تمسخر زبان محلی در ادبیات طنز؛ واقعیت یا توهم؟

کرد پرس: ایرج قبادی را بیشتر با اشعار کردی که سروده می شناسند. آن چه که شعر او را از سایر سروده های کردی ویژه ساخته، طنزی است که در سراسر آثار محلی اش جاری است. چاپ مجموعه شعر کردی با نام «لاوار» و همچنین آثار در دست انتشار وی با نام های «دلینا» و‌ «زبان معیار» ما را بر آن داشت تا با این شاعر و نقاش کرمانشاهی گفت و گویی در مورد شعر کردی و عوامل تاثیرگذار بر آن انجام دهیم.

آقای قبادی با توجه به فعالیت های شما در زمینه ادبیات کردی آیا گرایش به سرودن شعر کردی در گذشته بیشتر بوده یا امروز؟

پاسخ به این سوال به نظر ساده می آید اما باید قدری تأمل کرد و جوابی بر پایه ی تعمق و تفکر داد. هنوز خیلی ها به خاطر دارند، کسانی وارد روستاها و حواشی شهرها می شدند و در قهوه خانه ها یا اماکن و محلاتی که جمعیتی داشت اشعاری ده هجایی به مناسبت هایی می خواندند و مزدی دریافت می کردند. این سروده ها بیشتر مواقع فی البداهه بود و در مشاعراتی که صورت می گرفت رد و بدل می شد. به این دسته از شاعران "ده لو" می گفتند. البته شعرای کردی سرایی هم بودند که شهرتی فراگیر داشتند و آثارشان سینه به سینه می گشت و یا در دفاتری گرد می آمد و علاقه مندان از روی آن دفاتر نسخه برداری می کردند. کسانی مانند "الماس خان کندوله ای"، "خانای قبادی"، "سید یعقوب ماهیدشتی"، "احمد داداشی"، "میرزا نادر هرسینی"، "غلامرضا ارکوازی"، "ملا نام خاص"، "شاکه و خان منصور" و بسیار و بسیاری دیگر که در سایر مناطق کردنشین شعر می سرودند و در میان مردم جایگاهی داشتند. شاید اگر در آن زمان امکانات چاپ و نشر در حد امروز امکان پذیر بود و آنان به سهولت امروز می توانستند آثارشان را به چاپ برسانند؛ می شد نتیجه گرفت که در آن زمان هم کمتر از امروز به شعر کردی نپرداخته اند. ولی با توجه به چاپ کتب متعدد کردی و مشاهده ی چندین اثر جدید در هر سال -که بیشتر از شاعران جوان است- می توان گفت در مناطق کردنشین ارائه ی آثار شعری به گویش های کردی فراگیر شده و دیگر چاپ کتب کردی کار نامعمولی نیست. انگیزه های سیاسی نیز مزید بر علت شده و تعصب قومی و زبانی هم عامل قوی در چاپ و نشر آثار ادبی (اعم از شعر و نثر و داستان) به گویش های مختلف کردی شده است. عده ای هم پنداشته اند که سرایش به کردی آسان تر از فارسی است زیرا تخطی از قوانین شعری خصوصاً وزن و قافیه اکثراً نادیده گرفته می شود به همین خاطر بجای سرودن شعر فارسی که توقع و انتظار بیشتری از آن ها است به کردی روی آورده اند.

البته امروزه دیگر این فقط یک پندار است و کسانی که روح شعر را دریافته اند و سره را از ناسره تشخیص می دهند به آسانی از کنار یک اثر ضعیف چه فارسی و چه کردی نمی گذرند و امروزه می بینیم کسانی که در کردی کارهایی می کنند کارستان و پای بند اصول و اسلوب شعر هستند. در سرایش شعر فارسی نیز دستی توانا دارند. کسانی مانند "کیومرث عباسی" و "پرتوی کرماشانی" در هر دو نوع موفق بوده اند.

جایگاه شعر کردی نسبت به شعر فارسی را در بین کردهای ایران چگونه می بینید؟

شعر کردی امروز دیگر قابل قیاس با گذشته نیست، این را حداقل می توانم در مورد شعر کردی جنوب بگویم. سابقاً اکثر کارها با یک وزن بسیار ساده ده هجایی آن هم بیشتر در قالب مثنوی بود. ولی امروزه در اوزان مختلف و قالب های متنوع، اشعاری ارائه می شود با بار شعری بسیار بیشتر که در آن به نوگرایی و فاکتورهای شعر امروز توجه جدی شده است. اما بازهم تا رسیدن به مرتبه ی رفیعی که شعر فارسی داشته و دارد فاصله بسیار است.

با توجه به تکثر گویش های زبان کردی که هر یک ویژگی های متفاوتی دارد، به نظر شما این تکثر گویش ها موجب تضعیف شعر کردی نمی شود؟

باید دید از چه منظری به این امر توجه می شود. به یاد دارم که در یکی از انجمن های شعر سنندج چند نفر نظرشان بر این بود که کردها باید وحدت زبانی داشته باشند و همه باید به یک گویش تکلم کنند و با یک رسم الخط بنویسند. از نظر آن ها سرایش به گویش ها و لهجه های متنوع کردی باعث اختلاف در بین کردها می شود؛ ولی همان ها رسمی بودن زبان فارسی در ایران را سیاستی نادرست می دانستند و معتقد بودند، هر ملتی(قومی) در ایران باید به زبان خود کتابت داشته باشند و تدریس در مدارس و دانشگاه ها در میان ملت های مختلف ایران باید به زبان همان مردم صورت گیرد و نامه ها و اسناد اداری و تابوها و اعلانات نیز تنها به فارسی محدود نشوند.

اگر از این دیدگاه نگاه شود و تنها یکی از گویش های کردی مبنای زبان کردی قرار داده شود، و هر چه که خارج از آن گویش باشد زحمت بیهوده محسوب شود و تنها سرایش به همان گویش معیار مقبول باشد؛ این هم کاملا اشتباه است.

ولی اگر بپذیریم که هر گویش کردی فریبایی، جذابیت، بار معنایی و توانایی خاص خود را دارد و وجود همه ی آن ها لازم و ارزشمند است؛ سرایش به هر کدام از گویش های کردی باعث تقویت زبان کردی می شود و این رنگارنگی و تنوعی که در گویش های کردی وجود دارد موجب تاثیر پذیری از هم دیگر می شود.

طی چند سال گذشته شاعران نسل جدید به شعر نو کردی روی آورده اند. به نظر شما تا چه حد موفق عمل کرده اند؟

هر چند کارهای قابل توجهی از این دست مشاهده می شود اما همیشه توفیق حاصل نشده است. بسیاری از شاعران کردی سرا فقط خواسته اند کاری متفاوت ارائه دهند اما خیلی از معیارهایی که بایسته ی شعر کردی است مد نظر نداشته اند. از جمله صمیمیت و ایجاد رابطه با مخاطب. محتوای بسیاری از این شعرها اگر در قالب زبان فارسی ریخته می شد مورد پسند بیشتری واقع می گردید و طبیعی تر به نظر می آمد.

خیلی از شاعرانی که فارسی شعر می گویند اصرار دارند حتماً شعر کردی نیز بگویند. آیا این کار لازم است؟

اگر کسی به فارسی کارهای ماندگاری دارد لازم نیست حتماً به کردی هم بسراید. همان طور که زبان کردی یک زبان ایرانی است و باید در حفظ آن بکوشیم، زبان فارسی نیز برای ما ارزشمند است و حفظ آن بر تک تک ایرانیان یک وظیفه ی مقدس است به همان اندازه که شنیدن به زبان مادری برای ما شیرین و دل انگیز است، گوش سپردن به اشعار دلاویز فارسی نیز لذت بخش است و دل و جان را می نوازد. در واقع هم کردی و هم فارسی هردو زبان مادری هستند و فارسی نیز به اندازه ی کردی برایمان آشنا و صمیمی است.

به نظر شما چگونه می توان استعدادهای فراوانی را که در منطقه وجود دارند به سوی سرودن شعر کردی هدایت کرد؟

من لزومی در این کار نمی بینم. هر کس به سرایش شعر کردی رغبتی داشته باشد و استعداد آن را در خویش بیابد نیازی به مشوق ندارد.

با توجه به فعالیت های شما در حوزه ی طنز و همچنین اشعار طنز کردی که تاکنون ارائه کرده اید، شعر طنز کردی تا چه میزان در بین مخاطبان مورد قبول است؟

طنز همیشه مورد قبول طبع اکثریت بوده و شعر طنز کردی نیز از این قاعده مستثنی نیست. شهرت مرحوم شامی کرمانشاهی از سروده های طنز بار او می باشد که در زمان خودش کاری بدیع بوده است. اصولا طنز از ویژگی ها و قابلیت های گویش کردی کرماشانی است و در پردازش آن باید بیشتر از پیش کوشید. من با این قاعده متعصبانه ی عده ای شدیداً مخالفم که می گویند سرایش به زبان طنز تحقیر زبان کردی است. مگر شعر طنز فارسی تحقیر زبان فارسی است؟ اگر طنز پردازی مترادف تحقیرگرایی است چرا ملت های دیگر این تحقیر را بر خود روا می دارند؟

خیلی از شاعران جوان امروزه آثار خود را با رسم الخط کردی ارائه می دهند که این امر به دلیل عدم آشنایی مردم کرمانشاه موجب کاهش مخاطب می شود. نظر شما در این رابطه چیست؟

این رسم الخط در استان های کرمانشاه و ایلام موجب کاهش مخاطب می شود و دلیل آن به این خاطر است که بیشتر مردم این دو استان آشنایی کمی با رسم الخط کردی ندارند و این رسم الخط آن ها را سردرگم می کند. ولی اگر شاعری بخواهد سروده هایش در میان دیگر کردها نیز رواجی داشته باشد ناگزیر باید رسم الخط کردی را بپذیرد. هرچند که این رسم الخط نیز دارای معایب، کاستی ها و نازیبایی هایی می باشد که بهتر است جای آن را به رسم الخطی چشم نواز با مزایای بیشتر و بالاتر بدهد. تعصب به زبان منطقی است ولی نسبت به رسم الخط دور از عقل می باشد.

رسم الخط کردی اقتباس شده از رسم الخط فارسی است و هر دو بر گرفته از خط عربی هستند. خط هم مانند هر وسیله ی دیگر در صورت نداشتن قابلیت لازم باید جای خود را به وسیله ای باکارایی و خاصیت بیشتر بدهد. همان طور که ماشین تایپ دستی کنار گذاشته شد و کامپیوتر جای آن را گرفت.

گفت و گو: سید مهران موسوی احمدی

منبع:

www.kurdpress.com

/ 4 نظر / 2 بازدید
مهران

سایت قشنگی دارین خسته نباشید ولی خط فارسی کنونی برگفته از خط عربی نیست اصلا عرب ها خطی نداشتن و قران تا سالها فقط حفظ می شد برای نمونه به سایت زیر مراجعه بفرمایید عکس پایین صفحه را ببینید مقایسه خط کوفی و خط پهلوی http://www.theiraniandream.net/archives/1598

مهران

سایت قشنگی دارین خسته نباشید ولی خط فارسی کنونی برگفته از خط عربی نیست اصلا عرب ها خطی نداشتن و قران تا سالها فقط حفظ می شد برای نمونه به سایت زیر مراجعه بفرمایید عکس پایین صفحه را ببینید مقایسه خط کوفی و خط پهلوی http://www.theiraniandream.net/archives/1598

مهران

برای ادمین ارجمند:به نظرتون این «آرامی» هارا بیش از حد بزرگ نکردین!!! ویک نکته دیگر تفاوت نگاه را توجه کنین: عرب ها خط را از آرامی ها گرفتن(بدون درنظرگرفتن واسطه ها: خط عربی از کوفی گرفه شده که اون هم تحت تاثیر پایتخت ایران در مداین بوده) ولی ایرانی ها خط را از عرب گرفتن(این بار در نظرگرفتن شدید واسطه ها!!) لطفا این سری مقالات رو بخونید http://www.iranboom.ir/shekar-shekan/dabireh.html موفق باشید

مهران

حرف هاتون در مورد منشا اولیه ی خط درسته قبول دارم منشاش نه ما بودیم و نه اعراب ولی مسله درنظرگرفتن واسطه ها در استدلال جنابعالی همچنان پابرجاست!!!! یک بام و دوهوا که نمیشه اگه اسم دبیره ی ما عربی هستش پس باید به جای خط عربی هم بگیم خط کوفی !!!