آسیب شناسی امنیت اجتماعی

خلیل منصوری
امنیت، ضد ترس یا نقیض آن است، از دغدغه های فردی و اجتماعی انسان است. از این رو از یکی از مهم ترین نیازهای همیشگی انسان است. ترس از گذشته که از آن به حزن و اندوه یاد می شود و یا ترس از آینده که از آن به خوف یاد می گردد، آسیب های جدی روحی و روانی بر انسان وارد می سازد، به گونه ای که آسایش روانی را از آدمی سلب کرده و هر گونه عمل مثبت را با دشواری مواجه می کند.
به نظر می رسد که واژه امنیت دو کاربرد مهم و اساسی در فرهنگ و ادبیات قرآنی دارد؛ گاه مراد از امنیت آن چیزی است که در حوزه فردی و روان شناختی فردی از آن سخن به میان می آید و گاه مراد امنیت اجتماعی و مباحثی است که در حوزه روان شناختی اجتماعی از آن بحث می شود. آن چه در این نوشتار از آسیب شناسی امنیت اجتماعی از آن سخن به میان می آید، مباحث و مسایلی است که در حوزه روان شناختی اجتماعی بدان پرداخته می شود. کوشش بر آن است تا با بررسی و تحلیل آموزه های وحیانی قرآن به این مهم دست یابیم که علل و عوامل مهم در مساله امنیت اجتماعی که شامل امنیت اخلاقی، اقتصادی و جانی و آبرو و عرض آدمی می شود چیست و خداوند به عنوان آفریدگار و پروردگار او چه راهکارهایی برای مقابله و یا برونرفت از این مشکل ارایه می دهد.

ارزش و اهمیت امنیت

در ارزش و اهمیت امنیت همین بس که یکی از ویژگی های بهشت و مدینه فاضله، وجود امنیت است؛ زیرا چنان که روشن خواهد شد، فقدان امنیت به گونه ای است که هر تلاش انسانی را با شکست مواجه خواهد ساخت و آدمی گاه به جایی می رسد که دست از هر گونه تلاش می شوید؛ زیرا بدون وجود امنیت همه جانبه زندگی دوزخی است که قابل تحمل نخواهد بود. خداوند می فرماید که در بهشت ، مومنان در امنیت می باشند از این رو نه اندوه و حزنی بر گذشته خویش و نه ترس و خوفی از آینده خود خواهند داشت.
در دنیا نیز قرآن به امنیت و ارزش آن در زندگی بشر اشاره کرده و می فرماید که یکی از خواسته های اساسی بلکه نخستین درخواست حضرت ابراهیم هنگام بازسازی و یا بنیان گذاری کعبه و شهر مکه، ایجاد امنیت برای این شهر نوساز است: و اذ قال رب اجعل هذا بلدا آمنا؛ و هنگامی که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را شهری امن قرار ده!(بقره آیه 126)
در داستان ورود خاندان یوسف به مصر، آن حضرت به پدر و برادارنش به عنوان یک جمله دعایی و امید به آینده به تنها مساله مهمی که اشاره می کند مساله امنیت ایشان در این شهر است که شامل امنیت جانی و مالی و اخلاقی و روحی و روانی خواهد بود. خداوند در آیه 99 سوره یوسف این درخواست حضرت یوسف برای ورود و طرح مساله امنیت را این گونه گزارش می کند: فلما دخلوا علی یوسف آوی الیه ابویه و قال ادخلوا مصر ان شاء الله آمنین؛ پس هنگامی که آنان بر یوسف وارد شدند، یوسف پدر و مادرش را در کنف حمایت خویش گرفت و گفت: وارد مصر شوید اگر خدا بخواهد شما در امنیت در آن به سر می برید.
دراین جا نیز نخستین خواسته و مساله برای گروهی تازه وارد به یک مساله امنیت است. از این رو اگر کسی در شهر خویش احساس امنیت نکند از آن جا مهاجرت می کند و یا اگر در شهری امنیت نباشد هرگز وارد آن نشده و بدان جا کوچ نمی کند.
خداوند در بیان نعمت هایی که به مردم قریش داده به مساله امنیت اشاره کرد و می فرماید: الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف؛ خداوندی که ایشان را از گرسنگی سیر گرداند و از ترس و خوف به امنیت رساند.(قریش آیه 4)
یا درباره نعمت هایی که به مردم سبا و یا بنی اسرائیل داده بود از مساله امنیت جانی و مالی و غذایی ایشان یاد می کند(سبا آیه 15 و 18 نور آیه 55 و قصص آیه 57) و در باره شهر فاضله و نمونه ای که می بایست آن را نمونه شهرهای برتر و جامعه نمونه دانست می فرماید: و ضرب الله مثلا قریه کانت آمنه مطمئنه یاتیها رزقها رغدا من کل مکان ؛ و خداوند برای شهرهای نمونه به آبادیی مثال می زند که آبادی در امنیت و آرامشی است که روزی آن به فراوانی از هر سوی بر ایشان می آید.(نحل آیه 112)
این ها نمونه هایی است که قرآن به مساله امنیت و ارزش و جایگاه آن اشاره می کند. البته با توجه به آیاتی که به مساله آثار و کارکردهای روانی و اجتماعی و فردی و جمعی و نیز دنیایی و اخروی امنیت پرداخته است، می توان از آن ها به ابعاد دیگر اهمیت و ارزش و جایگاه امنیت در بینش و نگرش قرآنی دست یافت.
آثار و کارکردهای امنیت

پیش از آن که به مساله آسیب شناسی امنیت اجتماعی بپردازیم به دسته از آثار و کارکردهای امنیت اشاره می شود تا ارزش و جایگاه امنیت به خوبی در بینش و نگرش قرآن دانسته شود.
قرآن برای امنیت کارکردهای در ابعاد و مسایل متعدد و متنوع ای قایل است. از مهم ترین آثار امنیت می توان به حوزه روان شناختی آن اشاره کرد که شخص از نظر روانی به آرامش دست می یابد. آرامش مساله ای روحی است که فقدان آن موجب می شود که انسان کاری را نتواند به درستی انجام دهد. فقدان آرامش به معنای فرو پاشی سلامت شخص است و شخصیت سالم کسی که در آرامش به سر می برد. بنابراین امنیت اجتماعی موجب می شود که شخص خود را از نظر جانی و عرض و آبرو در خطر نیابد و همین مساله خود موجب می شود تا از نظر روحی و روانی نیز در آرامش قرار گیرد. البته امنیت اجتماعی، عامل و علت اصلی آرامش انسان نیست ولی یکی از علل و عوامل تحقق آرامش است.
دیگر اثر و کارکردی که می توان برای امنیت گفت رشد و تکامل انسان است. به این معنا که انسان در زمانی که احساس امنیت بکند می تواند ظرفیت و استعدادهای خویش را باور سازد. امنیت است که به همگان این فرصت را می بخشد تا در فضایی آرام و مطمئن به عبادت اشتغال ورزد. قرآن امنیت را زمینه ساز رویکردی مردم به عبادت خدا دانسته و می فرماید: وعد الله الذین آمنوا... لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا(نور آیه 55) و هم چنین می فرماید: فلیعبدوا رب هذا البیت الذی ...آمنهم من خوف ؛ پس پروردگار این خانه (کعبه ) را بپرستید که ... پس از خوف و ترس به شما امنیت بخشید.(قریش آیه 3 و 4)
بنابراین امنیت فضایی را فراهم می آورد تا هر کس بتواند کمالات خود را بروز و ظهور دهد؛ زیرا کمالات انسانی در بینش و نگرش قرآنی از راه بندگی و طاعت خدا و آموزه های آن پدید می آید و اگر قرآن از عبودیت سخن می گوید به یک معنا همان راه تکاملی بشر است چنان که پیامبر اکرم (ص) از همین راه به قاب قوسین او ادنی (نجم آیه 9) رسید.
در آیه دیگری قرآن به این مساله اشاره می کند که دفع ستمگران به کمک همین انسان ها از راه جنگ یکی از راه هایی است که زمینه و بستری مناسب برای عبادت و بندگی فراهم می آید. به این معنا که می فرماید اگر جنگ نبود و برخی از ستمگران به کمک جنگ دفع نمی شدند و شر ایشان از سر مومنان برداشته نمی شد، خانه های عبادت از مسجد و کلیسا و کنیسه از میان می رفت و راه بندگی و عبودیت بسته می شد که این به معنای بسته شدن راه کمال بشر بود.
بنابراین می توان با توجه به بینش و نگرش قرآن گفت که امنیت بستر و زمینه ساز تکامل بشر و راهی برای رسیدن انسان به خلافت الهی است.
قرآن هم چنین امنیت را زمینه و بستری می داند که در سایه سار آن انسان ها می توانند به تحقیقات و پژوهش هایی دست زنند که ایشان را به حق برساند. به این معنا که برای دست یابی به دانش و رسیدن به حق می بایست بستر امنیتی مناسبی فراهم گردد و گرنه کسی که از نظر امنیت در شرایط مساعدی نیست نمی تواند به پژوهش و تحقیقات علمی بپردازد و به دانش آموزی اقدام کند و به حق و حقانیت دست یابد . از این رو به کسانی که در جست و جوی حق هستند می خواهد که در شرایط امنیت به این کار اقدام کند و بر مومنان و جامعه است تا شرایط امنیتی را برای محققان و دانش جویان حق و حقیقت فراهم آورند.(توبه آیه 6)
در دنیای مادی نیز کارکردهای امنیت را می توان رفاه و فراوانی نعمت دانست . قرآن امنیت را زمینه ساز و بستری مناسب برای رفاه و آسایش بشر می داند و می فرماید که جامعه نمونه جامعه ای دارای امنیتی است که همه گونه روزی به سوی آن سرازیر است.(نحل آیه 112 و نیز قصص آیه 57 و بقره آیه 126)
افزایش گردشگری و درآمدها و نعمت هایی که از این راه به جامعه دارای امنیت سرازیر می شود از دیگر آثار و کارکردهای امنیت است که قرآن در آیه 18 سوره سبا بدان شاره کرده است.
آسیب شناسی امنیت

قرآن به صراحت و روشنی نشان می دهد که کفر و شرک و نیز کفران نعمت های الهی مهم ترین عامل برای از دست امنیت اجتماعی است. جامعه ای که دچار کفر و کفران نعمت می شود، دچار خوف و ترس می شود و در نتیجه آن امنیت روحی و روانی فردی و جمعی به خطر می افتد و جامعه ای دچار فقدان امنیت می شود نه تنها به سالم نیست بلکه دچار بحران جمعی روانی می شوند که خدا از این مساله به فقدان آرامش جمعی یاد می کند.(نحل آیه 112) این گونه است که تولید کاهش یافته و فقر و گرسنگی دامن گیر جامعه می شود و خوف و ترس از عملکردهای خویش از آنان سلب آرامش می کند.(همان )
قرآن به اقوام و جوامع انسانی هشدار می دهد که یکی از مهم ترین عوامل سلب امنیت اجتماعی را می بایست در کفر و کفران نعمت دانست .(شعراء آیه 142 و 146)
از دیگر عواملی که می توان به عنوان عامل اصلی فقدان امنیت اجتماعی از نظر قرآن بر شمرد، عامل آدم ربایی است. قرآن نعمت امنیت را از این نظر مورد توجه قرار داده است و می فرماید که ما برای قریشیان شهر مکه را حرم امنی قرار داده ایم که این نعمت بزرگی است.
در گزارش های قرآنی و تاریخی بی شماری به این مورد برخورد می کنیم که مردمانی با یورش های روزانه و شبانه ای از خانه و کاشانه خود ربوده و یا گروگان گرفته می شدند. این مساله موجب شده بود تا دیوارهایی دور شهرها و آبادیی ها بکشند با این همه باز با یورش های دشمنان و حاشیه نشینان ربایش صورت می گرفت. قرآن از آدم ربایی و گروگان گیری به تخطف یاد می کند که به معنا و مفهوم ربایش است. در آیه 67 سوره عنکبوت به مساله امنیتی که از این لحاظ برای مردمان قریش و مکه فراهم آمده یاد می کند و آنان را به این نعمت توجه می دهد تا قدرشناس این نعمت باشند.
بنی اسرائیل همین آدم ربایی را به عنوان توجه مطرح کرده و به از پیروی حضرت موسی (ع) سر باز می زنند و می گویند که می ترسیم اگر از تو پیروی کنیم ما را بربایند و به گروگان بگیرند.(قصص آیه 57)
خداوند با بازخوانی علل و عوامل آدم ربایی به دو مساله توجه می دهد. نخست این که دوری از خدا و کفر به نعمت های وی را علت عمده ای برای آدم ربایی و فقدان امنیت در این حوزه مطرح می سازد(نحل آیه 112) و از سوی دیگر به مساله کاهش جمعیتی و فقدان قدرت اشاره کرده و می فرماید که قلت و استضعاف یکی دیگر از علل و عوامل آدم ربایی و گروگان گیری است. خداوند در سوره انفال آیه 26 این مساله را این گونه مطرح می سازد که چون شما در زمین از نظر شمار کم بوده و نیز در استضعاف قرار داشته و قدرت در اختیار دیگران بود از این رو دیگران به هجوم به شما آورده و امنیت شما را از میان می برند. بنابراین افزایش جمعیتی و نیز وجود دولت و قدرت می تواند حافظ امنیت باشد. همان گونه که فقدان آن دو از علل مهم این نوع ناامنی به شمار می آید.
از دیگر عللی که قرآن در آسیب شناسی فقدان امنیت بیان می کند مساله افشای اخبار امنیتی و سری کشور و جامعه است که موجب می شود تا دشمن با آگاهی از اطلاعات به دست آمده به جامعه هجوم آورده و امنیت کشور و جامعه را با خطر جدی مواجه سازد. (نساء آیه 82)
علل و عوامل دیگری را قرآن برای ناامنی و گسترش آن در جامعه بر می شمارد که در این نوشتار نمی توان به همه آن ها پرداخت و در این جا به همین مقدار بسنده می شود.

http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,3383

/ 0 نظر / 2 بازدید