جایگاه تاریخی زبان و ادب فارسی در سین کیانگ چین

تنوع فرهنگی، نژادی، طبیعی، تاریخی و مذهبی موجود در منطقه از آن محیطی زیبا و دلپذیر ساخته که هر بیننده را به خود جذب کرده و جلوه‌های زیبایی از طبیعت و اقوام گوناگون را به وجود آورده است. تکثر فرهنگی و تنوع قومی و نژادی سین کیانگ، ریشه در عبور جاده‌ی تاریخی ابریشم از این منطقه دارد. عبور کاروان‌های متعدد تجاری و رفت و آمد گسترده ی هیئت‌های فرهنگی ـ تبلیغی از این منطقه که به منزله پنجره ورود به سرزمین چین محسوب می‌شود باعث شکل‌گیری فرهنگ‌ها، ریشه دواندن مذاهب گوناگون، و سکونت اقوام و نژاد‌های مختلف در آن گردیده است. هر آنچه از مناطق غربی چین به این سرزمین وارد شده و آنچه که از چین به سایر مناطق راه یافته است، بیشتر از گذرگاه‌های عبوری منطقه‌ی سین کیانگ صورت گرفته و این مبادلات منطقه را متأثر ساخته و بر زیبایی‌ها و تنوع فرهنگی آن افزوده است.

جایگاه تاریخی زبان و ادبیات فارسی در منطقه سین کیانگ

بر اساس اسناد و مدارک تاریخی، منطقه‌ی سین کیانگ پیش از سکونت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بوده که اقوام و قبایل ایرانی همچون سکاها، سغد‌ها و… با گویش زبان‌های شرق ایران در آن به سر می‌بردند . در کتب تاریخی از سکونت شاخه‌هایی از اقوام آریایی در منطقه سین کیانگ نام برده شده که برخی از آنان دارای حکومت‌های محلی نیز بوده‌اند که رواج زبان سغدی از آثار ماندگار فرهنگ ایرانی قدیم در منطقه به شمار می‌آید.

عبور جاده ابریشم نیز از این منطقه موجب گردیده نژادهای گوناگونی با فرهنگ‌های مختلف در آن ساکن شوند و همزیستی مسالمت آمیزی داشته‌اند که تجمع فرهنگ‌های متنوع آسیایی بر غنای فرهنگی آن افزوده و در این بین زبان و فرهنگ ایرانی به دلیل سابقه طولانی و توسعه خود حرف اول را می‌زده است. در قرن نهم (۸۴۰ میلادی) به علت بروز قحطی و خشکسالی و بحران اجتماعی در فلات مغولستان، تعداد زیادی از مغول‌ها از محل سکونت خود مهاجرت و به سرزمین سین کیانگ وارد شدند که از اختلاط مهاجرین و سایر اقوام ترک با ساکنان بومی (سکاها- آریائی‌ها) نژاد جدیدی به وجود آمد که بعدها به اویغورها معروف شدند. در اثر افزایش تعداد مهاجرین، جمعیت قبایل آریایی و ایرانی که که به زبان‌های شرق ایران صحبت می‌کردند، رو به کاهش گذاشت و کم کم در جمعیت غالب ذوب شدند.

بر اساس اسناد منتشره از سوی گروه تحقیقاتی پروسن که در اوایل قرن بیستم چهار بار به اکتشافات باستانی قدیمی در شهر قدیمی گائو چانگ در منطقه‌ی تورفان پرداخته‌اند، از سه گروه بزرگ مهاجر فارسی زبان که در قرن هشتم میلادی در منطقه‌ی سین کیانگ می‌زیسته‌اند، نام برده شده است:
۱٫ فارس‌ها که در این اسناد از آنان به نام Parrig نام برده شده.
۲٫ پارت‌ها که در اسناد تورفان Pan Lavaning نام برده شده.
۳٫ سغدی‌ها که به نام Sog Dag نامیده شده‌اند.
همچنین آثار کشف شده از شهر باستانی مالیکوات Malikwat حاکی است که در این منطقه یک قوم ایرانی سکونت داشته که حکومتی به نام یو تیان Yu Tian را تشکیل داده و بیش از یکصد سال در این منطقه حکومت کرده‌اند. بر اساس گفته آقای دکتر ضمیر سعد اله زاده، محقق آکادمی علوم اجتماعی سین کیانگ که خود از نژاد تاجیک است، هنوز هم در منطقه‌ای بین یارکند و ختن گروهی از بازماندگان اقوام ایرانی ساکنند که از نظر فرهنگ و گویش زبانی بسیار به اقوام قدیمی شرق ایران شباهت دارند و لازم است که در این زمینه تحقیقات میدانی صورت گیرد. نقاشی‌ها و آثار کشف شده از قبرستان باستانی شهر گائو چانگ و اجساد مومیایی کشف شده از واحه‌های حوزه رودخانه‌ی تاریم که هم اکنون در موزه‌ی تاریخی شهر ارومچی مرکز سین کیانگ نگهداری می‌شود، و همچنین سکه‌های فراوان دوره‌های مختلف ساسانی که از این منطقه کشف شده نیز مؤید سکونت قبایل ایرانی و حاکمیت فرهنگ ایرانی در این منطقه است.

آثار بر جای مانده از آیین مانوی و زرتشتی در منطقه سین کیانگ به ویژه در غار هزار بودای تورفان و غار دون هوان دلیل دیگری بر حضور مستقیم فرهنگ ایرانی در این منطقه است.

گسترش زبان فارسی در منطقه‌ی سین کیانگ در قرن نهم میلادی

در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی و هم زمان با حاکمیت سلسله‌ی سامانیان (۹۹۹-۸۴۰) اسلام در منطقه‌ی سین کیانگ گسترش یافت و مردم اویغور زبان به آیین اسلام گرویدند. با توجه به این که در دوران سامانیان زبان فارسی در آسیای مرکزی رواج یافته بود به عنوان بستری برای گسترش اسلام در منطقه مورد استفاده قرار گرفت و مجددا فارسی جدید (دری) رونق یافت و تازه مسلمانان اویغور از طریق زبان فارسی با احکام شرعی و اعتقادات اسلامی به ویژه فرهنگ تصوف که فرهنگ غالب بین مسلمانان آسیای مرکزی بود، آشنا شدند.

همبستگی بین آیین جدید و زبان فارسی موجب گردید که تازه مسلمانان به ویژه فرهیختگان و بزرگان منطقه همزمان با آشنایی با اعتقادات دینی، زبان فارسی را نیز فرا گیرند و ادبیات غنی عرفانی زبان فارسی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار گردد. در میان آثار کشف شده از شهر قدیمی گائو چانگ در نزدیکی تورفان، نامه‌ی یک تاجر سین کیانگی که به زبان فارسی برای خانواده‌اش نوشته بود نیز کشف شده است که نشان می‌دهد در قرن دهم زبان فارسی در منطقه به ویژه در میان علما و مراکز علمی آموزشی و مدارس دینی مورد استفاده بوده است.

نفوذ زبان و ادبیات فارسی در کتاب‌های “دیوان لغات الترک” محمود کاشغری و “دانش خوشبختی” یوسف خاص حاجب که در دوران دودمان قاراخان نوشته شده‌اند را می‌توان به خوبی مشاهده کرد. همچنین از سبک و سیاق کتاب “غوتاد قوبلیک” که مهمترین اثر کلاسیک ادبیات اویغوری است، می‌توان نتیجه گرفت که نویسنده‌ی آن “یوسف خاص حاجب” عمیقا تحت تأثیر “شاهنامه” قرار گرفته و در تألیف کتاب خود از آن تقلید کرده است. تأثیر و نفوذ ادبیات فارسی در کتاب “دروازه های حقیقت” و سایر آثار ادبی و هنری مشابه نیز آشکارا به چشم می‌خورد.

محمود کاشغری اندیشمند قرن یازدهم اویغور در “دیوان لغات الترک” خود ضمن تشریح واژه‌ی “تات ” می‌گوید :«به نظر ترک‌ها منظور از تات انسانی است که به زبان فارسی حرف می زند.» و در یک ضرب المثل ترکی آمده است که: «بدون تات ترکی وجود ندارد همچنانکه بدون سر کلاهی نخواهد بود.» یعنی بدون زبان و ادبیات فارسی زبان و ادبیات ترکی هم وجود نخواهد داشت. از گفته‌ی محمود کاشغری و ضرب المثل فوق رابطه‌ی بین دو ملت فارس و ترک و ادبیات آنان را به خوبی می‌توان درک نمود.

در بخشی از کتاب «دانش خوشبختی» یوسف خاص حاجب آمده است:
هر چند من مانند قیصر و کسری قدرتمندم
و مانند آدم و حوا بهشت بشر را خلق می‌کنم
هر چند من مانند اسکندر جهان را فتح می‌کنم
و همچون نوح هزار سال زنده می‌مانم
هرچند مانند حیدر شجاعت به خرج می دهم
و همچون رستم شجاعت جهانی دارم
اگرچه من همچون عیسی به آسمان عروج می‌کنم
و مانند انوشیروان عدالت می‌کنم
و…
در این ابیات اغلب قهرمانان مورد استفاده‌ی نویسنده، همان قهرمانان ادبیات فارسی هستند که در جای جای کتاب از آنان استفاده شده است.

در دوران سلطنت قراخان اولین حاکم مسلمان منطقه‌ی سین کیانگ، مدارس دینی در سراسر منطقه گسترش یافت که تعداد آنان بالغ بر ۲۲۶۳ باب بود و در تمامی این مدارس تدریس و آموزش زبان فارسی از دروس اصلی به حساب می‌آمد و در همین ایام بود که به منطقه‌ی خاش «بخارای دوم» می‌گفتند . از قرن یازدهم تا قرن پانزدهم زبان و ادبیات فارسی در ترکستان شرقی روز به روز توسعه یافت و در نتیجه به تأثیر گذاری زبان عربی به عنوان زبان دینی در مشرق زمین خاتمه داد و مستقیما با زبان ترکی که زبان اصلی ساکنین منطقه بود رقابت می‌کرد.

آموختن زبان فارسی در مدارس و مراکز آموزشی سین کیانگ به نوعی مهارت و دانش تبدیل شده بود که یادگیری آن برای فرهیختگان ضرورتی اجتناب ناپذیر گردید، و این روند تا قرن بیستم همچنان ادامه داشت. حتی در مدارس جدیدی که در اواخر قرن نوزدهم (۱۸۸۵ میلادی) با حمایت و هدایت برادران حسین تحت نام مدارس «حسینیه» تأسیس و راه اندازی شد نیز هر هفته آموزش زبان فارسی جزء دروس اجباری بود و این روند جسته و گریخته تا سال ۱۹۵۰ در منطقه پایدار بود.

فراگیران زبان فارسی تنها به آموختن این زبان نمی‌پرداختند بلکه ادبیات کلاسیک، نظم و نثر و حتی خوشنویسی زبان فارسی را یاد می‌گرفتند. به همین دلیل است که اکثر آثار مهم ادبیات کلاسیک هم مستقیما از زبان فارسی به زبان اویغوری ترجمه شده‌اند و هم توسط ادبا و شعرای منطقه به تقلید از آنان و به همان سبک و سیاق کتاب‌های ادبی و عرفانی و تاریخی تألیف کرده‌اند که تأثیر پذیری آنان از آثار زبان و ادبیات فارسی به وضوح مشخص است که در این جا به پاره‌ای از آنان اشاره می‌شود.

آثار ادبی تألیفی به زبان اویغوری همچون «داستان‌های یوسف» به قلم شخصی به نام علی در قرن ۱۳، «خسرو و شیرین» به قلم قطبی در قرن ۱۴، «یوسف و زلیخا» به قلم دربک در قرن ۱۴ و ترجمه‌ی کتاب‌هایی همچون «سندباد نامه»، «گلستان»، «بوستان»، «ظفرنامه»، «منطق الطیر» و سرودن اشعار دو زبانه‌ی فارسی و ترکی توسط افرادی چون ابن محمدکاشغری، ابن هاشم، باریچداق، مولانا لطفی (۱۴۶۵-۱۳۶۶)، سرفی سرایی (قرن۱۴) و احمد حق بیک (قرن ۱۵) و دیگران نمونه‌های بارزی از تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغوری است.

پس از قرن پانزدهم ترجمه‌ی آثار ادبیات فارسی به زبان اویغوری در سین کیانگ به سرعت اوج گرفت و از قرن ۱۵تا ۱۹ اکثر آثار ادبی فارسی توسط ادبا و مترجمان اویغور به زبان محلی ترجمه و منتشر گردید که این ترجمه‌ها علاوه بر فراهم کردن زمینه‌ی آشنایی هر چه بیشتز مردم منطقه با زبان و ادبیات فارسی، تأثیر به سزایی در توسعه و تکامل و غنی شدن زبان و ادبیات اویغوری داشت. در این دوران مترجمان از یک طرف آثار ادبیات فارسی را به اویغوری ترجمه کرده و از طرف دیگر فرهنگ و تاریخ منطقه را برای جوامعی که به زبان شرق ایرانی تکلم می‌کردند معرفی و آنان را به زبان فارسی برگرداندند.

برخی دیگر از اندیشمندان و شاعران نیز مطالب خود را به فارسی می‌نگاشتند. افرادی همچون:
سیدی (۱۵۵۴-۱۴۹۹)، رشید (۱۶۷۸-۱۵۱۴)، زلیخا بیگم (۱۶۰۸-؟)، میرزا حیدر (۱۵۵۴-۱۴۹۹)، اغلب آثار خود را به فارسی خلق می‌کردند. حتی در دوران‌های متأخر نیز افرادی همچون تاجری (۱۹۲۵-۱۸۵۶)، احمد ضیایی (۱۹۸۹-۱۹۱۳) که در سال ۱۹۳۶ شعر خود تحت عنوان «گل و مرغ چکاوک» را در شهر خاش به زبان فارسی سرود، همچنان به این روند ادامه دادند.

در سال ۱۶۸۷ ملاشاه هرجان نیمه‌ی نخست شاهنامه را برای اولین بار به صورت نثر به زبان اویغوری ترجمه کرد و کار وی را ملا خاموش آخوند در سال ۱۷۹۱ با ترجمه‌ی نیمه‌ی دوم آن به پایان رساند و تکمیل کرد. در سال ۱۸۳۶شخص دیگری به نام شاه محمد بن حاج نظام الدین مجددا متن کامل شاهنامه را به صورت نثر از زبان فارسی به اویغوری برگردانده و نام آن را «شاهنامه‌ی زبان ترکی» نهاد.

در سال ۱۷۸۷ محمد صادق رشیدی قابوسنامه را و در سال ۱۷۱۷ ملا محمد تیمور بنا به دستور بگام محمد کلیله و دمنه و در سال ۱۸۰۰ حاج یعقوب پارکندی چهار درویش امیر خسرو را و در سال ۱۸۸۷ آخوند حلیم الدین بهار دانش شیخ عنایت اله را از زبان فارسی به زبان اویغوری برگردانده و ده‌ها مؤلف و مترجم دیگر تعداد زیادی از آثار فارسی را به اویغوری ترجمه و یا مشابه آن را به اویغوری خلق کرده‌اند. این نوع مبادلات و تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغور به حدی فراوان و رابطه بین آنان را به قدری تنگاتنگ نموده است که برای محققین و پژوهشگران زبان و ادبیات اویغور هر پژوهشی را بدون در نظر گرفتن زبان و ادبیات فارسی ناقص و غیر ممکن ساخته است
پس از قرن چهاردهم و به دنبال لشگر کشی‌های چنگیز اوضاع سیاسی منطقه‌ی سین کیانگ متشنج و ناآرام و تداوم ستیز بین نسل‌های بعدی وی برای کسب قدرت، حیات فرهنگی منطقه را دچار بحران کرد ولی به تدریج سین کیانگ روابط سیاسی خود را با آسیای مرکزی گسترش داد. در دوران حکومت جغتای، پسر چنگیز، زبان ترکی با زبان‌های عربی و فارسی در هم آمیخت و زبان جدیدی به نام زبان «جغتایی» به وجود آمد که در آن دوران آثار فراوانی نیر به این زبان خلق گردید که در آن زبان هم تأثیر غیر قابل انکار زبان فارسی به چشم می‌خورد ولی در همین دوران نیز آثار و اشعار فراوانی به زبان فارسی به وجود آمد. علی شیر نوایی در کتاب معروف خود به نام مجالس النفایس از ۳۵۵ شاعر ترک نام می‌برد که بین قرن‌های ۱۴ و ۱۵ می‌زیسته‌اند که از این میان تنها ۳۰ نفر به زبان ترکی شعر سروده اند و بقیه همگی به زبان فارسی شعر می‌گفته‌اند.

در قرن شانزدهم (۱۶۷۸-۱۵۱۴) منطقه‌ی یارکند در وادی زرافشان در سین کیانگ تأسیس و اوضاع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی منطقه تثبیت شد و رو به رشد نهاد. وضعیت فرهنگی منطقه نیز همزمان توسعه یافت و با ورود تعدادی از مسلمانان از کشمیر و گلگیت که آن ها نیز به زبان فارسی تکلم می کردند، موقعیت زبان فارسی مستحکم تر شده و نویسندگان بیشتری آثار خود را به زبان فارسی به وجود آوردندکه اندیشمندانی همچون خالق، حنیفی، خراباتی، آخوند ملا خوجه، ملا فاضل شاه خوجه و شاعره هایی همچون نفیسی، زلیخا بیگم از جمله ی این شخصیت ها محسوب می گردند .

در طول این دوران علاوه بر آثار ادبی که به فارسی ایجاد شد، تعدادی از مورخین همچون محمد جورس(۱۶۹۶-۱۶۲۹)، میرزا حیدر قل(۱۵۵۱-۱۵۰۰) کتابهای تاریخی مهمی همچون “تاریخ راشدی”، “منتخبات تاریخ” و “تواریخ” را به زبان فارسی نوشتند.

از اواخر قرن ۱۷ تا اواسط قرن ۱۸ که مجددا اوضاع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه به خاطر درگیری های مختلف بحرانی شد، نه تنها در ایجاد آثار فرهنگی و ادبی به زبان فارسی وقفه ای ایجاد نشد، بلکه آثار جدیدی به آنان افزوده و تعدادی از آثار گذشتگان نیز اصلاح و ویرایش گردید. شعرای معتبری که در این ایام به دو زبان ترکی و فارسی شعر می سرودند عبارتند از:

مخزوم، سوسن والی، نباتی و شعرایی که فقط به زبان فارسی شعر می سرودند عبارتند از : مؤمن یارکندی، محمد رحیم کاشغری، محمد صدیق مسکین، ملا عزیزی، محمد امین صادر کاشغری و شعرای زن همچون بی بی مخزوم عزیز، زلفیا کاشغری، و اسماعیل حاجی که بیش از پانصد قطعه شعر به زبان فارسی سروده است . و در همین ایام بود که کتابهای تاریخی همچون “تذکره ی عزیزان”، “تذکره ی عبد المنان”، “نسب نامه سلیم شیخ بغرا خان” به زبان فارسی نگاشته شد و آثاری همچون “مجموعه المحققین”،” قصص الانبیا” و “روضه الصفاء” که قبلا نوشته شده بود مجددا توسط محققان اصلاح و ویرایش و باز ترجمه شد.

البته بعضی از شخصیت های ادبی و عرفانی اویغور نیز در تکمیل و تکوین برخی از شخصیت های ادبی و عرفانی ایران تأثیر به سزایی داشته اند که به عنوان نمونه می توان از سعد الدین کاشغری دانشمند فرهیخته ای که به علت درگیری های منطقه ای از کاشغر فرار کرده و پس از دوره گردی در آسیای میانه سرانجام معلم عبدالرحمن جامی می شود نام برد که در کتاب “تاریخچه ی تصوف” و “پیشگویان و اندیشمندان صوفی” جامی، طریقت سعدالدین کاشغری هم معرفی شده است.

همچنین برخی از ادبای زبان و ادبیات اویغور با استفاده از آثار و مضامین اندیشمندان ایرانی برخی از داستانها و افسانه های متعلق به زبان و ادبیات فارسی را نوسازی کرده و بعضا تحت عنوان های مشابه ولی با کمی تغییر و اضافه کردن، آثار جدیدی خلق کرده اند که از جمله این آثار و شخصیت ها می توان از” لیلی و مجنون” نظری،” بهرام و دل آرام ادیبی”، “اسکندر نامه” آخوند زاید بایی، “غار هزار بودا و فرهاد و شیرین” نیم سید که همگی اویغور و آثارشان نیز به اویغوری نوشته شده است نام برد.

حتی برخی ازآثار در زمان حیات خودشاعران ایرانی و یا اندکی پس از فوت ایشان درمنطقه رواج یافته و یا ترجمه شده و یا منشاء خلق آثاری مشابه به زبان اویغوری شده است. افرادی همچون شیخ اجل سعدی که خود به کاشغر نیز سفرکرده است از زمان حیاتش تاکنون مورد توجه مردم و ادبای اویغوری بوده و۲۵ سال پس از وفات حافظ شیرازی شخصی بنام عبدالرحیم حافظ بیش ازهزار بیت غزل به زبان جغتایی و به سبک غزلهای حافظ می سراید که این آثار تحت تأثیرمستقیم و متاثر از اشعار حافظ سروده شده است.

عبدالرحیم حافظ خود می گوید: درسرودن این غزلها وارث فکر و فنون شعری و احساسات درونی حافظ بوده و در یکی از اشعارش می گوید:

حافظی که به زبان فارسی شعر می سرود،
دیگراز جهان درگذشته است.
حافظ امروز را ببین ،
که به ترکی شعر می سراید.

و یا شاعرانی همچون یرچانگ سعید، سلطان سعید خان ، عبدالله حیدرخان ، قدیر خان یرچانگ و میرزا حیدر درسرودن اشعار فارسی و جغتایی از سبک و غزلهای حافظ به کرات استفاده کرده اند. حتی در دوران سلسله سعیدخان اشعار حافظ بین مردم نیز متداول بود و غزلهای او درمساجد و مدارس دینی مرتب خوانده می شد.

خانم رلیخا بیگم شاعره ِی مشهور قرن شانزدهم با نهایت استادی و هنرمندی غزلیات حافظ را با همان سبک و وزن وقافیه به اویغوری ترجمه کرده است. این روند درچند سده ی اخیر همچنان ادامه داشته و هیچوقت ازیادها نرفته است.

مورد دیگری ازشاهکارهای ادبیات فارسی که به شدت مورداستقبال مردم این منطقه قرارگرفته و ضمن استفاده از آن موجب ایجاد سبک خاصی درآثار اویغوری شده است، خمسه نظامی گنجوی است. ازقرن پانزدهم تا نیمه ی قرن نوزدهم بیش از یکصد شاعر و ادیب اویغوری و ترک تحت تأثیرخمسه نظامی گنجوی اقدام به خلق آثاری تحت نام خمسه نموده اند که این امر نشانگر تأثیر عمیق این شاهکار زبان و ادبیات فارسی درمنطقه ی وسیعی از استان اویغورنشین سین کیانگ است. باتور آرسیدنف دانشمند اویغور قزاقستان می گوید : پدیده ی خمسه یک نهضت فراگیری در ادبیات شرق به وجود آورد، این اثر دایره المعارف بزرگ و پر دامنه وگنجینه ای از دانش و هنر است.

عبدالرحیم نظار شاعر قرن نوزدهم اویغور به تقلید از خمسه دو اثر طولانی تحت عنوان فرهاد وشیرین و لیلی و مجنون بصورت مثنوی به وجود آورد. همچنین در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم قربان علی هالیدی مورخ تاتاری که درشهر تاچنگ سین کیانگ زندگی می کرد تحت تأثیر خمسه کتاب تواریخ خمسه شرقی را تألیف کرد که درسال ۱۹۱۰ درشهر قازان روسیه به تاتاری به چاپ رسید و در آن پنج حادثه مهم تاریخی منطقه ی سین کیانگ شامل قیام مردمی ناحیه ی ایلی ، تاریخ مختصر قزاقها، قیام وشورش شهر تاچنگ، قیام عمومی منطقه جنوب سین کیانگ وتاریخ کشور فرگناخان بیان شده است.

وضعیت کنونی زبان وادبیات فارسی درسین کیانگ

اگر چه یادگیری زبان فارسی و آشنایی با فرهنگ ایران و ایجاد ارتباط با مراکز علمی-فرهنگی ایران در منطقه علاقمندان بسیاری دارد، ولی در حال حاضر آموزش زبان و ادبیات فارسی با همه ی سوابق درخشان و تأثیر گذاری در طول تاریخ، بنا به چند دلیل وضعیت خیلی مناسبی در این منطقه ندارد.

۱٫ تلاش دولت مرکزی چین برای فاصله انداختن بین نسل جوان و جدید اویغور با گذشته ی فرهنگی، ادبی و تاریخی خود و جایگزین ساختن فرهنگ و زبان چینی از طریق مؤسسات آموزشی از سطوح ابتدایی تا آموزش عالی و سپردن مسؤلیت اغلب مراکز علمی-آموزشی منطقه به چینی های غیر اویغور،(اگرچه زبان آموزش در منطقه ی سین کیانگ به طور رسمی به زبان اویغوری است ولی فرصت های شغلی و مسئولیت های دولتی محلی بیشتر در اختیار کسانی گذاشته می شود که به زبان چینی آموزش دیده اند و اغلب تحقیق ها و پژوهش های مهمی که در این منطقه به زبان چینی صورت گرفته باشد بیشتر مورد تأیید و حمایت دولت مرکزی و مؤسسات ملی است تا آنها که به زبان اویغوری نوشته می شوند.)

۲٫ تسلط بی چون و چرای رسانه های عمومی از قبیل رادیو، تلویزیون، روزنامه ها و مجلات و انتشار اغلب کتابها به زبان چینی(اگر چه هنوز بخش مهمی از کتب و نشریات منطقه به زبان اویغوری منتشر می شود.)

۳٫ نبود استاد، کلاس و امکانات آموزشی برای فارسی آموزان و علاقمندان به زبان و ادبیات فارسی و عدم حمایت دانشگاهها از برگزاری کلاس های آموزشی زبان فارسی.(تنها یک استاد بومی به نام آقای دکتر ضمیر سعدالله زاده که از دانشگاه دوشنبه در تاجیکستان فارع التحصیل شده است به عنوان استاد زبان فارسی در این منطقه فعالیت می کند که به حکم یک دست صدا ندارد، قادر به پاسخگویی به همه ی نیازها در این زمینه نیست.)

۴٫ اگرچه حدود چهل هزار نفر تاجیک زبان در منطقه ی تاشغور خان زندگی می کنند ولی به دلیل دور افتادگی از جهان زبان و ادبیات فارسی و استفاده از زبان تاجیکی خاص که قابل فهم برای فارسی زبانان نیست، امکان استفاده از این جمعیت برای گسترش زبان فارسی امروزه میسر نیست.

۵٫ عدم توجه خاص ایران و مراکز علمی و آموزشی جمهوری اسلامی به این منطقه ی مهم به دلیل عدم آشنایی با زمینه های موجود و دور افتادگی منطقه از پکن مرکز جمهوری خلق چین.(در سال ۱۳۸۳ با تلاش رایزنی فرهنگی ایران در پکن، هیئتی از دانشگاه شیراز به منطقه سفر کرده و قرارداد همکاری های علمی و آموزشی با دانشگاه سین کیانگ امضاء نمودند که متأسفانه تا کنون هیچ کدام از بند های آن از جمله اعطای بورس تحصیلی در مقطع دکترا به یکی از اساتید دانشگاه سین کیانگ عملی نشده است. قرار بود پس از فارغ التحصیلی وی کرسی زبان فارسی در این دانشگاه دایر گردد.)

ولی با همه مشکلات موجود و بی مهری های صورت گرفته به زبان و ادبیات فارسی در منطقه ی سین کیانگ و دوری اساتید و دانشجویان و علاقمندان به این زبان از ایران، زمینه های بسیار مناسبی جهت احیا و گسترش زبان فارسی وجود دارد که به پاره ای ازآنان ذیلا اشاره می شود.

۱٫ علاوه بر علاقه ی عموم مردم منطقه به ایران و زبان فارسی که به خاطر سوابق پر افتخار و پر رونق تاریخی و عشق و علاقه ی به مشترکات دینی، فرهنگی، مشتاق آشنایی هر چه بیشتر با فرهنگ و زبان ایرانی و دستاورد های ایران معاصر پس از پیروزی انقلاب اسلامی هستند، در مراکز علمی- پژوهشی کلیه ی اساتید و دانشجویانی که در رشته های تاریخ، ادبیات، باستان شناسی، جغرافی و… به امر آموزش اشتغال دارند به دلیل ارتباط موضوع، علاقمند به شرکت در کلاسهای آموزش زبان و ادبیات فارسی می باشند.

۲٫ با توجه به اینکه حدود ۳۵ درصد لغات و کلمات زبان اویغوری از زبان فارسی به عاریت گرفته شده است، یاد گیری زبان فارسی برای تعلیم و تدریس زبان اویغوری نیز مفید است. به همین خاطر یکی از مراکز آموزش عالی که علاقمند به همکاری با ایران جهت گسترش آموزش زبان فارسی است، دانشگاه تربیت معلم سین کیانگ است و تا کنون با همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پکن، دو دوره کلاس زبان فارسی دایر کرده است، اما این کلاسها پاسخگوی نیاز آنان نبوده و خواهان ارتباط مستقیم با یکی از دانشگاههای ایران جهت همکاری آکادمیک در این زمینه هستند.

۳٫ با توجه به آثار و کتابهای فراوانی که در گذشته در این منطقه به زبان فارسی تألیف شده، هم اکنون دهها هزار نسخه کتب و اسناد خطی فارسی در مراکز دولتی و با خانه های مردم نگهداری می شود که به دلیل نداشتن کارشناس، امکانات و یا عدم آشنایی نسل های کنونی یا متن آنان بلا استفاده مانده و یا در حال نابودی می باشند. وجود این ذخایر عظیم فرهنگی-تاریخی مشترک، زمینه ی مناسب دیگری برای گسترش همکاری بین دو دولت و مراکز علمی-فرهنگی دو کشور است که بایستی برای حفظ و نگهداری و فهرست نویسی و احیانا تصحیح و چاپ و ترجمه آنان همت گمارده شود.اینجانب در سفری که به کاشغر داشتم در مغازه های اطراف مسجد جامع عیدگاه کاشغر، شاهد صدها جلد نسخ فارسی بودم که برای فروش به توریست های خارجی روی هم انباشته شده و آثار با ارزش آن توسط خریداران خارجی از منطقه خارج و بقیه در حال از بین رفتن بودند .

۴٫ با توجه به فقر و محرومیت اقتصادی منطقه، دولت محلی و دولت مرکزی از هر گونه همکاری های اقتصادی و سرمایه گذاری و مبادلات تجاری استقبال می کنند. اقتصاد و همکاریهای اقتصادی بین ایران و سین کیانگ به ویژه منطقه ی خراسان علاوه بر منافع اقتصادی که برای هر دو طرف در پی خواهد داشت، می تواند زمینه ی مناسب دیگری برای همکاریهای علمی، آموزشی، فرهنگی و هنری باشد. در حال حاضر بخشی از کالاهای چینی که به صورت قاچاق از طریق مرزهای شمالی وارد کشور می شود، از منطقه ی سین کیانگ و با عبور از آسیای مرکزی به ایران می رسد. چنانچه بتوان مبادلات تجاری مستقیم ایجاد نمود علاوه بر جلوگیری از قاچاق کالا و خروج ارز برای اجناس بنجل و نا مناسب، همچون دوران جاده ی ابریشم می توان از این زمینه برای احیای میراث فرهنگی مشترک از جمله زبان و ادبیات فارسی هم استفاده نمود. البته قرارداد همکاری اقتصادی- فرهنگی بین استان سین کیانگ و خراسان چند سال قبل به امضاء رسیده اما اقدام عملی در این خصوص صورت نگرفته است.

۵٫ ایجاد خط مستقیم هوایی و همکاری دو کشور در زمینه ی جهانگردی و مبادله ی گردشگر زمینه ی دیگری است که می تواند نقش به سزایی برای احیای زبان فارسی در منطقه داشته باشد.

۶٫ آستان قدس رضوی و معاونت پژوهشی آن با توجه به ابزارهای لازم علمی و مادی که در اختیار دارد نیز می تواند نقش خوبی در این زمینه ایفا کند.

ادبیات معاصر فارسی نیز زمینه ی دیگری است که با ترجمه و نشر آن به زبان اویغوری می توان سیر توالی حضور ادبیات فارسی در منطقه را احیاء و از این طریق تأثیر گذاری لازم در زبان و نظم و نثر اویغوری را حفظ و همبستگی و وابستگی آن به زبان فارسی را افزایش داد.(با توجه به علاقه ی اساتید منطقه به زبان و ادبیات فارسی در دهه های گذشته برخی از آثار ادبی معاصر فارسی نیز با واسطه ی زبان های دیگر به اویغوری ترجمه و منتشر شده است.)

فهرست آثار کلاسیک و معاصر فارسی ترجمه شده به زبان اویغوری در دو دهه ی آخر قرن بیستم

خانم دکتر مهرای محمد علی استاد رشته ی ادبیات اویغوری در دانشگاه سین کیانگ و از علاقمندان به زبان و ادبیات فارسی، در مقاله ای تحت عنوان “آخرین وضعیت ترجمه ی ادبیات فارسی به زبان اویغوری و پژوهش های صورت گرفته در این زمینه در دو دهه ی آخر قرن بیستم در سین کیانگ” فهرست بلندی از بخشی از آثار ترجمه شده ی فارسی را که در دهه های اخیر منتشر شده است ارایه و در مجله ی “پژوهش ادبیات ملی” به شماره ی ۳ سال ۲۰۰۱ منتشر نموده است که خلاصه ای از آن جهت اطلاع در پی می آید:

الف- آثار کلاسیک:

۱٫ “رباعیات” عمر خیام، ترجمه ی نور محمد ارکی، اداره ی نشریات زبان اویغوری خاش منتشره در سال ۱۹۸۱٫
۲٫ “بوستان” سعدی، ترجمه ی قربان برات، اداره ی نشریات جوانان سین کیانگ منتشره در سال ۱۹۸۳٫
۳٫ “گلستان” سعدی، ترجمه ی رحمت الله جاری، اداره ی نشریات ملی، سال ۱۹۸۴٫
۴٫ “چهار درویش” امیر خسرو، ترجمه ی تحتی ابیخان، اداره ی نشریات زبان اویغوری خاش، سال ۱۹۸۱٫
۵٫ “قابوسنامه” عنصرالمعالی، ترجمه ی رحمت الله جاری، اداره ی نشریات خلق سین کیانگ، سال ۱۹۸۳٫
۶٫ “منتخبی از شاهنامه” فردوسی، ترجمه ی عبدالشکور محمد امین، اداره ی نشریات خلق سین کیانگ، سال ۱۹۹۹٫
۷٫ “منتخبی از اشعار نظامی” نظامی گنجوی، مترجم نامعلوم، مجله ی “بورک” شماره ی ۱، سال ۱۹۹۱٫
۸٫ “منتخبی از دیوان حافظ” حافظ، مترجم اسرافیل یوسف، مجله ی “بورک”، شماره ی ۴، سال ۱۹۹۰٫
۹٫ “منتخبی از اشعار جامی” عبد الرحمن جامی، مترجم نامعلوم، مجله ی “بورک”، شماره ی ۱، سال ۱۹۹۱٫
۱۰٫ “منتخبی از مثنوی مولانا” مولانا جلال الدین، مترجم نامعلوم، مجله ی “بورک “شماره ی ۳، سال ۱۹۹۱٫
۱۱٫ “شاهنامه زبان ترکی”، مجله ی “بورک” شماره ی ۱، سال ۱۹۹۲ و شماره های ۴-۱ سال ۱۹۹۴٫
۱۲٫ “داستانها” برونی، انصاری، مجله ی “بورک” شماره ی ۳ ، سال ۱۹۹۲٫
۱۳٫ “منتخبی از سیاستنامه” نظام الملک، مجله ی” بورک” شماره ی ۴، سال ۱۹۹۲٫
۱۴٫ “منتخبی از خسرو و شیرین” قطبی، مجله ی “بورک” شماره ی ۳، سال ۱۹۹۴٫
۱۵٫ “منتخبی از رباعیات” جلال الدین رومی، “مجله ی بورک” شماره ی ۲ سال ۱۹۹۷٫

ب-آثار ادبی معاصر

۱٫ “گرداب” داستان کوتاه از صادق هدایت، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۴، سال ۱۹۸۲٫
۲٫ “رقص دیو” داستان کوتاه از بزرگ علوی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی۳، سال ۱۹۸۳٫
۳٫ “همراه” داستان کوتاه از خسرو شاهانی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۱،سال ۱۹۸۴٫
۴٫ “سکه نقره ای” داستان کوتاه از موحد دلمجانی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی۱،سال ۱۹۸۵٫
۵٫ “شب برفی” داستان کوتاه از صادق چوبک، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی۳، سال ۱۹۹۱٫
۶٫ “قوشها” داستان کوتاه از صادق هدایت، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی۶، سال ۱۹۸۶٫
۷٫ “زن فاحشه” داستان کوتاه از موحد دلمجانی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۶، سال ۱۹۸۶٫
۸٫ “به گرو دادن زن” داستان کوتاه از فریدون، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۵،سال ۱۹۸۸٫
۹٫ “زن عاقل و مرد چابک” داستان فولکوریک ایران، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۱۵، سال ۱۹۸۹٫
۱۰٫ “پسر و دختر بد بخت” داستان کوتاه از به آذین، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۶، ۱۹۸۹٫
۱۱٫ “اردک کمیاب” داستان کوتاه از جمالزاده، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی۴، سال ۱۹۹۰٫
۱۲٫ “راهپیمایی طولانی” داستان کوتاه از رسول پرویز، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۳، سال ۱۹۹۲٫
۱۳٫ “آدم تنبل” داستان کوتاه از خسرو شاهانی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۱،سال ۱۹۹۶٫
۱۴٫ “بی شرم” داستان کوتاه از بزرگ علوی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره ی ۱، سال ۱۹۹۷٫
۱۵٫ “تهران مخوف” داستان بلند از مشفق کاظمی، مجله ی “ادیبات جهان” شماره های ۸،۶،۵،سال ۱۹۸۷و شماره های ۳-۱ سال ۱۹۸۸٫

ج-فهرست مقالات علمی و پژوهشی صورت گرفته در زمینه ادبیات فارسی

۱٫ “چین و ماچین در ادبیات کلاسیک اویغور، آسیای میانه و آسیای غربی” به قلم قاسم عرشی مجله ی “اسناد مرجع پژوهشی و علمی دانشگاه سین کیانگ” شماره ی ۴، سال ۱۹۸۱٫
۲٫ “تحولات و تأثیر داستان فرهاد و شیرین در داستان های مردمی اویغور” به قلم عبد الشکور محمد امین منتشره در مجله “ادبیات آق سو” شماره ی ۱، سال ۱۹۸۲٫
۳٫ “عمر خیام و رباعیات و مقدمه ی کتاب عمر خیام” به قلم نور محمد ارکی، اداره ی نشریات زبان اویغوری خاش، سال ۱۹۸۱٫
۴٫ “تأثیر ادبیات عربی- فارسی در ادبیات کلاسیک اویغور” به قلم داملا عبد الحمید یوسف، منتشره در” مجله ی پژوهش های ادبیات ملی” شماره ی ۲، سال ۱۹۸۵٫
۵٫ “گلستان، دوران درخشانی از تاریخ ادبی فارس” به قلم حسان محمود، منتشره در “مجله ی علمی دانشگاه تربیت معلم سین کیانگ” شماره ی ۲، سال ۱۹۸۵٫
۶٫ “نظام الملک و سیاستنامه” به قلم پرفسور شیرین قربان، منتشره در روزنامه ی “دانشگاه سین کیانگ” شماره ی ۴، سال ۱۹۸۵٫
۷٫ “حافظ شیرازی سالار شاعران شرق” به قلم عبد الشکور محمد امین، منتشره د

/ 3 نظر / 2 بازدید
پریسا

سلام, یارانه های عید هم اعلام شد,خبرهای جدید رو می تونی توی سایتم بخونی. راستی عید شما هم مبارک پیشاپیش

پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

مهر 1

البته با استفاده ار کلمهٔ نژاد دربارهٔ مردمان مخالفم. چرا که از کلمهٔ نژاد سوءاستفاده‌های زیادی علیه بشریت شده است.