سال 2012 سالی سرنوشت ساز برای کُردهای ترکیه


سال 2012 سالی سرنوشت ساز برای کُردهای ترکیه/محمدعلی دستمالی


آن چه که از تحلیل وقایع آخرین روزهای سال 2011 و نیز رویدادهای اوایل سال نو میلادی بر می آید، این است که سال 2012 برای کردهای ترکیه یک سال مهم، حساس و تعیین کننده است.

اوضاع سیاسی در ترکیه و طی هفته های اخیر از یک سو ارتباط مستقیمی با چند و چون فعالیت های دستگاه قضای این کشور دارد و  از سوی دیگر مرتبط با مواجهه دولت و معضل کردهاست. این دو موضوع چنان مهم و برجسته شده اند که حتی مسأله ی مهمی مانند تنش سیاسی ترکیه و فرانسه، بررسی موانع الحاق کامل ترکیه به اتحادیه اروپا، جنگ سرد تل آویو و آنکارا و دیگر مسائل ریز و درشت کشور درسایه مانده اند.
قرائت دوباره پرونده های قدیمی، درخواست حبس ابد برای ژنرال کودتاگر کنعان اورن، محبوس شدن ژنرال مهمت ایلکر باشبوغ، تلاش برای حل معمای نه چندان پیچیده قتل های زنجیره ای موسوم به فاعلین مجهول، دستگیری ده ها فعال سیاسی، روزنامه نگار و وکیل مدافع کُرد همه و همه بخش مهمی از پیشروی های دستگاه قضای ترکیه طی چند ماه اخیر است.
 اگر چه تاکنون ده ها تحلیلگر و رهبر سیاسی ترکیه به این موضوع اشاره کرده اند که دستگاه قضا به حیاط خلوت دولت اردوغان بدل شده با این وجود قضات و بازرسین این نهاد مقتدر و متنفذ، در صدور حکم لحظه ای درنگ نمی کنند و به مخالفین نیز جوابی نمی دهند. به موازات این موضوع جدل های لفظی و رجزخوانی های تند و خشن دو جبهه حکومت و سیاستمداران کُرد حزب صلح و دموکراسی علیه همدیگر به نقطه ای رسیده که به راحتی در حق همدیگر الفاظ ناصواب و نابجا به کار می برند، همدیگر را تحقیر می کنند، حریم های سیاسی و اخلاقی را از یاد می برند و شاید گاهی فراموش می کنند که الفاظ و سخنان آنان چه تاثیرها و تحریک هایی در سطح جامعه به وجود می آورد.
صلاح الدین دمیرتاش رهبر جوان حزب صلح و دموکراسی در سخنرانی خود خطاب به نخست وزیر ترکیه جملات غیرمحترمانه ای را بر زبان می راند، که در مقابل جوابی با همان ادبیات از سوی اردوغان دریافت می کند.
لیلا زانا به آلمان می رود و می گوید : "سلاح ضامن و بیمه ما کردهاست." و تنها یک روز پس از آن اردوغان هوشمندانه می پرسد: "پس چرا به مجلس آمده اید؟"
بدون شک درگیری های لفظی رهبران سیاسی و جاری و ساری شدن الفاظ و نسبت های عجیب و غریب در میدان سیاست و رسانه های ترکیه چندان عجیب و بی سابقه نیست. اما بررسی این موضوع که این خشم دوجانبه نشان دهنده کدام واقعیت سیاسی ترکیه است، هر تحلیل گر آگاهی را نسبت به آیندده این وضعیت نگران و البته کنجکاو می کند.
قواعد بازی در دنیای سیاست و به ویژه در آن عرصه ای که نام آن را مبارزه ی پارلمانی و سیاسی نهاده اند، قواعد خاص خود را دارد. قواعدی که اجازه نمی دهند یک نماینده به راحتی فریاد بزند، به سادگی خطوط قرمز اقتدار را از یاد ببرد و به سرعت تغییر موضع دهد.
بن بستی که در حال حاضر در فضای سیاسی ترکیه و در روابط آنکارا و دیاربکر وجود دارد، نشان دهنده دو واقعیت آشکار است:
1- دولت ترکیه و حزب عدالت و توسعه حاضر به پذیرش منش فعلی حزب صلح و دموکراسی در روند مذاکرات و حل معضلات نیستند و عزم خود را جزم کرده اند تا خط پ.ک.ک را به تمامی پاک کنند.
2- حزب صلح و دموکراسی توان و ظرفیت لازم را برای تحمل فشار دوجانبه ی موجود ندارد.
از یاد نبریم نمایندگان حزب صلح و دموکراسی در مجلس ملی ترکیه از دو طرف تحت فشار و هجمه های مداوم هستند. از طرفی در آنکارا و در مجلس، آشکارا آنان را تروریست می خوانند و در هر سخنرانی و مجمعی مورد مخالفت شدید هر سه حزب مجلس قرار می گیرند و از دیگر سو پ.ک.ک نیز حاضر نیست ذره ای حق برخورداری از ابتکارعمل و توان گزینش مستقیم و مستقل برای آنان قائل باشد.
نتیجه خطرناکی که این فضای ملتهب به دست می دهد، محکوم شدن و تضعیف خط فعالیت سیاسی قانون مندانه و رسمی کردهای ترکیه است که بدون شک از دست رفتن چنین فضا و ابزار ارزشمندی، برابر با شکست و تداوم خط کلاسیک و بی نتیجه مبارزه مسلحانه است.
متاسفانه با وجود آن که اغلب نمایندگان حزب صلح و دموکراسی ظرف سالیان گذشته برای ماندن در میدان سیاست و مقاومت در برابر همه هجمه ها، بها و تاوان زیادی را پرداخته اند، اما این واقعیت نیز پذیرفتنی و مشهود است که توان حرفه ای، علمی، ظرفیت های بیانی و رفتاری، کاریزما و اعتبار شخصیتی و ارتباطی در اغلب این سیاستمداران برگزیده مردم، حتی از حد متوسط نیز کمتر است. در سخنرانی های خود از توان مانور و استدلال بالایی برخوردار نیستند، زود از کوره در می روند، زبان خارجی بلد نیستند و روابط فرامرزی سودمند و مفیدی ندارند، اهل نوشتن و سخنرانی های دانشگاهی و حضور در مجامع فرهنگی و رسانه ای نیستند، تاکتیک ها و مواضعشان قابل پیش بینی و لذا قابل هدایت و مسیر دهی است. از این ها گذشته آن ها حتی با زبان استعاره و با بیان غیر مستقیم نیز تاکنون نشان نداده اند که آنان نیز با بخشی از پیام ها و مطالبات پ.ک.ک مخالف هستند.
این چنین است که ظرف هفته های گذشته حتی در واقعه تراژیک بمباران اولودره نیز دیدیم که نمایندگان حزب صلح و دموکراسی نتوانستند برای مدیریت ارتباطی و رسانه ای این موضوع پیروزی چندانی به دست بیاورند. گریه های دمیرتاش در برابر دوربین رسانه ها، استدلالات عجولانه او در روستای گل یازی، پوشاندن جنازه قربانیان با پرچم ها و المان های مربوط به خط سیاسی و اعتقادی پ.ک.ک، تهدید حسیب کاپلان وتلاش او برای منصرف ساختن معاون نخست وزیر در سفر به اولودره، سکوت احمد ترک عضو باتجربه و کاردان حزب، سخنرانی عوامانه گلتن کشاناک درمجلس در خصوص این موضوع و چندین گاف سیاسی دیگر همه و همه نشان دهنده این واقعیت است که حزب صلح و دموکراسی با ظرفیت، استراتژی و نگرش کنونی خود، توان مقابله سیاسی و فکری با دست اندازها و سرعت گیرهای بی شمار آنکارا را ندارد.
بدون شک،  نمی توان در ترسیم و تحلیل این فضا همه تقصیرها را به پای حزب صلح و دموکراسی گذاشت، و رفتارهای خشن دولت اردوغان را نادیده گرفت. اما آیا قرار است با هر سخنرانی هر کدام از اعضای حزب عدالت و توسعه، رهبران حزب صلح و دموکراسی برافروخته شده و رجزخوانی کنند؟ آیا تاکید لیلا زانا برجدایی طلبی و خودمختاری و نیز تعریف سلاح به عنوان ضامن و بیمه کردها، نه تنها از نگاه آنکارا بلکه از نگاه هر ناظری که خارج از آن مجموعه به تحلیل شرایط سیاسی کردستان ترکیه می نگرد، کمترین تفاوتی با تهدیدهای اخیر مراد کاراییلان و پ.ک.ک دارد؟
همه این ها در حالی است که در حال حاضر پروژه مهم و بزرگی به نام تغییر و اصلاح قانون اساسی ترکیه بر زمین مانده و نمایندگان کرد در نشست های مربوط به بررسی این طرح مهم در مجلس ملی ترکیه مشارکت فعالی نداشته و توان بر کرسی نشاندن مطالبات صحیح خود را ندارند.
شاید پیش بینی رفتارهای سیاسی دلت اردوغان و نیز پیش بینی حرکت های بعدی دستگاه قضای ترکیه کار دشواری باشد اما دست کم اظهارات اخیر رجب طیب اردوغان و معاون وی بکربوزداغ، از لحاظ بار معنایی و پیام سیاسی چندان پیچیده و غیرقابل فهم نیست. هر دوی آنان گفتند: "ما معتقد به تعطیل کردن احزاب نیستیم بلکه باور ما به سزای سیاستمداران متخلفی است که با رفتار سیاسی و بیانات خشن خود، امنیت ترکیه را تهدید می کنند."
این جملات بعید نیست خبر از دستگیری قریب الوقوع بخشی از نمایندگان حزب صلح و دموکراسی بدهد. باید دید در این صورت، آیا دولت اردوغان به دنبال حذف کامل حزب صلح و دموکراسی از گردونه روند تحولات سیاسی کردستان ترکیه خواهد بود؟ آیا تمایل ضمنی و پنهانی خود را به روی کار آمدن چهره های منعطفی همچون عثمان بایدمیر و آلتان تان نشان خواهد داد؟ 
آیا پ.ک.ک یک بار دیگر با تداوم فشار علیه حزب صلح و دموکراسی آنان را به کوه فرا خواهد خواند، یا استراتژی دیگری در نظر خواهد گرفت؟
به هر حال آن چه که از تحلیل وقایع آخرین روزهای سال 2011 و نیز رویدادهای اوایل سال نو میلادی بر می آید، این است که سال 2012 برای کردهای ترکیه یک سال مهم، حساس و تعیین کننده است.
/ 0 نظر / 2 بازدید