خون سیاوش شعری از شاعر تاجیک "بازار صابر"

"بازار صابر" شاعر نوگرای تاجیک، باورهای ایران‌گرایانه‌ی خود را در قطعه شعری نشان داده است. در روزگاری که ایرانیت و ایران‌گرایی در ایران امروزی و گستره‌ی آن جرم تلقی می‌گردد، اینگونه گرایشات سبب دلگرمی است. فسوسا! آنانکه با هویت ملی ایرانی و آثار تمدنی‌اش به ستیز برخاسته‌اند، آیا نمی‌دانند به همین علت، گرایشات قومی‌گری و قبیله‌گرایی به ویژه در آذربایجان و کردستان رو به فزونی است؟

خون سیاوش شعری از شاعر تاجیک "بازار صابر"

---------------------------------------------------

ویدئو کلیپ بسیار زیبای این سرود را از لینک زیر دانلود نمایید. بر قسمت "دریافت"، کلیک سمت راست کنید و سپس Save link as را فشار دهید.

                                                            خون سیاووش

از خون سیاووشیم

هم خون سیاووشیم

از جامعه سفیدانیم، هر جامه نمی‌پوشیم

همسان اوستاییم، هم آتش زردشتیم

ما آتش زرتشتی ناکشته نمی‌کشتیم

 

هم تیشه فرهادیم، اندیشه همی کردیم

جز ریشه آهرمن ما تیشه نمی​کردیم.

از دوره دیوشیج در کوزه ما دیوی است

این دیو عداوت نیست، این دیو وطن خواهی است

 

چون زال زر از مادر، کم بچه تولد شد

هم روی سفیدش بود، هم موی سفیدش بود

ما هم که از آن ذاتیم، ما هم که از آن بابا

هم موی سفید از ماست، هم روی سفید از ما

 

در قبله دل ما را طاق هم محراب است

در قبله دل ما را محراب نه، سهراب است

در بازوی دل ما را، یک پنجه‌ی کوتاه است

در پنجه‌ی کوتاهش از باربَدست این دست

 

اسماعیل سامانی دیوار بخارا بود

ما هموطن اوئیم، او هموطن ما بود

ما هم کوی خارائیم، دیوار بخارائیم

دیوار بخارائیم، ما هم کوی خارائیم

 

یک طایفه از لاهور، یک طایفه از توسیم

هم وارث خاموشیم، هم وارث ناموسیم

همشهری فردوسی، همشهری اقبالیم

همشهری به ناموسیم، همشهری به اقبالیم

 

در کاهی عجم کوه هست، در موری عجم میراست

در شعری عجم شیر است، در شعری عجم شیر است

شعری که در انبوه ِ نیزار قلم خوابست

شیر نر ِ شعرش را دشمن نتواند بست

منبع

http://www.yasha-iran.blogfa.com/post-206.aspx


/ 0 نظر / 7 بازدید