امنیت اجتماعی چیست؟

 امنیت اجتماعی

امنیت خود واژه ای گنگ و مبهم است و آنگاه که پسوندی چون اجتماعی social security در کنارش قرار گیرد، بر ابهامش افزوده می شود. این مفهوم امروزه گفتمان خاصی در رسانه های داخلی باز کرده و حساسیت مردم را نسبت به موضوع برانگیخته است.

دانشمندان علوم سیاسی تا دهه 1980 از دیدگاه های مختلفی به این موضوع نگریسته اند و این مفهوم را معادل مرزهای کشور دانسته و واژه امنیت ملی را به کار می بردند، اما با ظهور نظریه پردازان حوزه مطالعات امنیتی در این دهه به سایر جنبه های دیگر این مفهوم نیز توجه بیشتری شد، به طوری که در کنار امنیت نظامی، اقتصادی و زیست محیطی، بحث امنیت اجتماعی هم مطرح شد و در کنار دولت، جامعه و گروه هایی که تهدیدی بر جامعه می شد تهدیدهای اجتماعی در این عصر منبع اساسی ناامنی محسوب شد.

خصیصه ذاتی و ماهوی امنیت همانند بسیاری مفاهیم دیگر علوم انسانی پیچیدگی خاصی داشته و نویسندگان و پژوهشگران برجسته حوزه مطالعات امنیت، توصیف های مختلفی از این مفهوم ارائه داده اند که همگی بیانگر چند چهره بودن و ابهام مفهوم امنیت است.

در این باره هیومک دونالدو کوشید با استفاده از یک سری طبقه بندی ها ابهام مفهوم امنیت را رفع کند اما در چنبره طبقه بندی های خود با شکست روبه رو شد و اعلام کرد که امنیت مفهومی <نارسا> است. پاتریک مورگان در این باره می گوید: <امنیت مانند سلامتی یا منزلت نوعی شرایط است که به آسانی تعریف و تحلیل نمی پذیرد1 . مک سوئینی امنیت را واژه ای لغزنده و بی ثبات می خواند که در گستره گیج کننده ای از زمینه های متنوع و در جهت اهداف چندگانه به وسیله افراد، شرکت ها، حکومت ها و متخصصان آکادمیک به کار رفته است و در این فضا مجموعه ای از چیزها، مردم، وسایل، اهداف، حوادث خارجی و احساسات درونی منظور شد ه اند2.

معماگونگی این مفهوم و فرو رفتن در هاله ای از رمز و رازهای تئوریکی و ایدئولوژیکی و روزمرگی تا جایی است که بوزان )buzan( ، از نظریه پردازان برجسته در این باره، معتقد است: <هر کوششی برای درک مفهوم امنیت، بدون آگاهی کافی از تناقضات و نارسایی های موجود در خود این مفهوم ساده اندیشانه است.>

شاید بتوان گفت عنصر ایدئولوژیکی، ذهنی بودن و نسبی بودن امنیت از مهم ترین نارسایی های موجود درتعریف امنیت اجتماعی است ولی آنچه مسلم است، واژه امنیت می تواند در دو بعد ذهنی و عینی قابل اندازه گیری باشد، در مفهوم عینی، اندازه گیری فقدان تهدید علیه ارزش ها است و در مفهوم ذهنی، فقدان احساس ترس از اینکه چنین ارزش هایی مورد حمله قرار خواهد گرفت. پیوند ارزش های اجتماعی با واژه امنیت بر اهمیت هر چه بیشتر این موضوع افزود و دانشمندان اجتماعی بر این باور بودند هیچ چیز جز به اندازه کم رنگ شدن ارزش ها جامعه را تهدید نمی کند، به عنوان مثال ارسطو (تولد 384 قبل از میلاد) خواستار نظم، آرامش، امنیت و وضع قوانین معتدل در جامعه بوده و معتقد بود که سوداگری، پول پرستی و افراط در ثروتمندی، فرزندان ناشایست برجای می نهد و اصلاح و بازسازی و امنیت را از بین می برد4.

افلاطون در آثار متعدد خود خواهان جامعه ای آرمانی (مدینه فاضله) است که در آن همه مردم از امنیت اجتماعی برخوردار باشند. او معتقد بود که نباید گذاشت هم در فرد و هم در جامعه یکی از قوا بر دیگری پیشی گیرد زیرا در آنها تزلزل و انحطاط به وجود آمده و امنیت از بین خواهد رفت. لذا برای تامین امنیت اجتماعی و رفاه باید به سلاح علم و حکمت مجهز باشد. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه در این زمینه می فرمایند: <لیس بلد باحق بلد، خیر البلاد ما حملک> یعنی شهرها برای زندگی با هم فرقی ندارند. شهری برای زندگی مناسب است که در آن آسایش (امنیت و رفاه) وجود داشته باشد.

مالر Moller اندیشمند علوم اجتماعی بحث خود در باب امنیت اجتماعی را با شرح اشکال متفاوت امنیت آغاز می نماید. او معتقد است امنیت در سه شکل ملی، اجتماعی و انسانی وجود دارد که پاسخ به سوال اساسی امنیت برای چه کسی یا به بیان دیگر مرجع امنیت در هر یک از این اشکال متفاوت است و به تناسب تفاوت در مراجع امنیت، تهدیدات نیز متفاوت خواهد بود. مقام مرجع در امنیت ملی، دولت، در امنیت اجتماعی، گروه های اجتماعی و در امنیت انسانی تک تک افراد است.5

مالر تاکید دارد که امنیت اجتماعی را می توان به عنوان یک مفهوم فرضی برای هر جمع انسانی به کار برد و آن را عبارت می داند از <قابلیت حفظ شرایط قابل پذیرش داخلی برای تکامل الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، انجمن ها، مذهب، هویت ملی و رسوم.>

به عقیده مالر در برخی موارد مساله امنیت اجتماعی تبدیل به هویت ملی و نهایتا امنیت ملی می شود، مانند وضعیت پاکستان در قبال هند. از آنجا که اسلام وجدان سیاسی و هویت وجودی پاکستان را در مقابل هند نشان می دهد، هر گونه تهدید علیه دین مردم پاکستان از سوی هند تهدید امنیت ملی این کشور است. در حالی که تهدید هویت مسلمانان مقیم فرانسه این گونه نیست و هر گونه تهدیدها واقعی یا خیالی علیه عقاید مسلمانان صرفا یک تهدید اجتماعی است.6


از دیدگاه ویورOle Waeve امنیت اجتماعی به توانایی جامعه برای حفظ ویژگی های اساسی اش تحت شرایط تغییر و تهدیدها واقعی و محتمل تعریف می شود. وی بر ارتباط نزدیک میان هویت، جامعه و امنیت تاکید دارد و خاطرنشان می کند که جامعه امنیت هویتش را جست وجو می کند.7

امروزه ضرورت و اهمیت امنیت در حوزه های مختلف بر کسی پوشیده نیست، چرا که تمامی امکانات زندگی در صورت نداشتن امنیت می تواند تحت الشعاع قرار گیرد، این موضوع از آنجا مطرح می شود که هیچ انسانی قادر به تامین امنیت کامل نیست، بنابراین در اجتماعی زندگی می کند که بتواند با همیاری دیگران امنیت را به حوزه اجتماع برگرداند.

حوزه اجتماعی به قلمرو هایی از حریم فرد مربوط می شود که در ارتباط با دیگر افراد جامعه است. در این قلمرو هاست که امنیت فرد حفظ و یا مورد تهدید قرار می گیرد. ناآرامی های شهری، جرائم اجتماعی (سرقت، بزهکاری، بی عفتی)، جرایم جنایی (قتل و جنایت) و آبرو و حیثیت افراد قلمروهای بیان شده حوزه اجتماعی اند که بر امنیت اجتماعی افراد تاثیر می گذارند.

ممکن است تهدیداتی که امنیت اجتماعی را تحت الشعاع قرار می دهند، زمانی روی دهند که جوامع به این نتیجه برسند که در شرایطی خاص، هویت <ما> مورد تعرض و خطر واقع شده است. عواملی که می توانند هویت یک جامعه را تهدید کنند ممکن است از سرکوب آزادی بیان تا مداخله در قابلیت های آن برای ابراز و بیان خود تنوع داشته باشد. به باور بوزان، این عوامل ممکن است مشتمل بر این موارد باشند: <ممنوعیت به کارگیری زبان، نام ها، لباس ها از طریق بستن مکان های آموزشی و دینی و یا تبعید و کشتار اعضای یک اجتماع. >8

در این میان برخورداری از امنیت روانی و اجتماعی پایدار در گروه و تعامل مناسب در سطح کلان، میانه و خرد است و در راس نیازهای انسانی قرار دارد که تحت عنوان سلسله مراتب نیازها مطرح است.

ولی در این اجتماع اطلاع داشتن افراد از میزان حقوق خود که امنیت اجتماعی جزوی از آن است می تواند ضامن امنیت اجتماعی باشد چرا که وقتی فرد در اجتماع از حقوق خود و اینکه داشتن فضایی امن و آرام حق اوست آگاه نباشد موقعی که این حق سلب می شود نیز خبردار نخواهد شد. بنابراین اطلاع داشتن از این موارد جزیی از حقوق افراد محسوب می شود، در این راستا خود شهروند ملزم به حفظ و رعایت حقوق و اجرای قوانینی که طبق هنجارها و ارزش های جامعه تنظیم شده است. طرح هایی که در قالب امنیت اجتماعی اجرا می شود نشان دهنده این است که عده ای این ارزش ها را زیرپا گذاشته و قانون سعی در برخورد با این عده دارد چرا که از نظر حکومت نادیده گرفتن این هنجارها در واقع توهین به ارزش های جامعه است.

 در گذشته امنیت اجتماعی با قابلیت حفظ الگوهای سنتی و مذهبی متنوع می توانست امنیت اجتماعی برای افراد فراهم کند. خانواده، دین، عرف سنتی و اعتقادات سنتی برای افراد امنیت روانی و اجتماعی ایجاد می کردند، یعنی خانواده فرد را از نظر روانی و اجتماعی حمایت می کرد ولی تغییرات گسترده در خانواده و دیگر نهادها امنیت اجتماعی سنتی را مورد بازبینی قرار داده و افراد در معرض هنجارها، ارزش ها و هویت های جدید هستند. 

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا عده ای که تعداد آن هم کم نیستند سعی در زیرپا گذاشتن این هنجارها دارند؟ به نظر می رسد اگر هنجارها در یک جامعه رعایت نمی شود دیگر نمی توان آنرا هنجار نامید چرا که هنجار دارای ارزش اجتماعی بوده و در نظر مردم دارای احترام خاصی است و زیرپا گذاشتن همین هنجارها نشان از بی ارزش شدن و بی اهمیتی همین رفتارها و کنش ها است که به مرور زمان از میزان اعتبار و ارزش آن کاسته شده است.

در این راستا تنها سوالی که مطرح می شود این است که آیا برخورد با این عده می تواند ارزش های بی اعتبار شده را دوباره سازی کند؟

با رسیدن امواج فرآیند جهانی شدن که کاهش کنترل حکومت ها بر ملت خود را به دنبال آورده رابطه دولت با مردم دچار تغییر و تحولاتی شده است. دولت ها مثل گذشته نمی توانند بر مردم داخل جامعه خود کنترل کامل داشته باشند، بلکه در عصر جهانی شدن صورت های هویتی به منزله یک نوع مقاومت بروز می کنند .9

به نظر می رسد امنیتی که پشتوانه آن نوعی رعب و ترس است، امنیت واقعی و پایداری نباشد، زیرا معمولاعواملی هستند که در اعتراض به وضعیت هراس، واکنش های ضد امنیتی به وجود می آیند.

همان گونه که خشونت را نمی توان با خشونت زدود پس ناامنی را نیز نمی توان با هراس از میان برد. امروزه زنان و دخترانی زیادی را می توان دید که از ترس بازداشت شدنشان در قالب طرح امنیت اجتماعی در فضای اجتماعی حضور دارند و با این توصیف می توان گفت که کاهش حضور اجتماعی آنان نشان از ناامنی اجتماعی جامعه است.

جامعه شناسان کارکردی بر مفهوم نظم اجتماعی تاکید زیادی دارند و معتقدند با وجود نظم اجتماعی افراد و اجزای جامعه، وظایف به راحتی انجام می شود و بی ثباتی در نظم اجتماعی باعث اختلال نقش و کارکردی افراد در سطح جامعه می شود، در واقع یکی از شرایط وجودی امنیت اجتماعی خود نظم اجتماعی است و در صورت وجود نظم اجتماعی است، که می توان امنیت اجتماعی را تصور کرد. اگر جامعه ای دارای نظم اجتماعی باشد دارای ثبات اجتماعی هم خواهد بود زیرا که در سطح کلان در چنین جامعه ای امنیت اجتماعی وجود دارد و برای نظام سیاسی و سازمان حکومتی آن نیز خطر و تهدیدی مشاهده نمی شود.

نظم اجتماعی در سطح جامعه مستلزم نظام ارزشی مشترک است که از طریق فرآیند اجتماعی شدن به افراد جامعه منتقل می شود و افراد از این طریق به وظایف و حقوق خود واقف می شوند. در واقع اگر افراد جامعه نظام ارزشی مشترک را عادلانه تصور کنند وفاق و ثبات اجتماعی افزایش خواهد یافت، در غیر این صورت امنیت اجتماعی نیز در خطر است.

در دوران جدید عنصر اصلی ثبات و نظم و امنیت به مقدار سرمایه اجتماعی، میزان پایبندی به ارز ش ها و هنجارهای جمعی و به فضایل اخلاقی باز می گردد. بر اثر تداوم اینچنین شرایطی و افزایش ناامنی اجتماعی، سرمایه اجتماعی در جامعه رو به زوال می رود و در درازمدت پیامدهای منفی بی شماری بر جامعه انسانی می گذارد. به عبارت دیگر در این چنین شرایطی زندگی اجتماعی برای انسان ها دردناک می شود و روابط اجتماعی کم کم دچار فرسایش می شود، چرا که در صورت فقدان امنیت اجتماعی، انسان ها در روابط اجتماعی خود با دیگران دچار شک و تردید می شوند و از برقراری روابط اجتماعی با دیگران پرهیز می کنند و این موضوع می تواند در کاهش اعتماد هر چه بیشتر مردم به نهادهای دولتی نیز موثر واقع می شود که در صورت بروز این رویداد سرمایه دولت که همان اعتماد مردم است، از دست می رود.

اگر در گذشته مرجع امنیت را دولت ها می دانستیم، اکنون باید مرجمع امنیت را جامعه بدانیم و اگر در گذشته امنیت خود را در پرتو ثبات یگانگی و آرامش جست وجو می کردیم امروزه باید مفاهیمی نظیرتغییر، کثرت و بحران را وارد آحاد تعریفی امنیت بنماییم. اگر در گذشته به امنیت به عنوان یک پروژه حکومتی می نگریستیم، اکنون باید به آن به عنوان یک پروسه اجتماعی بنگریم.


منابع:


1-بوزان، باری13788) مردم، دولت ها و هراس، ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول. ص 17


2-کیوان حسینی، اصغر 13799< )دوازده نکته محوری در باب امنیت>، فصلنامه مطالعات دفاعی و امنیتی، سال هفتم، شماره 25. ص 84


3-تاجیک، محمدرضا 13799) جامعه ای امن در گفتمان خاتمی، تهران: نشرنی، چاپ اول، ص 37


4-خوش فر، غلامرضا 13800< )نقش امنیت در تحقق قانونگرایی در جامعه>، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره 144-143، ص 97


5-نویدنیا، منیژه 13822< )درآمدی بر امنیت اجتماعی>، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره 19. ص 57


6-نصری، قدیر 13788< )معنا و ارکان جامعه شناسی امنیت>، از جزوه مفهوم شناسی امنیت


(شرحی بر تهدیدات)، موسسه مطالعات راهبردی.ص 216


7-نویدنیا، منیژه 13822< )درآمدی بر امنیت اجتماعی>، فصلنامه مطالعات راهبردی سال ششم، شماره 19. ص 62


8-روی، پل 13822< )معمای امنیت اجتماعی>، ترجمه منیژه نویدنیا، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال ششم، شماره 21، ص 12


9-رکس، جان13800<)اقلیت قومی و دولت ملی: جامعه شناسی سیاسی جوامع چند فرهنگی>، ترجمه محمدسعید ذکایی، فصلنامه مطالعات ملی، سال دوم، شماره 8، ص 165


10-غفار پارس

منبع:

http://pirali313.blogfa.com/post-60.aspx

/ 0 نظر / 2 بازدید