نوروز جهانی و کشورهای نوروز : جشن نوروز از ژاپن تا آفریقا و اروپا

مراسم نوروز در کشورهای جهان

ایران



ایران        

نوروز باستانی که از هزاران سال پیش تاکنون برگزار می شود ، جشن رستاخیز طبیعت و نو شدن زندگی، جشن جنبش و تکاپو و کار وکوشش و جشن سرشت است. عید نوروز و گرامی بودن آن نزد ایرانیان بسیار دیرین و کهن است.
استاد عبدالعظیم رضایی در کتاب خود با عنوان "تاریخ نوروز" می‌نویسد: گاهشماری به صورت کنونی در 73 سال پیش در ایران پدیدار گشت وسال شمسی، سال رسمی ایرانیان قرارگرفت یعنی گردش سال را از آغاز فرارسیدن بهار حساب کرده و کبیسه را در هر سال قرارداده و نوروز را که در گردش بود، پابرجا و در آغاز نخستین روز بهاربنا نهادند.
 پیش از آن در ایران، سال و ماه قمری بنای تاریخی و آغاز سال به شمار می‌رفت و سپس پدیده تاریخ در ایران، سال هجرت قرار گرفت وبه جای سال شمسی و ماههای ایرانی ، سال و ماه قمری پدید آمد ولی زرتشتیان  همچنان گاهشمار ساسانی را نگه داشته و حساب سال وماهشان با سال و ماه شمسی بود.
در سال 1304 هجری شمسی برابر با 1343هجری قمری ، بنابر قانون مصوب یازدهم فروردین ، آغاز سال با آمدن بهار به گونه‌ای رسمی، آغاز سال ایران اعلام و به جای ماههای قمری ، ماههای ایرانی به کار گرفته شد.
ناگفته نماند که قراردادن نوروز در آغاز بهار، ازروزگار ملکشاه سلجوقی (465 تا 485 هجری قمری ) برقرار گشت که به نام سازنده آن (تاریخ جلالی - تاریخ ملکی ) نامگذاری شد. در این هنگام به فرمان ملکشاه ، اخترشناسانی همچون عمر خیام ، حکیم لوکری ، میمون بن نجیب واسطی ، ابوالمظفر اسفزاری و چند تن دیگر به اصلاح تقویم دست یازیدند. باید دانست که پیش از آن ، نوروز درگردش بود و هیچ گاه در جای اصلی خود یعنی برج حمل و آغازین روز بهار،قرار نمی گرفت .


خرید نوروزی
از ورود برج اسفند یعنی ماه حوت بود که کم کم اندیشه عید نوروز در دل های اغنیا و غم وغصه آن به خاطر فقرا نشسته و جنب و جوش دادوستد در بازارها و دکاکین ظاهر گشته ، مردم به تهیه وسایل عید برمی‌خاستند و مقدم بر همه رخت و لباس دوخته و ندوخته برای خود واطفال بود که دغدغه و وقت زیادتر می‌طلبید.
البسه عید اطفال غالبا از رنگهای زنده سبز وسرخ و زرد و آبی تهیه می‌شد که نشاط داشته باشدو بعد از آن نوبت کفش و کلاه و احیانا جوراب می‌رسید که می‌بایست خریداری می‌شد.


خانه تکانی
بعد از آسوده شدن از رخت و لباس و کفش و کلاه خود و بچه ها نوبت به خانه تکانی می‌رسیدو این سنتی بود که در خانه هیچ اعیان و گدایی تعطیل پذیر نمی گردید و کل و جزء خانه باید بیرون ریخته و پاکیزه و نظیف و شسته و گردگیری شده و مرتب به جاهای خود عودت داده می‌شدند و با همین خانه تکانی‌های عید هم بود که اشیای زاید یک ساله بیرون ریخته و دلها به دریازده شده و حلبی‌ها که بیش از قیمت خود پول لحیم کاری برده بود و چراغ موشی های نشتی که به کلفتی خود به اطرافشان قره قروت چسبیده و به داخلشان گچ ریخته شده بود و شیشه پیله های شکسته بی مصرف مانند کاسه پیاله های ترک خورده و لب پریده که تا این هنگام دل به طرد و دور افکندنشان راضی نمی گردید، به بیرون افکنده شده یا برای فروش به دوره گردها، کنارگذاشته می‌شدند.
در این خانه تکانی ها اطاق ها کاملا از اشیا واثاث تخلیه گردیده و جزء و کل آن به حیاطهاریخته شده تا پس از نظافت و خاک گیری وشستشو به جاهای خود برگردانده شوند و ایضا درهمین خانه تکانی ها بود که قیافه اطاقها تغییرات کلی یافته و ظروف چینی مکان عوض کرده و به جای دیگر قرار می‌گرفت و تنوعی به وجودمی آورد.


سبز کردن سبزه
پس از آن نوبت سبزکردن سبزی می‌رسید که به نسبت (سنگینی و سبکی ) دست سبزکننده ، ازبیست تا ده روز به عید مانده صورت می‌گرفت واین نیز به این ترتیب بود که زن خانه به تعدادجمعیت خانواده ، مشت مشت گندم ، عدس ، ماش و یا هر چه خواسته عقیده شان بود به طوریکه بعد از مشت کردن و به طرف ظرف بردن چیزی ازمشتش به زمین نیفتد، برداشته و در ظرفی سفالین می‌ریخت و با هر مشت ، نیت سلامتی و تندرستی وخوشی و خوشبختی و مال و گشایش و آنچه را که به هر یک از افراد مربوط می‌گردید، کرده ، آب نیم گرم ریخته ، در جای گرم و اگر هوا زیاد سردبود و جای گرم نبود، در پای کرسی می‌گذاشت وهر روز آب خورد رفته اش را به اومی رساند تادانه ها در ظرف کجه (نیش ) زده و به سفیدی گرایند.
آنگاه آن را در دستمال ریخته و سه روز نیز بارطوبت معتدل در دستمال نگاه می‌داشت تانقره ای شده و کاملا نیش هایش بالا بیاید. سپس دردوری مسی یا بشقاب و دوری چینی و مانند آن ویا مطابق جمعیت خانه در ظروف کوچک و بزرگ پهن کرده و رویش را دستمال می‌کشید و آب پاشیده و روزها در معرض آفتاب و شبها درگرمترین اطاق یا مکان می‌گذاشت تا سبزه ها رخ کشیده و رو به سبزی بیاورند، آنگاه روبان قرمزی به دورش بسته ، پاپیون مانند گره زده و با گلهای پارچه ای رنگارنگ که به اطراف روبان می‌دوخت ، آن را زینت کرده و آماده می‌نمود.


تنقلات نوروزی
از همین روزها هم بود که دکانهای شیرینی فروش ها، آجیل فروشها، خیاطها، کفاشها،کلاهدوزها، گیوه فروشها، ماهی فروشها وسبزی فروشها رونق بسزا گرفته و ناهار بازارشان شروع می‌گردید. کسبه و پیشه وران دیگری نیزبودند که به دور کوچه ها و گذرها به راه افتاده وورود بهار را بشارت می‌دادند. از جمله نعناع ترخونی ها که با لاوک های چوبی پونه وحشی های پرعطر و بوی ترخون های پاکوتاه وتربچه نقلی های آب زده خود، آهنگ آی گل پونه ، نعنا پونه ، نوبر بهاره گل پونه ، تربچه نقلیه ، نعناو ترخون سر می‌دادند و بستنی فروشهای چرخی و قالبی که باراه انداختن چرخها و سرگرفتن بشکه قالب بستنی شان بیا که بهار آوردم ، نوبر بهار آوردم ،جیگر و جلا می‌ده بستنی ، پر هل و گلابه بستنی داد می‌زدند و آب آلویی که لگن های آلو خیس کرده خودرا سر هر سه راه و چهارراه بر روی چهار پایه های بلند خود گذارده و سرآبه آب آلو، تشنه بیا آب آلو، صفرا بره آلو داد می‌زدند و همچنین باغبان ها که بیل به دوش آی باغچه بیل می‌زنیم ، آی مو هرس می‌کنیم ،دادمی زدند.


آداب شب چهارشنبه سوری
از یکی دو روز به شب چهارشنبه سوری مانده ،آب های حوض و حوضچه های خانه را خالی وعوض می‌کردند به این صورت که قبلا زن ها ظروف دم دستی و سپس هر چیز کثیف و شستنی خود مانند البسه ، علی الخصوص لباس های زیر را داخل هم شسته ، آب کشیده و به روی بند پهن می‌کردندو به نیت اتصال خانواده از بغل به همشان گره می‌زدند.
بعد از آن کمی سرکه و زغال به هر کدام ازحوض و حوضچه ها ریخته و آب حوض کش خبرمی کردند یا دسته جمعی کمک کرده و آنها راخالی و آبهایشان را به نیت بیرون ریختن سیاهی وترشی و چرک دلی از خانواده به جوی کوچه می‌ریختند و هرکدام از اهل خانه ، حب نبات یاحبه قندی در آب تازه حوض و حوضچه می‌انداختند کسی تا در رفتن توپ سال نو وآمدن عمونوروز حق دست زدن به آبی که روشنایی و صفای تازه به خانه آورده ، را نداشته ودرصورت اضطرار باید تا برگزاری چهارشنبه سوری صبر می‌کردند.


فالگوش
در این شب بود که با فال گوش ایستادن وگوش به سخنان رهگذران دادن ، سرنوشت وآینده سال جدید معلوم می‌گردید و این نیز چنین بود که هر کس از زن و مرد، که بیشتر آنها را زنان تازه سال و دختران به خانه مانده تشکیل می‌دادند بعد از غروب این شب ، در پس درهای خانه ها و سرپیچ کوچه ها و بالای بامها که اشراف به کوچه داشته و خفای گذرگاههای کم تردد باشد به گوش دادن فال ایستاده و استراق سمع رهگذران می‌کردند و اول رهگذری که از آنهامی گذشت و چیزی بر زبان می‌آورد یا جمعی که با هم حرف می‌زدند کلماتشان تفال آینده آنهامی گردید به این معنی که مثلا اگر رهگذر، درحرف یا آوازش کلمات پول و مال و وصال و ماننداین ها را آورده یا چند نفری که با هم می‌گذشتند،شوخی و خنده و نشاط داشته یا سخنان دل آویزسفر و زیارت و عروسی و کسب و رواج و مانند آن را بر زبان می‌آوردند، دلیل آن را بود که آن سال بر آنها خوش گذشته و کامشان روا و حاجاتشان اداخواهد بود و هر آینه برخلاف اینها سخن از غم وبدبختی و بی کاری و مرض و بیماری و درد وناهمواری و مرگ ومیر و این گونه مسائل به میان می‌آوردند، نمودار آن بود که در آن سال روزشان تباه و روزگارشان سیاه می‌بود و بایدانتظار بدبختی ها و مصائب پیش بینی نشده ای راداشته باشند.


قاشق زنی
از دیگر کارهای این شب قاشق زنی به وسیله زنها و دخترها بود که از دو سه ساعت از شب گذشته  که تردد مردم در کوچه ها اندک گشته وآنها به خانه ها رفته بودند، شروع شده ، چادر به سر کرده و همراه پیاله مسی و قاشق چوبی که صدای بم لطیف داشته باشد به پشت در خانه هارفته و به زدن قاشق ها به لب پیاله ها می‌پرداختندو منتظر می‌ماندند تا از طرف ساکنان منازل چیزی در پیاله های آنها افکنده شود که باز این نیز تفالی بود که به وسیله اشیای دریافتی ، خود را در نیات کامروا یا ناکام می‌انگاشتند.


شب سال نو رشته پلو
شب سال نو یعنی شب بعد از تحویل سال ، شب خوردن رشته پلو بود که با آن سررشته کارها به دست می‌آمد مخصوصا اگر خرمای مفصلی هم لای آن گذارده و کشمش پلوی سرخ کرده ای رازینت بخش روی آن می‌کردند تا ضعف سستی برنج را از تنشان برای تا آخر سال دور کرده وقوتشان بدهد و همین رشته پلو بود که خوردن آن در این شب رشته کار و بخت و زندگی به دستشان می‌داد در کارهایی که با آن انجام می‌دادند.
اگر مرد و سرپرست خانواده بود و رشته کسب وکار از دستش به در رفته بود، اولین بشقاب این پلورا برای او می‌کشیدند. اگر دختری بختش بسته ودر خانه مانده بود، زیر دیگ اجاق را او روشن می‌کرد و موقع کشیدن غذا، در دیگ را اوبرمی داشت .
اگر کسی بی پول بود، رشته غذا را خشک کرده و در کیسه پولش می‌انداختند. اگر برای مهر ومحبت و عقد دوستی و مودت به خورد کسی می‌دادند، محبت و پیوستگی شان همیشگی می‌گشت و این دستور برای بخت گشایی برو برگردنمی نمود به این صورت که کسی که می‌خواهند بختش باز شود باید موقع کشیدن پلو از خانه بیرون رفته و در می‌زد و مادر یا مادربزرگ اوبشقابی از آن غذا کشیده ، پشت در برده و باپرسیدن کی هستی و جواب او که بگوید: بازبکن در را به رویش باز کرده و بشقاب پلو را به دستش می‌داد و سوره «انا اعطینا» را خوانده و به صورتش فوت می‌کرد و می‌گفت که از پلو بخوردو بخت بسته با دو لقمه خورده وارد خانه بشود وکاملتر و مجرب ترش این که تمام بشقاب پلو راپشت در بخورد اما آنچه این عمل را خاطر جمع می‌نمود، این بود که باید پزنده آن از ابتدا تاآخر، نه از آن چشیده و نه چیزی از آن به دهان ببرد.


نور و چراغ
از دیگر اعتقادات شب سال نو این بود که بایدشعله و نور و چراغ زیاد در خانه باشد یعنی اجاقشان روشن و چراغهایشان ، هر چند که دارند و حداقل در هر اطاق یکی دو چراغ ، روشن باشد، که سوای سنت و روایت مذهبی نیزداخل آن شده بود روایتی که مصرف نور وچراغ را هر چه باشد، اسراف ندانسته  به همان گونه که مصارف سفر حج هر چه تبذیر و به هر خاطر که شود، اسراف به حساب نیامده ومواخذه نخواهد داشت و همین چراغها بود که باید یک سره تا صبح یک روز بعد از سال نو یعنی روز دوم نوروز روشن مانده و خللی در روشنایی آنها به وجود نیاید در حدی که حتی درنفت گیری آنها باید کمال دقت به عمل می‌آمد تاخاموش نشده و لطمه ای به شعله و لوله و لاله آنهااصابت ننماید و جالب اینکه عقیده داشتند اگر چراغها ازابتدا تا انتها همچنان صحیح و منور مانده ونورافشانی کنند، سال صاحب آن  پربرکت ونعمت و با دلخوشی و تندرستی و سلامت توام می‌گردید.


حاجی فیروزها
حاجی فیروزها با سیاه کردن چهره و پوشیدن لباس سرخ به خاطرنشاط بخشی و داشتن نام فیروز، که یکی از اسامی بعد از خریده شدنشان بود که صاحبانشان به خاطرشگون به رویشان می‌گذاشتند، مانند: مبارک ،سعادت ، شربت ، بشیر، زمرد، الماس ، یاقوت وامثال آن .


محل های سیزده بدر

اماکنی را که در آن به سیزده به در می‌رفتند عبارت بود از بیرون هر دروازه  مانند: بیرون دروازه دولت ، زیر سایه درختهای باغ صنیع الدوله و کنار نهرهای منشعب از آن و باغاتی که از آن مشروب می‌شدند. بیرون دروازه شمیران ، کنار جوی خیابان شمیران و سایه درختهای اقاقیا و زبان گنجشک آن تا باغ صبا وبالاتر. بیرون دروازه دوشان تپه تا خود دوشان تپه و سلیمانیه و باغ وثوق الدوله . بیرون دروازه دولاب تا منتهاالیه دولاب و سبزی کاری ها وسرآسیاب های آن و کنار جویها و زیر هر تک درخت و رشته درختی که می‌توانست قابل نشستن باشد، چه این مرغوب ترین محل برای سیزده بدر بود که تهرانی ها به آنجا هجوم بردند.
همچنین بیرون دروازه خراسان که آن نیز بازمنتهی به دولاب و اکبرآباد و گوشه زوایای آن می‌گردید و بیرون دروازه شاه عبدالعظیم که به آب متکا و چشمه علی و باغ بی بی زبیده و باغات ابن بابویه و مسجد ماشاءا... و صفاییه و باغ شاه سلطنه و باغ درویش صفا و سرآسیاب و خود شاه عبدالعظیم و غیره می‌انجامید، منهای دروازه غارو دروازه خانی آباد; زیرا بیرون دروازه های آن ،جز برای بازی اطفال و بزرگسالان و قمار و الواتی و رذالت ، به کار دیگری نمی آمد و سبزه و درختی در آن به نظر نمی رسید. ساکنان خود آن نیزنصفی به طرف دروازه گمرک و سبزه کاری های امین الملک و مثل آن و نصفی به طرف شاه عبدالعظیم و دولت آباد و منصورآباد و عبدا...آبادو باغات فرح آباد رومی آوردند

 

ژاپن



ژاپن        

مردم ژاپن در عید نوروز از جامه های سنتی خود (کیمونو) استفاده می کنند.


کیک موشی،غذای نوروزی

رسم پختن و خوردن کیک موشی یک رسم دیرینه در میان مردم ژاپن است.  کیک موشی  آرد برنج پخته است که با هاون خمیرشده و با مواد مختلفی همراه و خورده می‌شود.  
امروزه در خانه‌های کوچک کنونی جایی برای کوبیدن و پختن این نوع کیک نیست. مردم از ماشین‌های کیک‌پز که ویژه موشی‌پزی است، استفاده می‌کنند که به آن موشی‌تاکی می‌گویند.
در گذشته مردم ژاپن در هنگام فرار رسیدن بهار و عید نوروز از جارو کردن جلوی درب خانه هایشان خودداری می کردند زیرا معتقد بودند این رسم موجب ماندگاری خیر،برکت و سلامتی خواهد شد.

ویتنام



ویتنام        

نوروز در ویتنام اواسط بهمن ماه است. این عید به طور رسمی، سه روز است که گاه ممکن است تا یک هفته کامل طول بکشد.

آیین  نوروزی در ویتنام
مردم ویتنام در نوروز برای احترام به ارواح ،اجداد و بزرگان فامیل مراسم ویژه ای برگزار می‌کنند. همچنین هدایایی از انواع غذا و اشیای زیبا میان دوستان و همسایگان مبادله می‌شود.
ویتنامی‌ها می‌کوشند خود را به خانه و جمع خانواده برسانند و کیک  چهارگوش پرتقالی همراه با غذاهای سنتی صرف کرده و در دعای خانواده شرکت کنند. مربای زرد رنگ نارگیل نیز تهیه می‌شود.
در بازارها انواع کاردستی‌ها مانند درخت و انواع شکلات به اشکالی مختلف ساخته و عرضه می‌شود که همه سمبلی از زندگی و آینده خوش است.
دوره‌گردها در شهر با باری پر از هلو روی دوچرخه‌ها روان می‌شوند به حدی که خیابان‌ها شبیه به جنگلی صورتی رنگ و درحرکت به نظر می‌رسد.
ویتنامی‌ها پیش از عید، خانه‌های خود را تمیز می‌کنند و لباس‌های نو می‌پوشند و ادارات و مراکز تجاری با روبان و پارچه‌های قرمز که تبریک سال نو بر آن نوشته شده، تزیین می‌شود.
مراسم نوروزدر ویتنام، هرساله صدها توریست خارجی را به این کشور جلب می‌کند

لبنان



لبنان        

با وجود اینکه فرهنگ ایرانی از احترام ویژه‌ای در میان لبنانی‌ها برخوردار است اما عمده مراسم نوروز توسط کردهای لبنانی برگزار می‌شود. هزاران کرد لبنانی، هر سال عید نوروز مصادف با اولین روز بهار و نو شدن طبیعت را به عنوان روز ملی همچون دیگر ایرانیان در درون و بیرون از میهنشان، جشن می‌گیرند.


لبنان کشوری است که مردم آن به واسطه حضور پر رنگ فرهنگ غربی در کنار فرهنگ عربی - اسلامی، بسیاری از آداب و رسوم کشورهای غربی را در کنار آیین‌های اسلامی و عربی به اجرا در می‌آورند اما شاید سخت باشد تصور کنیم که عید نوروز در این کشور جشن گرفته می‌شود.


اصولا باید گفت که مردم لبنان، فارغ از اندیشه‌های سیاسی، علاقه ویژه‌ای به ایران، ایرانی‌ها و سنت‌های آنها دارند.


نوروز برای کردها، از جمله کردهای ساکن لبنان، دو معنا یا به عبارت دیگر، دو مناسبت هم‌زمان محسوب می‌شود: یکی «عید آزادی» و دیگری «عید بهار».


به باور این قوم ، 2706سال پیش، حاکمی مستبد به نام «ضحاک» که آشوری بود، در نینوا (موصل کنونی در عراق) بر کردها حکومت و به آنان ستم می‌کرد. به گونه‌ای که بسیاری از کردها از ترس ظلم و ستم‌های وی به کوه‌ها پناه می‌بردند.


شخصیتی به نام «کاوه»، کردها را گرد هم آورد و آنان به رهبری وی بر ضحاک ستمگر شوریدند و کاوه جزو نخستین کسانی بود که به کاخ آن حاکم بیدادگر حمله کرد و او را به قتل رساند.


بدین ترتیب، کردها از بند ظلم ضحاک رها شدند و پس از رسیدن به نعمت آزادی، در ارتفاعات، کوه‌ها و کوهستان‌ها به جشن و شادمانی پرداختند و با روشن کردن آتش، شادی خود را اعلام کردند.


 


سنت روشن کردن آتش در شب نوروز


به عقیده کردها، آن روز پیروزی مصادف با اول بهار بود و از این رو کردها همه ساله این روز را به عنوان «عید بهار» جشن می‌گیرند و به همین مناسبت، سنت روشن کردن آتش در شب نوروز هنوز در میان کردها پابرجاست.


در بیروت و سایر مناطق لبنان نیز کردها که بیشتر از مذهب شافعی تبعیت می‌کنند، همین آداب و رسوم را به جا می‌آورند. برای تفریح به ساحل دریای مدیترانه یا کوه‌های اطراف می‌روند، به دید و بازدید اقوام می‌پردازند و سال نو را به یکدیگر تبریک می‌گویند.


برخی جمعیت‌ها و انجمن‌های کرد موجود در لبنان، چند سالی است که جشنواره‌هایی به مناسبت نوروز برگزار می‌کنند، کردها را گردهم می‌آورند و به طور گروهی به جشن و شادی می‌پردازند.


بیشتر کردهای ساکن در لبنان کردهایی هستند که از سوریه، ترکیه، عراق و ایران به این کشور مهاجرت کرده‌اند و جمعیت آنان حدود ‪ ۳۵ هزار نفر برآورد می‌‌شود. به عبارت دیگر، حداقل 35 هزار نفر از مردم و ساکنان لبنان همه ساله نوروز را در نخستین روز بهار جشن می‌گیرند.


رشید ملا، رئیس دفتر شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای کردستان در بیروت می‌گوید: «برگزاری مراسم عید نوروز و برپایی مراسم سنتی در لبنان در سال‌های اخیر رواج و رونق بیشتری یافته است و کردهای مقیم لبنان اکنون اهمیت بیشتری به این سنت ایرانی می‌دهند و آن را عید ملی می‌دانند.»


وی در ادامه می‌افزاید: «در گذشته، کردها در برخی کشورها اجازه برگزاری آیین جشن نوروز را به طور علنی نداشتند و مجبور بودند مخفیانه نوروز را جشن بگیرند اما اکنون کشورهایی مانند عراق، سوریه و ترکیه همانند ایران این روز را تعطیل رسمی اعلام کرده‌اند و اجازه می‌دهند کردها عید نوروز را به عنوان عید مادر جشن بگیرند و آزادانه سنت‌ها و آیین نوروزی خود را برگزار کنند. این موضوع در لبنان نیز صادق است. کردهای لبنان نیز می‌توانند آزادانه به برگزاری جشن و آیین نوروزی خود بپردازند.»


رشید ملا همچنین می‌گوید: «جمعیت‌های کردی فعال در لبنان اهمیت بیشتری نسبت به گذشته به برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌های نوروزی می‌دهند. حزب روزگاری، مهم‌ترین حزب کردی در لبنان است که طرفداران بسیاری دارد و برای برپایی مراسم نوروز همتی ویژه دارد.»


غیر از حزب «روزگاری»، حزب دمکراتیک کردستان در لبنان نیز مهم‌ترین فعالیت خود را سر و سامان دادن به وضع کردهای مقیم این کشور و زنده نگه داشتن روز ملی آنان یعنی نوروز اعلام کرده است.


بنابراین می‌توان گفت که در کنار کشورهای ایران، عراق، ترکیه، افغانستان، سوریه، قزاقستان، آذربایجان، ازبکستان، قرقیزستان، پاکستان، مصر، هند، و ترکمنستان لبنانی‌ها نیز جشن نوروز را برگزار می‌کنند و برای آن مراسم برپا می‌دارند.


همچنین شماری از ایرانیان که در گذشته دور دست از ایران مهاجرت و در مناطق بعلبک در شرق لبنان و جنوب به ویژه شهر صور زندگی می کنند نیز مراسم عید نوروز را برگزار می کنند

روسیه



روسیه        

عید نوروز در میان 25 میلیون مسلمان از حدود 40 قومیت در روسیه، به شکلی جذاب و با آداب و سنن متفاوت که ریشه در تاریخ هر یک از آنها دارد، جشن گرفته می شود.


/ 1 نظر / 2 بازدید
ایمان آرزه

سلام بزرگوار. از تارنمای زیباتون کوتاه،مختصر و مفید دیدن کردم. با سلیقه اید اما هنوزم میشه بهتر بشید. اگر وقت داشتید و سلیقتون گرفت خوشحال می شم به دست نوشته های این حقیر سری بزنید و نظر زیباتون رو ثبت کنید. ضمنا! یادتون نره! ***تو نظرسنجی هم حتما شرکت کنید.*** عزیز باشید.