اهمیت امنیت در حیات سیاسی و اجتماعی

امنیت از مهمترین دغدغه جامعه بشریت است. از این رو در همه بخش های زندگی، امنیت را به شکلی تعریف و از آن دفاع می کند تا جایی که آن را به عنوان یکی از دو مؤلفه اصلی خوشبختی می داند و برای به دست آوردن آن در طول تاریخ بشر، نظامهای اجتماعی و سیاسی برنامه ریزی های دقیق انجام می دهد. امنیت جان، امنیت غذا، امنیت شخصی و امنیت جمعی را می توان به عنوان مهمترین انگیزه و هدف از کنش و حرکت ها بر شمرده اند. اینگونه است که بهشت کامل انسانی جایی است که انسان در آن از همه نوع امنیت و آرامش برخوردار باشد.

به همین خاطر است که اگر نگرانی از آرامش روحی و روانی برای هر فرد، دغدغه اصلی است، آرامش و امنیت جمعی نمی تواند از این دایره بیرون باشد، لذا امنیت و آرامش به شکل لایه های درهم تنیده خودنمایی می کند. تلاش انسان هم دست یابی به انواع و اقسام خوش بختی، آرامش، امنیت و حفظ و نگهداشت آن است. امنیت ملی و اجتماعی یکی از مهمترین شاخه های این درخت عظیم و پر ثمر است. بناءً امنیت فردی بدون امنیت اجتماعی و ملی میسر نخواهد بود. وجود ا منیت در شکل کلاسیک آن هم که شامل امنیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، امر حیاتی تلقی گردیده است. مفهوم امنیت در باره امنیت و معانی متفاوت آن، تااکنون بحث های فراوانی صورت گرفته است. از دیرباز طرح مفهوم امنیت، به کارگیری نیروهای نظامی و استفاده از تجهیزات نظامی را در اذهان متبادر می ساخت.

برطرف کردن عوامل ترس و ناامنی از اساسی ترین هدف های یک نظام است. در طول تاریخ زمانی که نظام دولت ملی شکل می گرفت و گسترش می یافت، برخوردهای نظامی روی داده است. زایش و استقلال ملت ها همواره با تشنج های سیاسی و درگیری های نظامی همراه بوده است. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از متفکران، از جمله آنان که واقع گرا نام گرفته اند، امنیت ملی را با امنیت نظامی هم مفاد دانسته اند. امروزه این برداشت شکل سنتی به خود گرفته است و این در حالی است که امنیت ملی ابعاد کلاسیکی به خود گرفته که هر یک از این ابعاد به سهم خود در خور اهمیت است،‌ از جمله امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، امنیت سیاسی است، آنچه مسلم است اینکه تأمین امنیت،‌ امری مطلق و قطعی نیست و ناامنی به اشکال مختلف وجود دارد، یافتن امنیت نسبی از دو راه امکان پذیر است. 1- کاهش آسیب پذیری و ضعف که از آن به استراتژی امنیت ملی تعبیر می شود. 2- کوشش برای از بین بردن یا تهدیدهای امنیتی که اصطلاحاً استراتژی امنیت بین المللی خوانده می شود. امنیت در اشکال نازل و سنتی، همان امنیت جامعه از تعدی راهزنان و ایمن بودن شهرها است. اما اگر امنیت را در ابعاد وسیع تر و واقعی آن معطوف به حقوق شهروندی تعریف کنیم، قطعاً امنیت با آزادی های مدنی و... ملازمه خواهد داشت. در مجموع، امنیت دارای دو معنای ایجابی: یعنی وجود احساس رضایت و اطمینان خاطر نزد دولتمردان و شهروندان و سلبی؛ یعنی نبودن ترس، وحشت، ترور، اجبار و تهدید می باشد. ارتباط امنیت و مشارکت: مشارکت ملی و مردمی، یکی از مباحث اصلی در طرح امنیت ملی است.

اما این امنیت و این نوع از مشارکت باید به سوی مشارکت مثبت و کنترل شده هدایت گردد، به شکلی که از یک سو نگاه به امنیت کشور، یعنی استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور باشد و از سوی دیگر امنیت اجتماعی شهروندان، حفظ حریم خصوصی زندگی آنها، دفاع از حقوق و آزادی های شان که از وظایف مهم و اصلی دولت و حکومت است، تأمین شود که در این زمینه نقطه اساسی را مورد توجه قرار دهیم نه اینکه فقط امنیت دولت را امنیت جامعه تلقی کرده و نه صرفاً بدون توجه به این مطلب که در سطح کلان در منطقه و جهان چه می گذرد، امنیت شهروندان با دیدگاه کلان و روشنگرانه مد نظر قرار گیرد. از آنجایی که امنیت اجتماعی یک نعمت بی بدیل بوده و در ابعاد فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و قضایی و... از نیازهای اصلی فرد و جامعه بوده و ایجاد و گسترش آن نیز وظیفه آحاد ملت، حکومت ها و دولت ها است و لهذا هیچ مکتب و یا نظام حقوقی نمی تواند خود را نسبت به موضوع امنیت بی تفاوت قلمداد نماید. به دلیل اینکه امنیت گذشته از اینکه فی نفسه یکی از ضروری ترین نیازهای بشر است بلکه عامل مهمی برای رشد و توسعه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، علمی و اقتصادی است. و اسلام هم به عنوان یکی از نظام های حقوقی جامع و مترقی از این قاعده مستثنی نبوده با ملاحظه به متون دینی، احکام و مقررات اسلامی ملاحظه می شود که اهمیت امنیت در همه عرصه ها و راه حل های تحقق بخش به امنیت اجتماعی بیش از سایر نظامهای حقوقی در دین اسلام مورد مداقه قرار گرفته است. در بررسی اهمیت امنیت اجتماعی از دیدگاه اسلام به قرآن کریم، روایات معصومین و سخنان بزرگان دین و صحابه کبار، قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان پرداخته شده است.

در قرآن کریم آمده است: خداوند به کسانیکه از شما ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند وعده می دهد که آنها را قطعاً خلیفه روی زمین خواهد کرد همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آئینی را که برای آنها پسندیده پا برجا و ریشه دار خواهد ساخت. و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل می کند. در آیه دیگر می فرماید: خداوند برای آنانکه کفران نعمت می کنند مثلی زده است؛ منطقه ابادی که امن و آرام و مطمئن بوده و همواره روزی اش بطور وافر از هر مکانی فرا می رسیده؛ اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند بخاطر اعمالی که انجام می دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندام شان پوشانید. امنیت اجتماعی را باید در سایه آموزه های بلند انسانی چون: تقوا، عدالت، عمل صالح، رعایت حرمت و حقوق انسان ها، دفاع از مظلومان و محرومان، مبارزه با مفسدین و مجرمین، رفع فقر، تأمین معیشت مردم، حفظ آزادی های مشروع و حاکمیت قوانین و مقررات انسانی و الهی جستجو کرد، کما اینکه امنیت فردی هم از دیدگاه قرآن ناشی از ایمان واقعی و آرامش روحی و اطمینان نفس و یاد خداوند است. یا پیامبر(ص) می فرماید: وطنی که امنیت و شادی در آن نیست، خیر در آن نیست.

امام علی(ع) می فرماید: لا خیر فی الوطن الا مع الامن والمسره. از مفاد این حدیث چنین استفاده می شود که سرور و مسرت فرع بر امنیت بوده و شادی بدون امنیت بی معنا است. اگر پیرامون موضوع محاربه مجازات سنگین پیش بینی شده است، بخاطر جلوگیری از بی ثباتی و تزلزل در امنیت سیاسی و اجتماعی و حتی امنیت فکری و دینی مردم و پرهیز از هرج و مرج است. اگر اسلام برخورد تندی نسبت به سارق اتخاذ کرده است به علت حفظ امنیت مالی و اقتصادی جامعه و پرهیز از اخلال در نظام اقتصادی جامعه است. اگر در قوانین اسلام برخورد جدی در خصوص جرائم حدود مثل زنا، لواط و غیره پیش بینی شده است، بیانگر اهمیت امنیت عرضی و ناموسی و اخلاقی و حفظ امنیت اخلاقی جامعه است. 

ضمن اینکه تحریم شدید قتل در اسلام نشانگر اهمیت جانی افراد جامعه از نظر اسلام و اینکه از نظر قرآن مجید قتل یک نفر همانند قتل همه افراد جامعه حساب شده است، بیانگر اهمیتی است که اسلام برای امنیت جانی و نفس قائل شده است. و اگر در آموزه های انسانی اسلام توجه شود، اسلام نقش بسیار مهمی در زمینه های مختلفی سعادت و رفاه جامعه بشری دارد.

چنانچه از اسلام به عنوان ابزار و وسیله جهت رسیدن به مقاصد و منافع شخصی و امیال حیوانی استفاده نشود. امروزه کشور عزیز ما افغانستان بیش از چندین دهه است که دچار بحران و کشمکشهای ناشی از عوامل و دست های ناپاک بیرونی و داخلی شده است، طبیعی است که یکی از پیامدهای مخرب منازعات، درگیری های دوامدار و همیشگی و چالش های سیاسی، قومی،‌مذهبی و سمتی، ناامنی، ترس و وحشت است. مردم ستمدیده افغانستان در دوران حاکمان جور و استبداد از مهمترین حقوق شهروندی شان که همانا امنیت و آزادی است،‌ در تمام زمینه هایش محروم بوده و در خلال سه دهه بحران شاهد انواع بی مهری، تعدی و ظلم و ستم که از ناحیه حاکمیت های مختلف مرکزی و محلی واقع شده است، بوده است. اعمال و رفتاری که نسبت به مردم مسلمان افغانستان در این محدوده زمانی واقع شده است، قلم و بیان از گفتار و نوشتار آن عاجز است.

http://wahdat.net/m/?p=v2&i=7140

/ 0 نظر / 2 بازدید