افشای ژنوساید (نسل کشی) ارامنه به دست ترکان عثمانی، وظیفه ای وجدانی است

     افشای ژنوساید (نسل کشی) ارامنه به دست ترکان عثمانی، وظیفه ای وجدانی است

طی دوسال گذشته، نوشته های من* در رابطه با نسل کشی ارامنه و دیگر ملل تحت سلطه، در اواخر امپراتوری عثمانی، در همین نشریه [اخبار روز] درج شده است. هدف از بازگویی این جنایت ها، تاثیرگذاری بر بی تفاوتی نسبی جامعه ایرانی نسبت به مسایل عموم بشری می باشد. متاسفانه از همان زمان نیز شاهد واکنش های زیادی از طرف تعدادی از همولایتی های آذربایجانی ام هستم که به اشکال گوناگون، اعتراضات خود را ـ نه تنها بر نوشته من بلکه حتی به مسئولین نشریه و کسانی که نظرشان بر خلاف نظر معترضین است، به بی ادبانه ترین شکل ممکن ـ نشان داده اند.
این اعتراضات که از یک پیشداوری وعصبیت بر می خیزد، برای بسیاری از افراد بی طرف از جمله تعدادی از دوستان آذری، این سئوال را پیش آورده است که: چرا عده ای سعی در توجیه جنایتی می کنند که نزدیک به یک قرن پیش در کشوری دیگر اتفاق افتاده است؟
به تصور من این معترضین که به شدت دچار سردرگمی هستند، خود نیز نمی دانند: چرا و به چه علت به دفاع از یک مشت جنایتکار برخاسته اند که عاملین اولین نسل کشی قرن بیستم بودند؟!
                                              ******
شکی نیست پس از گذشت سی سال از انقلاب بهمن که خواسته های غالب مردم نقش بر آب شده، یاس و نومیدی بر توده وسیعی از مردم بلاخص بر جوانان غلبه کرده است. هرچه زمان می گذرد، سیاست سرکوب رژیم در قبال خواسته های برحق مردم، شدت بیشتری به خود می گیرد.

از طرفی دیگر تنوع فرهنگی و قومی در ایران و خواست های فرهنگی اقوام ایرانی، بر نگرانی رژیم افزوده است. به همین دلیل ارگان های امنیتی رژیم در کنار دیگر ارگان های سرکوب، به مقابله با خواست های فرهنگی و بحق اقوام ایرانی از جمله آذربایجانی ها، بر آمده اند.

این نگاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی و سیاست خشن سرکوب که جوانان آذربایجانی را سخت پریشان و عصبی کرده، فرصت مغتنمی به دست عده ای ماجراجوی بی مسئولیت داده است که از خواست های برحق مردم آذربایجان سوء استفاده کرده و با تزریق احساسات تند قوم گرایی که صد البته با تحریکات برون مرزی نیز همراه است، درصدد ایجاد خصومت های قومی برآیند!

جامعه ایران یک جامعه با تکثر قومی و فرهنگی است. تکثر قومی و فرهنگی در یک جامعه باز و با ساختار دموکراتیک، باعث رشد و شکوفایی آن جامعه می گردد. از طرفی دیگر در یک جامعه دموکراتیک و باز تمامی اقوام و حتی افراد محق هستند با تمام علایق قومی و فردی خود زندگی کنند. برای تحقق چنین جامعه ای، احیا و رشد فرهنگ تعامل و بردباری شرط اول است.

جای بسی تاسف است که پس از گذشت سه دهه از انقلاب، علیرغم رشد و پیشرفت در بسیاری از جنبش های مدنی نظیر جنبش زنان، جنبش دانشجویی و جنبش کارگری، ما شاهد یک پس رفت در طرح خواست های قومی در بین قشری از آذربایجانی ها هستیم که تحت نام "جنبش هویت طلبی" سعی در ایجاد خصومت های قومی دارند!

گرچه در درون این "جنبش" ما انسجام و یکپارچگی نمی بینیم و افرادی که خود را هنوز ایرانی می دانند، مدعی هستند که در صدد ایجاد خصومت های قومی نیستند؛ ولی برای من هنوز روشن نیست که این دوستان آذری با طرح شعار "هویت طلبی" سعی دارند در نهایت از هویت ایرانی خود بگذرند و به ایران و ایرانی پشت کنند؟ و یا در کنار هویت ایرانی دنبال هویت دیگری هستند؟!

ولی آن چه مایه نگرانی است، طرح شعارهایی نظیر "هارای هارای من تورکم" و یا "روس، فارس، ارمنی، آذربایجانین دشمنی" و دیگر شعارهای خصومت برانگیز است که نشان از خصومت به دیگر اقوام ایرانی بلاخص "فارس و ارمنی" دارد!

                                                ******
۲۴ آوریل امسال نودوچهارمین سالگرد ژنوسید ارامنه به دست ترکان عثمانی، در همسایگی کشور ما ایران، بود. به همین مناسبت "کمیته ایرانی ۲۴ آوریل" اولین برنامه فرهنگی خود را برگذار کرد. این برنامه شامل نمایشگاه عکس و جلسه سخنرانی و گفتگو* در یکی از گالری های برلین بود. پخش اطلاعیه در برلین و در پی آن درج گزارش این مراسم و متن سخنرانی، در "اخبار روز" واکنش های تعدادی از همولایتی های آذربایجانی ام را برانگیخت. من این جا ضمن تشکر به اطلاع آن دسته از عزیزان که با انتقاد سازنده، سعی در بیان نظرات خود کرده اند، می رسانم که من با آغوش باز از این نقد ها استقبال می کنم.
اما روی سخن من با آن دسته است که با اهداف تخریبی و ایران ستیزی و ترک پرستی، سعی در انکار و یا توجیه جنایتی هولناک را دارند؛ و متاسفانه بر اذهان آن دسته از دوستانی که آگاهی درستی از تاریخ ندارند، تاثیر مخرب می گذارند. من این جا ضمن هشدار به این دوستان که تحت تاثیر احساسات قدم در راه ناثواب گذاشته اند، پیشنهاد می کنم که اگر در صدد کسب آگاهی درست از تاریخ هستند، پیشداوری و عصبیت را کنار گذاشته و بدون تعصب قومی، به مطالعه و تحقیق بپردازند. تاریخ و اسناد تاریخی بسیار گویاتر از این همه ادعا است، به شرط آن که بدون پیشداوری، مورد مطالعه قرار گیرد!

به هر حال من وظیفه خود می دانم که اینجا مختصر توضیحی به این دوستان معترض بدهم: ابتدا باید بگویم که بر خلاف تصور آنان، من نه ترک ستیز هستم و نه ایرانی ناسیونالیست. به تصور من ناسیونالیزم کج راهه ای است که خود شیفتگی و برتری طلبی و در نهایت نژادپرستی را به ارمغان می آورد! حس ناسیونالیستی با عدالتخواهی ناسازگار است. هرچه حس ناسیونالیستی در فرد قوی باشد، به همان میزان نیز حس نوعدوستی و عدالتخواهی ضعیف است. من آذربایجانی، به همان میزان که از ناسیونالیزم قومی و "جنبش هویت طلبی" در بین همولایتی هایم بدورم، از ناسیونالیزم ایرانی وشعارهای ناسیونالیستی نیز دورم!

این دوستان با اشاره به وقایع خوی، ماکو، سلماس و... در خلال جنگ جهانی اول، که تعدادی از مردم ـ به دست آسوری هایی که از قتل عام در عثمانی به ایران گریخته بودند، و کرد های محلی ـ کشته شدند، بر من خرده می گیرند که این جنایت ها را ندیده می گیرم و یا این که به "کشتار مسلمانان در خوجالی" بی تفاوت هستم!
قدر مسلم این است که هر انسانی که بخواهد کرامت و حقوق انسانی را پاس بدارد، نمی تواند نسبت به کشته شدن حتی یک نفر نیز بی تفاوت باشد. برای من هر فرد به عنوان انسان مطرح است. انسانی که همانند انسان های دیگر "گوشت و خون دارد".

اما من هرگز نمی توانم "نابودی یک ملت" را با انتقام جویی های پراکنده تعدادی از نجات یافتگان و دیگر افراد ماجراجو، یکی بدانم. گرچه هردو کشتار، کشتار انسان های بی گناه است، ولی بین این دوکشتار تفاوت ماهوی وجود دارد.

این دوستان باید بدانند که این انتقام جویی های پراکنده در واقع واکنشی از روی یاس و ناامیدی بود که تعدادی از بازمانگان به آن دست زدند. شکی نیست که این واکنش ها را در جای خود، باید محکوم کرد. ولی کسانی که با "ادعا" نامیدن نابودی ارامنه، در صدد بزرگنمایی اقدامات ماجراجویانه تعدادی از بازماندگان نسل کشی هستند، بی شک با اهداف سیاسی و امیال قدرت طلبانه در صدد ایجاد خصومت و دشمنی هستند، تا با تاثیر گذاری بر اذهان جوانان آذربایجانی، لشکری بسازند که خود سرلشکرش باشند!

انکار نسل کشی ارامنه، دیگر کارساز نیست. امروز حتی نژادپرستان کمالیست در ترکیه هم دیگر قادر نیستند مثل گذشته یکه تاز میدان باشند. گرچه جامعه ترک به دلیل گرفتاری در تاروپود ناسیونالیزم افراطی، هنوز ظرفیت پذیرش مسئولیت قتل عام ارامنه را ندارد، ولی جامعه روشنفکری ترکیه به حرکت درآمده و انکارگران را به چالش طلبیده اند!
اینک پس از گذشت نزدیک به یک قرن از قتل عام ارامنه، روشنفکران و تحصیل کردگان ترکیه، با گردن گذاشتن به واقعیت های تاریخی طی فراخوانی مردم خود را برای عذرخواهی از ارامنه دعوت می کنند**. نژادپرستان ترک، دیگر مثل گذشته فرمانروایان بلامنازع نیستند. در آینده ای نه چندان دور، اگر رهبران ترک مسئولیت نسل کشی ارامنه را بپذیرند و در صدد عذرخواهی از ارامنه برآیند، این هموطنان ما که امروزه کاسه داغتر از آش شده اند، آن موقع چه پاسخی خواهند داد؟

abasmogaddam@gmx.de


* نویسنده : http://abasmogaddam.blogfa.com/post-22.aspx

  عباس مقدم هستم، متولد تبریز. ایشان میگویند: متاسفانه در مقابل سیاست مخرب حاکمیت، در سالهای اخیر نیز قشری از تحصیل کردگان آذربایجانی با راه انداختن حرکتی تحت عنوان "جنبش هویت طلبی" با انکار هویت تاریخی و ایرانی خود، و با رواج دادن "ترک گرایی" و با ادعای "ترک و غیر ایرانی" بودن آذربایجانی ها، در صددند که برای آذربایجان و آذربایجانی، تاریخ بسازند! من به عنوان یک آذربایجانی ایرانی، ضمن حمایت از تمامی خواست فرهنگی و قومی اقوام ایرانی، از جمله "حق آموزش زبان مادری" وظیفه خود می دانم که خطر پانترکیسم و ترک گرایی را ـ که هدفی جز ایجاد نفرت قومی برای نابود کردن وحدت تاریخی اقوام ایرانی، ندارد ـ به هم ولایتی های خود یادآور شوم!
همچنین بیان ظریف و عالمانه پروفسور مینورسکی را یادآور شوم که نسبت به سوء استفاده ترکان، می گوید: "هرجا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید، ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند."

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   
** تعدادی از روشنفکران ترکیه برای عذرخواهی از ارامنه که در خلال جنگ جهانی اول دچار"فلاکتهایی" شدند، وب سایت www.ozurdiliyoruz.com را ایجاد کرده و هموطنان خود را برای امضای متن زیر دعوت می کنند:"وجدانم نمیگذارد فلاکتهایی که ارمنیان عثمانی در سال ۱۹۱۵ شاهد آن بودند را نادیده بگیرم و بی تفاوتی که نسبت به آن نشان داده شده است را بپذیرم. من به نوبه خود این بی عدالتی را محکوم میکنم و خود را شریک در غم و مصیبت برادران و خواهران ارمنیم میدانم. از آنها پوزش می طلبم."


نام کامل مقاله که به علت طویل بودن، کوتاه شده است: برای من آذربایجانی ترک زبان، افشای ژنوسید (نسل کشی) ارامنه به دست ترکان عثمانی، وظیفه ای وجدانی است و پاسخی به ندای درون

/ 3 نظر / 2 بازدید
اندره

خیلی خوشحال شدم از مطلبتون و خیلی امیدوار و دلگرم شدم که هنوز هم افرادی هستند که وجدانشون بیداره و این واقعه براشون مهم تلقی میشه.متشکرم

اندره

خیلی خوشحال شدم از مطلبتون و خیلی امیدوار و دلگرم شدم که هنوز هم افرادی هستند که وجدانشون بیداره و این واقعه براشون مهم تلقی میشه.متشکرم

marzban

درود بر برادر اذری ما بنده هم خودم فارس و ایرانی و همسرم ترک زبان و ایرانیست و نمیفهمم در روزگاری که هر مردمی که خود را با قافله تمدن بشری هماهنگ نکنند بی تردید جز ذلت و نابودی سرنوشتی نخواهند داشت براستی مشتی جاهل که حتی از ن زاد واقعی خو که ابدا با نژاد زرد تورک ها ربطی ندارد هم بیخبرند و با انکار هویت هزاران ساله ایرانی خود متاثر از تبلیغهای دزدی چون علی اف که پدرش نوکر کمونیستها بود تا بدزدد و خودش جاروکش ترکیه ده قومیتی که با 8 میلیون کرد خود درگیر است در پی دزدیست -به شعارهای خائنانه پان تورکیسم پناه بردهاند ای کاش در تاریخ ترکیه یک نقطه روشن فرهنگی بود تا این فریب خوردگان کوچکترین منطقی برای پشت کردن به پدران دلیر و ایرانی میهن پرست خود داشته باشند براستی اینان مایهی شرم ستار خان و باقر خان و ثقت الاسلام ها هستند