون و آتش ، نام "ترک + -یه" ترکیه ساخته شد و بر این سرزمین جدیدالظهور نهاده شد. 

 

 

 

ایران باید به ثبت جمهوری آذربایجان اعتراض می‌کرد

 

وی گفت: «بدترین نام در میان کشورهای منطقه، نام جمهوری آذربایجان است. تاریخ می‌گوید، آذربایجان یا آتورپاتیکان باستانی به سرزمین جنوب رود ارس یعنی جایی که امروزه‌ استان‌های آذربایجان‌شرقی و غربی و اردبیل است، گفته می‌شد و سرزمین‌های شمال ارس را، اران، شیروان، بادکوبه، قفقاز و نخجوان می‌خواندند و هرگز هیچ‌کس به آنجا آذربایجان نگفته بود. روسیه این سرزمین را از ایران قاجاری گرفت. پس از کمونیستی شدن روسیه، 80 سال پیش، نام جمهوری داخلی آذربایجان بر این گستره گذاشته شد، نامی ساختگی که آرمانی(:هدفی) نداشت جز این‌که روزی جنوب ارس، به آن، بپیوندد.

 

به گفته‌ی وی پس از فروپاشی شوروی، جمهوری آذربایجان به ثبت سازمان ملل رسید، این در حالی‌است که ایران می‌بایست به‌گونه‌ی رسمی به این نام، اعتراض می‌کرد. همان‌کاری که یونان کرد، هنگامی‌که یوگوسلاوی فروپاشید و جمهوری مقدونیه از درون آن قامت افراشت و به ثبت سازمان ملل رسید.

 

روشن‌ضمیر گفت: یونان اعتراض کرد و این کشور را به‌شوند(:دلیل) نامش، به رسمیت نشناخت. چراکه نام یکی از استان‌های درونی یونان، مقدونیه است.

 

وی از میان این کشورهای تازه‌بنیان‌گرفته به تاریخ ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان  و پاکستان نیز اشاره کرد‌ و گفت: با یک نگاه، می‌توان دریافت که نه تنها همه‌ی کشورهای پیرامون ما، ساختگی و تازه‌سازند بلکه نام بیشترشان، نامی ایرانی و به یغمارفته از ایران و در عین حال، بی‌معنا و بی‌هویت برای آنهاست.

 

 

 

اوستا، از کهن‌ترین اسناد جهانی، حاوی نام ایران است

کهن‌ترین سند برای نام ایران "اوستا" است. در بخش‌های گوناگون اوستا از سرزمینی سخن رفته به نام "آییریانا وئیجه". آییریانا در تحولات زبانی به آریانا تبدیل شده‌است.

 

به گفته‌ی روشن‌ضمیر، واژه‌ی آریان را رخدادنگاران باستان به ویژه یونانی‌های باستان، شناخته بودند و به قوم‌های ایرانی همچون مادها، آریان یا همان آریایی می‌گفتند. واژه‌ی «ایر» ساده‌شده‌ی واژه‌ی «اییر» در زبان پهلوی به معنای نژاد ایرانیان و آزادگان و نجیب‌زادگان به کار می‌رفته‌است. "آن" در پهلوی و فارسی هم معنای جمع دارد و هم معنای وابستگی.

 

وی گفت: در سنگ‌نگاشته‌های ساسانی به واژه‌ی ایرانشهر اشاره شده است. شهر در زبان‌های باستانی به معنای کشور بوده و ایرانشهر یعنی کشور آریایی‌ها. از سوی دیگر اگر آن را پسوند وابستگی و مالکیت بدانیم، ایران یعنی سرزمین ایر و ایر هم یعنی نژاد آریایی. در شاهنامه نیز نزدیک به ١٠٠٠‌بار واژه‌ی ایران به‌کار رفته است.

 

ولی رخدادنگاران یونانی که ایران را با شاهنشاهی هخامنشیان پارسی، می‌شناختند، به ایران، پرسیا می‌گفتند. خود هخامنشیان نیز اگرچه نام قوم و خاستگاه خود یعنی پارس را همواره یاد می‌کردند ولی هرگز به همه‌ی شاهنشاهی و کشور پهناور خود پارس نگفتند. بنابراین شاهنشاهی پارسی، واژه‌ای است ساخته‌ی یونانیان که باخترزمینی‌ها(:غربی‌ها) تا امروز آن‌را به‌کار می‌برند. درحالی‌که خودمان می‌گوییم شاهنشاهی هخامنشی.

 

به گفته‌ی وی این سنت در میان رخدادنگاران ماند و به تازی‌ها رسید و تازیان نیز، ایران را با نام «فارس» که همان تازی‌شده‌ی(:معرب) پارس است، ‌نامیدند.

 

به هر روی، فارس یا پارس، نام شناخته شده بخشی از ایران بوده و نه همه‌ی آن اما رخدادنگاران عرب، یونانی و رومی هم می‌دانسته‌اند که پارس به بخشی از جنوب ایران گفته‌می‌شده که بین کرمان و خوزستان بوده است. اما این موجب نمیشد در نگارش کتابها به زبان عربی نام ایران را طبق سنت خودشان ننویسند : یعنی فارس . اما وجه تمایز معنایی آن همیشه روشن بوده است که منظور نویسنده از فارس، ایران و ایرانشهر است یا اینکه نویسنده در حال سخن گفتن از استان فارس و جنوب ایران است. 

 

روشمن‌ضمیر گفت: تازیان پس از اسلام به خوبی نام استان‌های ایران را می‌دانسته‌اند ولی همچنان به شاهان ایران باستان، ملوک فرس و گاهی هم ملوک عجم می‌گفته‌اند.

 

 ایران کهن‌ترین تمدن جهان است که زنده و پابرجاست

به گفته‌ی بهرام روشن‌ضمیر، از 200 کشور جهان، بیش از 110 کشور، عمری دهه‌ای دارند و برجا‌مانده‌شان، عمری سده‌ای و از میان همه‌ی آنها تنها چند کشور همچون ایران، یونان، چین، هند، مصر و ایتالیا (اگر آن‌را رم بدانیم) هزاره‌ای هستند. یعنی آغاز تمدنشان به چند هزار سال پیش می‌رسد و هنوز زنده‌اند.

 

وی در دنباله‌ی گفتارش با نگاهی کوتاه به این ۶ کشور، گفت: یونان در روزگار باستان هرگز کشور نبود، بلکه مجموعه‌ای از دولت‌ شهرهای جدا از هم بود که پیاپی در جنگ و ستیز بودند. سپس به دست اسکندر مقدونی افتاد و پس از او، رمی‌ها جای مقدونی‌ها را گرفتند و سپس جای خود را به ترک‌های عثمانی دادند تا این‌که 180 سال پیش اروپایی‌ها برایشان یک پادشاهی ساختند و آن‌را مستقل کردند تا سد دفاعی در برابر عثمانی باشد.

 

/ 0 نظر / 2 بازدید