چرا نام آذربایجان را آزربایجان می نویسند؟

چرا نام آذربایجان را عمداً  آزربایجان  می نویسند؟

چرا اخیراً در 5- 6 سال اخیر در فضای مجازی ، کسانی که به دنبال اثبات خیلی کهن بودن زبان ترکی در آذربایجان و یا تلقین هویت غیر ملی به آذربایجانی‌ها هستند و مطالب احساسی شبه تاریخی می‌نویسند، نام آذربایجان را بجای نوشتن را «ذ» ، به صورت مخدوش و تحریف شده با «ز» می نویسند؟ یعنی اینجوری:  آزربایجان! آیا اینها سوادشان کم است و این فقط یک غلط املایی یک نمره ای است که فقط نمره دیکته‌ی آنها را 19 میکند یا اینکه کاسه ای زیر نیم کاسه است و قضیه مهمتر و زیرکانه تر و شیطانی تر از این حرف هاست؟ ...  چه اصراری بر غلط نوشتن نام بلند و پر افتخار «آذربایجان» است؟ اصرار بر غلط نویسی این «نام تاریخی» چه دلیلی دارد؟

 پاسخ:

وقتی کسی نام آذربایجان را به غلط  بصورت آزربایجان می نویسد و عمدا غلط مینویسد، به زبان ساده یعنی او همان کار عرب‌های موش‌خور عربستان و امارات را انجام میدهد و دست به تحریف تاریخ زده است. این نشانه‌ی بزدلی و محکوم بودن آن شخص است. چون وقتی کسی از تاریخ حرف میزند، حق ندارد ذره ای از تاریخ را تحریف کند وگرنه از عرب اماراتی و عرب بیابانی ، کثیف تر و بدتر و آلوده تر و ناپاکتر و دروغگوتر و بی حیاتر و پست‌تر و رسواتر است.

 هیچ اشکالی ندارد که کسی درباره قدمت و تاریخ رواج زبان ترکی در آذربایجان چیز بنویسد ، بحث کند، احساسات خودش را مطرح کند و از احساساتش دفاع کند اما حق ندارد ناراستی کند و کژی را پیشه سازد. حق ندارد به دنبال تاریخ سازی برای احساسات خودش بگردد و برای احساس و علاقه اش حرف از علم و تاریخ بزند، کسی که تکرار کار عربها را میکند حق ندارد قیافه‌ی آدم راستگو به خودش بگیرد. پان تورک اگر صداقت دارد و راست میگوید چرا نام «آذربایجان» را غلط می نویسد؟!  چرا نامی به این مهمی و قدمت تاریخی را بر خلاف همه اسناد و کتابهای تاریخی ، عمدا غلط می نویسد؟ چرا نام خانه‌ی پدرش را زیر پا له میکند و بدلی و جعلی آن را پیش میکشد؟! این از کار کثیف و نفرت انگیز اعراب بی تمدن و دروغ پرداز ، بدتر است و نویسنده‌ی جاعل آن از آغاز بی اعتبار و محکوم است. عرب با میراث پدری خودش چنین نمیکند، اعراب به میراث پدری ایرانیان حمله میکنند،  اما پان تورک با میراث پدری خود چنین میکند و به نام خانه‌ی مادر و پدر خودش را یورش میبرد!

 دلیل اهریمنی این تحریف تاریخی:

نام «آذربایجان» ، از نظر زبانی و زبانشناسی و زبانشناسی تاریخی نامی «ایرانی» است . یعنی واژه و کلمه‌یی «ایرانی» است و کلمه‌ای روسی یا انگلیسی یا آلمانی یا عربی یا ژاپنی یا چینی یا سوئدی و یا حتی ترکی نیست. .. و این مشت محمکی است که سرزمین «آذربایجان» با اسم خودش بر دهان یاوه گویان پان تورک ضد ایرانی می کوبد که تا ابد درد خواهد داشت. آذربایجان همان آدربایگان و یا آتورپادگان است و به هر سه صورت در کتب تاریخ آمده است و هر سه کلمه‌ی «آذر و آدور و آتور» واژگان فارسی (مشترکات ایرانی شمالی و جنوبی) هستند ، به معنی «آتش». و همه کس از قدیم می دانسته که آذربایجان یعنی جای آتش و در کتب متعدد تاریخ نوشته‌اند که آذربایجان یعنی «سرزمین آتش» و زادگاه و جایگاه زردشت در آذربایجان بود و مغان ایرانی که نگاهبانان آتش مقدس اهورامزدا بودند در آذربایجان اقامت داشتند و بزرگترین پرستشگاه‌ها و آتشکده‌های ایرانیان زردشتی در آذربایجان بوده است. مانند آتشکده‌ی شیز (تخت سلیمان) که آتشکده‌ی آن هنوز برجاست و یکی از 9 میراث ثبت شده‌ی جهانی ایران توسط یونسکو است در آذربایجان غربی (مانند تخت جمشید و ارگ بم و گنبد سلطانیه و بازار تبریز و چغازنبیل و نقش جهان اصفهان و مقبره شیخ صفی اردبیل و بیستون کرمانشاه).  دشت مغان هم هنوز دشت مغان نام دارد و آذربایجان هم آذربایجان نام دارد. و این نام ها را یونانیان و رومی‌ها به زبان یونانی و یهودیان هم به زبان عبری در کتاب‌هایشان نوشته‌اند و نویسندگان مسلمان در سراسر تاریخ اسلامی در 1400 سال گذشته هم این سرزمین‌ها را «مغان» و «آذربایجان» نوشته اند. ....پان تورک‌های جاعل و عوام فریب از نام آذربایجان نفرت دارند چون این نام بزرگترین سند بر «هویت ایرانی آذربایجان» است و همین نام ، گواه آن است که هر چه پان تورکان ضد ایرانی و ضد آذربایجانی از کهن بودن زبان ترکی در سرزمین آذربایجان میگویند، دروغ و فسانه یی بیش نیست. اینها آنقدر صداقت و جسارت و شجاعت ندارند که نام آذربایجان را عمداً غلط مینویسند.  :-)

به همین دلیل است که پان تورکان در دروغ پردازی ها و فحش‌‌هایشان به ایران و تمدن ایرانی و نوروز و مهرگان و زبان فارسی و ایرانیان و آذربایجان و آتورپاتکان می تازند و از کلمه ی آذربایجان نفرت دارند و آنرا وقتی هم می‌نویسند، به غلط و مخدوش می‌نویسند تا «آذر» را به هم ریخته باشند و چشمشان به «آذر» ایرانی و «آتش زرتشت» نیفتد.  این ناکسان یا جاهلان، برای بی ریشه کردن نام بلند و پر افتخار «آذربایجان» ، به آذر اهورایی ایرانیان یورش می‌برند و آن را آزر می نویسند یعنی یک کلمه‌ی غلط و بی معنی و بی ریشه و بی تاریخ و جعلی برجا میگذارند. یعنی همان جعل و تحریف و دروغ نفرت‌انگیزی که برخی از عرب‌های بعثی بزدل و حقیر درباره نام پر افتخار خلیج فارس انجام میدهند.

شرم بر دروغ گویان اهریمنی خوی باد. شرم بر دشمنان ایران و ایرانی باد. شرم ابدی بر ناپاک کنندگان آذر پاک و آتش اهورایی آذربایجان باد. شرم باد!

 نکته درباره نام زبان «فارسی دری» (ایرانی دری)، زبان ادبی و سراسری ما ایرانیان:

چرا ما خودمان را «ایرانی» می نامیم ولی زبانمان را « زبان ایرانی» نمی نامیم، بلکه آنرا «زبان فارسی» میگوییم؟

این مساله دلیل تاریخی دارد و بطور تاریخی فارسی یعنی ایرانی و این یک امر تاریخی است و معنای تاریخی نیز دارد و زبان فارسی یعنی زبان ایرانی = زبان عمومی و مشترک و ادبی ایرانیان. دلیل ساده‌ی آن نیز همان چیزی است که همه‌ی ما هم با آن مواجه شده‌ایم و دیده‌ایم که در زبان و فرهنگ عربی،  «فارس» یعنی ایرانی و «فرس» = ایرانیان و مشابه آن در انگلیسی و اروپا هم Persian پرشن (=فارسی) یعنی ایرانی و Persia پرشیا (= ایران) . و فقط ما ایرانی ها بوده و هستیم که به خودمان «ایرانی» میگفتیم و میگوییم و البته ایرانی درست بوده و هست و دیگران فقط بطور تاریخی بما «فارس و پرس» میگویند همانطور که در زمان هخامنشیان ، همه‌ی ایرانیان را بطور تاریخی ، «ماد» میگفتند و فرقی هم نمیکرد درباره ی کورش و داریوش و خشایارشا حرف می زدند یا درباره ی دیاکو !

 اما ایرانیان، حداقل از زمان ساسانیان ، زبان رسمی و ادبی و مشترک ایران را « دری » میگفته اند (هنوز هم در افغانستان دری میگویند) اما پس از اسلام کم کم با نفوذ زبان عربی و به تقلید از اعراب ، این زبان همگانی را بطور مفصل «فارسی دری» (یعنی زبان ایرانی از نوع دری) خواندند که در قرون اخیر به اختصار به آن «فارسی» گفته ایم یعنی زبان «ایرانی». یعنی زبان عمومی ایرانیان، وگرنه در هرگوشه و در هر بخش از ایران همواره انواع زبان‌های محلی بوده و هست و خواهد بود و منظور از زبان ایرانی همان زبان عمومی و رسمی و ادبی همگانی یعنی «دری» (یعنی درباری) بوده است که حالا میگوییم «فارسی». زبان فارسی دری ترکیبی بر مبنای فارسی باستان و پهلوی شکل گرفته و ترکیبی از زبانهای محلی ایرانی را نیز در خود دارد.

نویسنده : مهرداد بصیرت  http://iranbasirat.persianblog.ir/post/345

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
احسان

عالی بود معلومه خیلی وقت گذاشتید و زحمت کشیدید.

99

دمت گرم

من

از شما سوالی دارم.چرااز نام آذر ی وترک وترکمنی عثمانی ودرکل از دنیای ترک می ترسید در نوشته هایتان ضد ونقیض فراوان است من فکر می کنم این مسئله ریشه تاریخی دارد. در نگاهی گذرا به تاریخ واقعی این مملکت ترکها ازهمه لحاظ سرتر ازبقیه اقوام همسایه خود بوده ا ند وهمیشه قدرتمند وماندگار.میدانی برای چه ؟ چون عادل بودند.چون انساندوست بودند.حقوق بشر سال 2012 را چندین هزار سال قبل رعایت میکردند این دلیل ماندگاریشان بود. کسانی که به سایت شما سر می زنند مطمئن باشید حداقل به اندازه شما تاریخ میدانند وهزاران برابر شما تفکر .

بهمن

جناب من همینکه با نام من کامنت می گذاری معلومه که با منیتت مشکل داری. داداش جوان و کم سوادم که تنها تاریختو باید از جمع دوستانی که ناخنکی به ذهتابی ها و پورپیراها زدن باید جستجو کنی. ماها با شما چند مشکل داریم 1- نژاد پرستی بده با برای تو از شیر مادر حلال تر. 2- اگر آزادی خواهی چرا به سمبل بسیاری از ایرانیان توهین می کنی. منظورم همان کوروشی هست که چون عقده حسادت در گلوی شماها گیر کرده. 3- من هم افسانه بوزقورد را خوندم و برایش احترام قائل هستم اما برای من هم سئوال پیش میاد که زمانی که شماها از ارتباط جنسی ماده گرگ با پسر بچه ناراحت نمی شی چطور به خودت اجاز می دین مانند تبه کاران بی فرهنگ به شاهنامه یورش ببرین 4- این چطور مملکت پان فارسیه که قرآن با ترجمه فارسی اش ممنوع میشه. در تلویزون و رادیو اش بدترین توهینها به اسامی ایرانی می شه. مقبره بزرگانشو به آب می بندند. از وسط جنگلش جاده قراره رد کنند و زاینده رودشو پیشکش کویر کنند اما تو کور بی معرفت که آبادی تبریز را در مقایه با شیراز ندیدی فقط ظلم به خودتو می بینی. شرم کنید و بترسید از زمانی که اختلافات ما با غرب به پایان رسد.

مهدی

بسیار زیبا اشاره کردی . آفرین به این تیزبینی.[گل]

آدسیز

والله بیز پانتورکلردن دییروخ. آذربایجان همیشه اوزون ایراننان بولوپ و جانینان و گانینان ایراننا گوره مایه گویوپ. ایمانیم وار بو پانتورکلر مغوللارین توخوماسیدیلار و بیزدن دییرلر. گلیپ لر بیزیم شهریمیزه و اونی گنده چکیپلر . پانتورکلر بیر عده بیسواد ، کدی ، بیشعور ، کاسیب ، عقده ای جانوری دیلر که تبریزین آدینان اوز منافع لرینه سو استفاده الیلر بیز تبریزلیلر ایرانی سویروخ و هش واقت وطنیمیزی تورک لره ساتماروخ به خدا که پانتورکها از ما نیستند. آذربایجان همیشه بخشی از ایران بوده و از جانش برای ایران مایه گذاشته است ایمان دارم پانتورکها از نسل مغولها هستند. به شهر ما آمده اند و آنرا به کند کشیده اند. پانتورکها عده ای بیسواد ، دهاتی ،بیشعور، فقیر و عقده ای هستند که از نام تبریز سو استفاده می کنند. ما تبریزیها ایران را دوست داریم و هرگز وطنمان را به تورکها نمی فروشیم.

یاساق دیللی

...ظ"، "ض" و "ذ" از "ز" که تلفظ یکتایی در ترکی آذربایجانی دارد استفاده می شود.